اشاره:

ماه آبان یاد آورجایگاه آب است. به یاد استفاده بهینه از آب باشیم

اندیشه:

 جایگاه اهورامزدا در بینش زرتشت

اهورامزدا را تاکنون پژوهشگران « دانای بزرگِ هستی بخش» برگردان کرده اند. 

به باور، برداشت ودل آگاهی من از بینش اشوزرتشت در گات ها، « اهورامزدا» چم (:معنی) ژرف تر وارزشمند تر از این برگردان را دارد که در نسک (:کتاب) هایی به آن اشاره شده است.

چنین اندیشیده ام که: دانا «اسم فاعل» است به چم کننده کار، کسی که می داند.

بزرگ نیز فروزه (:صفت) چیزهای مادی است. کوه بزرگ، سنگ بزرگ، ماشین بزرگ.

اهورا نیز به چم «هستی بخش» گفته شده است. این برگردان نیز «اسم فاعل» است، کسی که هستی را بخشیده است.

با این برگردان از واژه «اهورامزدا»، پروردگار اندیشه زرتشت نیز همانند خدای برخی ادیان، موجودی خواهد بود که در جایی مانند آسمان جای گرفته، سخاوتمندی کرده که هستی را به ما بخشیده است. او بزرگ و قدرتمند وگاهی خشمگین وانتقام گیر خواهد بود. بنابراین شایسته است همه بنده وبرده چنین موجودی باشند. ولی در بینش زرتشت، هیچگاه به چنین خدایی با این ویژگی ها اشاره نشده است.

اشوزرتشت هنگامی که در سرودهایش «گات ها» ازاهورامزدا سخن به میان می آورد، انگار از گونه یی انرژی وفروزه یاد می کند که سرآغاز وسرانجام هستی است. سراسر هستی را فراگرفته و با آن آمیخته شده است. این خدا ویژگی موجودی که کننده کار« اسم فاعل» باشد را درپیام او ندارد.

به باور من واژگان «مزدا» و«اهورا» که اشوزرتشت جداگانه وگاهی باهم در سرودهایش از آن یاد می کند. هریک برگردان ویژه ونیکوتری دارد. خدای اندیشه پیام آور وآموزگار ایرانی، زرتشت؛ بسیار بالاتر از یک موجود ناشناخته است که کارهای سترگ وناممکن را از او خواستار باشیم وهرگاه چشم به راه معجزه وکار شگفت انگیزی از او داشته باشیم. سرنوشت نیک وبد را برایمان بنیان گذاشته باشد، پس از این جهان نیز پاداش وکیفر را برای کارهای نیک وگناهان ماآماده کرده باشد. 

اهورامزدا «اسم فاعل» وکننده کار نیست، اگر چنین باشد! چنین خدایی را چه کسی آفریده است؟ چگونه درهستی پدیدار شده است؟ چنین خدایی پیش از «هستی» وجود داشته وفرآیند هستی یکی از کارهای اوست؟ یا نخست هستی به ریخت آمده (: شکل گرفته) وپس از آن خداوند در آن پدیدار شده است؟.

در برداشت من از بینش اشوزرتشت: مزدا به چم « دانایی وآگاهی» است وفروزه یی که می توان به آن پیوست کرد، بزرگی نیست بلکه « بیکرانی» است. بیکران (:آنچه پایان نمی پذیرد).

دانش بیکرانی که سرآغاز پیدایش هستی بوده است وبا هنجاری درست (: اشا) وبه یاری خرد مرتوها (:انسان) که پیوسته یار وهمکار این «مزدا» بوده اند. آنچه از ملیون ها سال پیش تاکنون درزندگی پدیدار شده، کشف شده، آفریده واختراع شده تا همگان درگذر زمان بهآگاهی رسیده اند. همه به یاری « دانش وآگاهی بیکران» (: مزدا) بوده است.

«اهورا» نیز در برداشتی که از بینش زرتشت داشته ام «اسم فاعل» نیست. نیکوترین برگردان واژه اهورا (: هستی مند) خواهد بود نه « هستی بخش»

« هستی مند» آنچه خود دارای هستی بوده وبا هستی آمیخته شده است، اهورا اِشغِ پرشور هستی است.

همانند واژگان اندیشمند، دانشمند وهنرمند است که دارای اندیشه، دانش وهنر می باشد.

بنابراین واژه اهورامزدا را می توان: «دانایی وآگاهی بیکران هستی مند» نامید. دانش بیکرانی که هرگاه بخواهیم از او یاد کنیم، به اوپناه ببریم یا به او نزدیک شویم؛ بایستی دانش را در خویش افزون سازیم. ازخرد بهره بگیریم تا به دانایی دست یابیم. آنگاه به راز هستی وچیستی پدیده های ناشناخته پی خواهیم برد. آنچه تاکنون نشناخته، ندیده، درک نکرده ونشنیده ایم؛ با ابزار دانایی وخرد همگانی، اندک اندک آشکار شود تا بدین سان با خداوند هستی همراه وهماهنگ شده باشیم. دانش وآگاهی بیکران (:مزدا) در هرهنگام ودر همه جا یاور وپشتیبان ما خواهد بود چنانچه آن را دریابیم، به کارگیریم، ستایش کرده وخشنودگردانیم. با این نگرش به اهورامزدا در بینش زرتشت؛ پندارگرایی، خرافه پرستی، نادانی واندیشه پوچ در زندگی مرتوگان (:بشر) جایگاهی نخواهد داشت وبیگمان (:اهورامزدا) که دانایی وآگاهی بیکران همگانی درهستی است،  بهروزی وآرامش را پیوسته به دانایان پیشکش خواهد کرد.