اشاره:

آذر= آتش، یادآور روشنایی وگرماست. دراندیشه فزونی این فروزه ها درنهاد خویش باشیم 

اندیشه:

 چرادر این دوران اندیشمندان به منش زرتشت روی می آورند؟

 به سبب انگیزه های گوناگونی است؛ چون:
۱- اهورامزدا( : خداوند درپیام زرتشت) به چَم( : معنی) «دانش وآگاهی بیکران هستی مند» است.
۲- خداوندِ اندیشه زرتشت در آسمان ها جای نگرفته که گاهی به خشم آید وهرگاه اراده کند مَرتوگان( : مردم) را به رنج آورد.
۳ـ مَرتو( : انسان)، بنده و برده خدا نبوده که با ترس از او فرمان پذیرد، بلکه همکار وهمراه «مزدا» در پیشرفت وگسترش دانش وآگاهی است.
۴- منش وفلسفه اشوزرتشت بر پایه «اشا»( : هنجارراستی در هستی) استوار شده است.
۵- دروغ دراین دین نیست وبا فلسفه آن ناهمگون است به ویژه دروغ مصلحت آمیز جایگاهی ندارد.
۶- پیام ویژه این دین وآیین؛ پیروی از اندیشه، گفتار وکردار نیک است.
۷- جایگاه مَرتو یا انسان بر پایه ارزشمند «خردمندی» استوار شده است.
۸- منش زرتشت، گسترش دهنده دانش ودادگستری در جهان است.
۹- گزینشِ همه گزینه های زندگی، در راستای آزادی واختیار است.
۱۰- مَرتوگان را به جشن وشادمانی فرامی خواند، پس سوگواری( : عزاداری) در این فرهنگ جایگاهی ندارد.
۱۱- کار وکوشش رابه همه سفارش می کند تا تنبلی وکاهلی درزندگی ناپدید گردد.
۱۲- آیین تازه شدن با دانشِ زمان بوده به همین روی پیروانش ازخرافه پرستی وپندارهای نادرست دوری می کند.
۱۳- نه تنها زنان ومردان یکسانند بلکه همه ازهرنژاد، تیره ورنگِ پوستی در این آیین با یکدیگر برابرند.
۱۴- پاسداری از آب، خاک، هوا وآتش را سفارش می کند تا زیستگاه همگانی آلوده و ناپاک نگردد.
۱۵- گزینش این دین از روی «آزادی» است بنابراین بیرون رفتن از آن نیز«مرگ آور» نیست.
۱۶- از بکن ها و نکن ها سخن نمی گوید بلکه گزینش بهترین راه زندگی را به خِرَد مَرتو ودانش روز واگذار کرده است.
۱۷- بهره گیری ازمرتوگان در جایگاه کنیز و برده را کاری ناشایست می داند.
۱۸- قربانی کردن وکشتار جانوران را کرداری نادرست می داند.
۱۹- کسی به شَوه( : دلیل) دگراندیش بودن، کشته ونابود نخواهد شد.
۲۰- چون تن جایگاه روان است که نباید آزرده شود، روزه گرفتن ونخوردن خوراک جایگاهی ندارد.
۲۱- این دین نه تنها ازجنگ وخونریزی پرهیز می کند بلکه سفارش دهنده آشتی، پارسایی وازخود گذشتگی است.