1

استاد فرمودید که بهشت پیش از انسان وجود نداشته  است در حالی که در تورات دلیل بیرون راندن آدم از بهشت، حوا بوده است.
نظرتان چیست؟


پرسش :

استاد فرمودید که بهشت پیش از انسان وجود نداشته  است در حالی که در تورات دلیل بیرون راندن آدم از بهشت، حوا بوده است.
نظرتان چیست؟


پاسخ :
درود برشما، ازبینش زرتشت چنین برداشت می شود که بهشت از واژه « وَهیشتِم مَنو» اوستایی برگرفته شده است. همان که در بین عرب ها« جَنَت» نامیده می شود. « وَه» همانند بِه،  به چم (: معنی) نیک و خوب است. وَهتَر: بهتر- وَهیشتِم: بهترین است و « مَنو» به چم منش واندیشه می باشد. وهیشتم منو (: بهشت) بهترین فروزه ای خواهد بود که هر کس به آن اندیشه دارد و فراهم شدن آن را پیوسته برای روان خود آرزومی کند، چنین جایگاهی به ریخت (: شکل) مادی نیست بلکه مینوی است. بیگمان روان هرکس درزندگی این جهان نیاز به شادی وآرامش دارد که با کارهای نیک او پدیدار خواهد شد. بنابراین بهشت اندیشه ایرانی رامَرتوگان (: انسان) با اندیشه وکردار خویش فراهم می کند. نه اینکه چشم به راه رسیدن به چنین جایگاهی پس از درگذشتن باشد. به همین روی آزرده شدن روان بداندیش نیزبرگرفته ازکردارِ بداوخواهد بود که با اراده وخواسته خویش به آن خواهد رسید. آن ویژگی را اوستا « دروجو دِمانِه» نامیده  که به چم جایگاه دروغکاران است. 
2

درود بر نیکنام گرامی،  چرا اهورامزدا نیکی و بدی را آفرید؟ چرا تنها نیکی را نیافرید؟ اگر راه یکی است و راستی چرا باید بدی هم باشد. تا دوستداران اشا گمراه شوند؟ 


پرسش :

درود بر نیکنام گرامی،  چرا اهورامزدا نیکی و بدی را آفرید؟ چرا تنها نیکی را نیافرید؟ اگر راه یکی است و راستی چرا باید بدی هم باشد. تا دوستداران اشا گمراه شوند؟ 


پاسخ :
درود، اهوامزدا با نیکی در سراسرهستی پایدار است و هیچگاه زاینده بدی ها نیست! به چم(: معنی) واژه اهورامزدا بنگریم:  « دانایی وآگاهی بیکران هستی مند» اشوزرتشت نخستین بار به این پدیده پی برده است که سرآغاز وسرانجام هستی است. دانشی بیکران که هیچگاه پایانی نخواهد داشت. هرگاه مرتوگان (: انسان) با دانایی به سراغ چنین خدایی (اهورامزدا) برود وازاو یاری بخواهد، چنانچه برپایه هنجار راستی (: اشا) ومنش نیک (: وهومن) باشد،  فرآورده آن نیکی، مهربانی، شادی، سازندگی، تازگی، خوشبختی، بهروزی وپیشرفت خواهد بود ولی هرگاه براندیشان با کارهای نادرست خویش که برگرفته از نادانی، حسادت، خودپسندی، کینه وخشم باشد از اهورامزدا (دانش بیکران) یاری بجویند. بدی هایی پدیدار خواهد شد که با جنگ وبیداد، یورش وکشتار، خرافه وپندار،  واستفاده جنگ افزار همراه خواهد بود.  بدین روی آفریننده بدی ها، انسان بداندیش وناآگاه است که اگربر روی زمین نباشد هیچگاه بدی پیش نخواهد آمد. برای اینکه دانشی درست پایدار گردد وبدی درهازمان (: جامعه) نباشد. دست به کارشویم تا دانایی راگسترش دهیم. از مزدا (: دانایی وآگاهی بیکران) یاری بجوییم.   
3

درود آیا گزاره «اندیشه نیک، گفتار نیک وکردار نیک» سخن خود زرتشت است، زیرا من آن را در گاتاها به همین صورت ندیدم؟


پرسش :

درود آیا گزاره «اندیشه نیک، گفتار نیک وکردار نیک» سخن خود زرتشت است، زیرا من آن را در گاتاها به همین صورت ندیدم؟


پاسخ :
درود برشما، اندیشه نیک که در سرودهای زرتشت، گات ها به ریخت (شکل)، « وهومَنَنَگها»، «وَنگهِه اوش مَنَنگهو» «وهومَنَه» آمده در بسیاری از بندها یادآوری شده است. گفتار نیک به ریخت« اوخذاییش»، «وهو وَچَنگها»، «وَچَه هی چا»آمده وکردارنیک نیز به ریخت « شکیَه اوتنا» آمده که در جای جای پیام زرتشت اشاره شده است، در برخی ازبند ها: (بند۳ ازهات ۳۰) و (بند۳ از هات ۵۱) و (بند ۲۱ از هات ۵۱) هر سه واژه اندیشه، گفتار و کردار نیک باهم به کار گرفته وستایش شده است.
4

درود، یکی از ۹ باور و اصول در دین ررتشت، باور به جهان مینوی هست، آیا جهان مینوی با این جهان فرق دارد؟ امشاسپندان و اورمزد که در جهان مینوی هستند، یعنی کجا؟ 


پرسش :

درود، یکی از ۹ باور و اصول در دین ررتشت، باور به جهان مینوی هست، آیا جهان مینوی با این جهان فرق دارد؟ امشاسپندان و اورمزد که در جهان مینوی هستند، یعنی کجا؟ 


پاسخ :
درود برشما، پایه های بنیادی دین زرتشت بر هفت گام استوار شده است. ۱- جایگاه اهورامزدا (یگانه بودن دانایی وآگاهی بیکرانِ هستی مند). ۲- باور به آموزگاری و پیام آوری اشوزرتشت. ۳- پیوستن به اشا(هنجار راستی درهستی). ۴- پیروی از هومَت، هوخت، هووَرشت (اندیشه، گفتاروکردارنیک). ۵- آزادی گزینش (برپایه خردمندی). ۶- پاداش کارنیک وپادافراه کردارزشت (دریافتِ شادی ورنج درپی کردارخویش). ۷- جاودانگی روان(شادی ورنج دیرپا برای روان). جهان مینوی که شما اشاره کرده اید بیگمان برای روان خواهد بود. وبسیاری از پیام آوران، رازوران (عارفان) واندیشمندان به آن اشاره کرده اند ولی، کَس نامَد ازآن جهان که تا پرسَم ازاوی / احوالِ مسافرانِ عالَم، چون شد!. باور ندارم که اورمزد وامشاسپندان تنها درجهان مینوی هستند!. اورمزد، کوتاه شده واژه «اهورامزدا» است که چَم (:معنی) آن، دانایی و آگاهی هستی مند است. امشاسپندان نیز فروزه (:صفت) های برگرفته از اهورامزدا می باشند که انسان نیز می تواند آنها را در نهاد خویش پرورش دهد، بیگمان در این جهان پدیدار خواهند شد. 
5

با سلام می خواستم بدانم چرا دین ها با هم تفاوت دارند؟ مگرخدا یکی نیست؟

 

 


پرسش :

با سلام می خواستم بدانم چرا دین ها با هم تفاوت دارند؟ مگرخدا یکی نیست؟

 

 


پاسخ :
درود برشما، آشکار است که اندیشه مَرتوگان (انسان) از روزگارانِ باستان درپی پذیرش پدیده و فروزه یی به نام خداوند بوده است. از آنجا که هریک در بخشی از جهان وسرزمین خویش از فرهنگِ ویژه ای برخوردار بوده اند، نام و جایگاهی گوناگون نیز به خدای اندیشه خویش داده اند. درپی رویدادهای زاستاری (:طبیعی)  مانند زلزله، آتشفشان وآفت ها که هرگاه برای مرتوگان پیش آمده آنان باوربه خدایان خشمگین نیز داشته اند که سبب خشم و ویرانی بوده اند بنابراین برایشان فدیه می دادند و قربانی می کردند. این شیوه در بین بسیاری از مرتوگان در روزگاران باستانی گسترش داشته است چون آنان از دانش کافی بهره مند نبوده اند. درسرزمین پهناور ایران باستان، واز آنچه در استوره ها، حماسه ها، ادبیات اوستایی وشاهنامه به یادگار مانده است. چنین برداشت می شود که نخست خورشید مورد ستایش بوده، پس از آن نورخورشید که «مهر» نام گرفته است ستایش شده است وآیین مهر پرستیفراگیرشده است و به ریخت (شکل) میتراییسم به اروپا نیز راه یافته است. «اردویسور اَناهیتا» (:آب بالنده پاک) نیز موردستایش بوده است.  از زمان هوشنگ که «آتش» مهار شده ودر زندگی مرتوگان آشکار گشته است، آتشکده ها برپا شده که این پدیده زندگی ساز نیز پرستاری (:پرستش) گردد تا همچنان در خانه ها نیز پایدار بماند، (سرودهایی درستایش خورشید، مهر، آب و آتش از آن دوران همچنان در اوستا به یادگار مانده است). باور پس از آن «اَهوره» درایران و در«اَسوره» در هندوستان بوده است. پدیده ای که  به باور مَرتوگانِ آن زمان، هستی را به ریخت آورده اند. (هستی آفرین، هستی بخش) برگردان این واژگان بوده است. زرتشت پس از این روزگاربا دل آگاهی به اندیشه یی تازه دست می یابد وآن را آشکار می سازد، نخست اینکه در می یابد هیچ پدیده ای به نام خداوند نباید باخشم وبی داد، سبب آزار به مرتوگان و آسیب به زندگی آنان باشد. سپس می اندیشد که خورشید، مهر، اناهیتا، آتش ومانند اینها در زندگی ارزش دارند ولی خداوند هستی چیز دیگری باید باشد! زرتشت واژه «مَزدا» (: دانایی و آگاهی بیکران) را برای مرتوگان آشکار می سازد، از آن پس مرتوگان درایران وجهان در می یابند که هستی برپایه دانش وآگاهی به ریخت آمده است.  با این نگرش، اهورامزدا، (دانایی وآگاهی هستی مند)  ویژگی خدای ایرانی است که جایگاه ویژه خود را داشته ویگانه است. همه چیز برهنجار راستی استواراست، اهورامزدا (دانش وآگاهی) توانایی پیشرفت، سازندگی وبهروزی درزندگی مرتوگان دارد وهمان باید پیروی و پرستش شود. دراین منش و بااین فلسفه همه چیز برجای خود پدیدار شده و زندگی درهستی به ریخت آمده است. همه رویدادها در فرآیندِ هستی برپایه نیکی است و خداوند بدی را پیش نخواهد آورد بلکه مَرتو (انسان) چنانچه اراده کند پدید آورنده بدی خواهد بود. درشیوه مزدایی زندگی برپایه دانش و خرد پیش خواهدرفت وتازه خواهد شد. مَرتو(انسان) یاور، همراه وهمکار اهورامزدا درسازندگی و پیشرفت زندگی است. اوبنده وبرده خداوند (دانش وآگاهی) نیست  که از خدای خویش ترس وهراس داشته باشد بلکه باید بادانش اندوزی وآموزش به دیگران گسترش دهنده دانایی باشد زیرا«مزدا» فروزه اهورایی است وتوانایی درپذیرش دانایی است چنانکه فردوسی نامدار نیز می فرماید: توانا بود هرکه دانا بود \ زدانش دل پیر برنا بود. در این راستا خداوندان پس از اهورامزدا نیز که به مرتوگان در فرهنگ وگویش گوناگون دیگر بیان شده چنانچه با این ویژگی باشند آشکار است که خداوندِهستی یگانه خواهد بود تنهابا نام های گوناگونی بیان است.  
6

درود بر شما، زندگی پس از مرگ در دین زرتشتی چگونه بیان شده است ؟


پرسش :

درود بر شما، زندگی پس از مرگ در دین زرتشتی چگونه بیان شده است ؟


پاسخ :
سخنی درباره زندگی پس از مرگ درپیام زرتشت نداریم، برخی از نوشته های پهلوی مانند «اردای ویراف نامه» به داستان سرایی دراین باره پرداخته که باور فردی یک موبد ساسانی بوده است. بیگمان: کس نامد از آن جهان که تا پًرسَم  از اوی \ احوالِ مسافرانِ عالم چون شد؟ منش زرتشت بیشتر به شادی، آرامش و بهروزی مَرتوگان (انسان) دراین جهان سفارش دارد نه جهان پس از مرگ که درآن بهترین نیازهای مرتوگان برآورده شود. اگر چنین باشد پس این جهان سکوی پرتاب به جهان پس از مرگ خواهد بود. آشکار است که درباورسنتی زرتشتی روان با تن همراه است و هرگاه کار نیکی ازاو سرزَنَد، خرسند وشاد خواهد شد، اینگونه شادی که برای روان فراهم خواهد شد، بهشتِ مرتوگان است که در این جهان وبا اراده هرکس پیش خواهد آمد. دراین بینش، خداوند از آغاز مکانی خوش آیند برای نیکوکاران به نام بهشت (جَنَت) و جایگاهی برای آزار بدکاران به نام دوزخ (جهنم) نیافریده است. بلکه همه در همین جهان روی خواهد داد، روان نیکوکاران در فرآیند کنش و واکنش، پیوسته درشادمانی به سرخواهد برد و روان بدکاران در هرهنگام ناشاد و آزرده خواهد شد. 
7

روزگار خوش، یک جمله از زرتشت هست که می گوید: خوشبخت کسی است که خواهان خوشبختی دیگران باشد؛ اکنون پرسش من این است که ممکن است کسی خوشبختی را در کارهای ناپسند ببیند، مثلا دزدی کردن، دروغ گفتن، مسخره کردن، مال کسی را خوردن و ... ، ما باید برای اینکه خوشبخت شویم به او در این کارها کمک کنیم؟


پرسش :

روزگار خوش، یک جمله از زرتشت هست که می گوید: خوشبخت کسی است که خواهان خوشبختی دیگران باشد؛ اکنون پرسش من این است که ممکن است کسی خوشبختی را در کارهای ناپسند ببیند، مثلا دزدی کردن، دروغ گفتن، مسخره کردن، مال کسی را خوردن و ... ، ما باید برای اینکه خوشبخت شویم به او در این کارها کمک کنیم؟


پاسخ :
به این بند به ژرفی بنگرید: خواهان خوشبختی دیگران باشد، نه هربدکاری را یاری رساند. مرتو (انسان) از دیدگاه اشوزرتشت نماد خردمندی، دانایی و راستی است. دراین بینش کارهایی شایسته است که به سود همه باشد و سبب بالندگی، سازندگی و پیشرفت هازمان مرتوگانی، اینک باید بیندیشیم که هرج و مرج، نابسامانی، جنگ و گریز، کشتار دیگران، دروغ ودزدی از رفتارهای هنجارگونه مرتوگان است ویا ناهنجاری برای روان آفرینش فراهم می کند. بیگمان از دیرباز مرتوی خردمند وآگاه،  شایست هارا دربرابر ناشایست ها شناخته و اگراز خرد بهره داشته باشد  هنجارراستی را پذیرا خواهد بود.
8

درود مهربان نیکنام. شما فرمودید که به پیامبر ما وحی نشده و الهام شده است. خواهشمندم تفاوت دقیق میان این دو را برایم آشکار سازید. سپاس بی پایان


پرسش :

درود مهربان نیکنام. شما فرمودید که به پیامبر ما وحی نشده و الهام شده است. خواهشمندم تفاوت دقیق میان این دو را برایم آشکار سازید. سپاس بی پایان


پاسخ :
درود. ازآنچه درگزینه وحی برای پیامبران برداشت می شود این است که فرشته ویا فرشتگانی که نزدیک خداوند بوده اند، پیام هایی را درزمان هایی مناسب که شان نزول گوناگون نیز داشته است، از خداوند دریافت می کرده اند وآن را به گوش پیامبر یافرستاده خداوند (رسول) بازگو می کرده اند. پیامبر نیز همان گفته رسیده از خدا را به گوش مردم رسانده وآشکار است که هیچگونه دخالتی در کم وزیاد کردن آن نداشته است زیرا دراین صورت گفته خداوند تغییر می کرده است. ازآنجا که زرتشت  برای «اهورامزدا» نام ومکانی بیان نکرده است. جایگاه او را درآسمان نمی داند که برعرش تکیه زده باشد وفرشتگانی پیرامون اوباشند. بلکه اهورامزدا در بینش زرتشت، یک فروزه (صفت) است که «اهو» به چمار(معنی) هستی آفرین و«مزدا» به چماردانش بیکران است (دانش بیکران هستی آفرین) بنابراین زرتشت از دانش ودانایی در هستی به فراگیری دانش پرداخته و بهآگاهی رسیده است. ندای درونی وبینش مینوی (سروش) به یاری او آمده وهرگاه پرسشی برایش پیش آمده با پژوهش درهستی، در پرتودل آگاهی والهام به رازهای گوناگون هستی پی برده وهریک را درسرودهایش (گات ها) بیان کرده است. گفتنی است اشاره می کند که هرکس با آزادی می تواند سخنان او را بپذیرد ویا به آنچه اندیشه دارد روی آورد. بدین روی دربینش وفرهنگ ایران باستان، فرشته وجود خارجی نداشته و وحی پدیدار نشده است.
9

درود استاد، آیا بهدینان به سرنوشت  نیزباور دارند؟ اشو زرتشت در گاتاها اشاره ای به این نکته کرده است؟ سپاس


پرسش :

درود استاد، آیا بهدینان به سرنوشت  نیزباور دارند؟ اشو زرتشت در گاتاها اشاره ای به این نکته کرده است؟ سپاس


پاسخ :
خیر، دربینش زرتشت همه رویدادها برپایه خردمندی ودر پرتو دانش پیش خواهد آمد. هیچکس مجبور نیست تا به آنچه پیش رویش قرار می گیرد تن دردهد و آن را به حساب سرنوشت بگذارد. سرنوشتِ مَرتًو (= انسان) را چه کسی گزینش کرده است؟ شاید باور کنیم خداوند رقم زده باشد؛ ولی مگرخداوند دادگر(= عادل) نیست. پس بایستی سرنوشت همه را یکسان برگزیده و بخشیده باشد! در پیام زرتشت به جای باور به سرنوشت، «بخت» (= شانس و اقبال) وجود دارد که هرگاه ودر هر زمانی ممکن است تا پیش روی کسی نمایان شود. گزینش هرگونه بختی در هر زمان، با آزادی و اختیار است. مَرتویی که بخت یار باشد (خوش شانس) و با دانش و آگاهی بهترین بخت پیش روی خویش را گزینش کند، در زندگی کامیاب خواهد شد.  
10

بادرود، دردين زرتشت نذر كردن چگونه است؟  زرتشتيان برای برآورده شدن خواسته هايشان چه نذری می كنند؟


پرسش :

بادرود، دردين زرتشت نذر كردن چگونه است؟  زرتشتيان برای برآورده شدن خواسته هايشان چه نذری می كنند؟


پاسخ :
بهترین شیوه  پیشکش مینوی (نذرکردن) در بینش زرتشت، انجام کار نیک است. آشکار است که هرکس هنر و توانایی ویژه یی دارد، بر او شایشته است تا بخشی دارایی خویش مانند (هنر، دانش، ثروت، سخن) را به نیازمندان نیز برساند. انسان دربخش های گوناگون مادی و مینوی نیاز هایی دارد، بنابراین همه به گونه ای نیازمندند. در برابرآن هرانسانی نیز توانمندی های مادی و مینوی گوناگونی دارد که برخی برتر و بیشتر از دیگران است.  چنانچه بخشی از اینگونه توانمندی به ریخت (شکل) رایگان به نیازمندان رسانده شود،  بهترین شیوه پیشکشی (نذر) خواهد بود. کسی که بنیادهایی مانند بیمارستان و آموزشگاه رابنا می گذارد، بابرپایی جشن هایی مانند «گاهنبار» با دهش خویش خوراک و پوشاک را برای همه فراهم می کند، آنکه دانشی دارد و آموخته های خود رابرای بهزیستی و رستگاری دیگران به آنان آموزش می دهد. دیگری که با راهنمایی خود مشکلی را از پیش روی نیازمندی برمی دارد. سخنرانی که گفته های نیک و سازنده را به مردم بیان می کند. نویسنده یی که با خامه (قلم) خویش پیام بهزیستی را بازگو می کند. آنکه با پاک نگهداشتن آب، خاک، هوا و آتش محیط زندگی را برای همه سالم نگه می دارد و همه کسانی که با سفارش زرتشت، خوشبختی خود را در خرسندی دیگران احساس می کنند. (اوشتا. اَهمایی. یَهمایی، اوشتا. کَهمایی. چیت) نذر و پیشکشی خود را به خوبی ادا کرده اند. ..تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن...به دمی یا درمی یا قلمی یا قدمی
11

درود بر استاد، آیا نگاره فروهرمربوط به زرتشتیان است؟  شنیدم بال های آن نشانِ اندیشه، کردار وگفتار نیک است. سر فروهر به سمت راست است یا چپ؟


پرسش :

درود بر استاد، آیا نگاره فروهرمربوط به زرتشتیان است؟  شنیدم بال های آن نشانِ اندیشه، کردار وگفتار نیک است. سر فروهر به سمت راست است یا چپ؟


پاسخ :
فرتور (تصویر) فرَوََهَر که در سنگ نگاره ها دیده می شود، با فروهر(فروشی در اوستا) که درباور سنتی زرتشتیان از آن یاد می شود باهم یکی نیستند و هرکدام فلسفه جداگانه ای دارند و برای هریک نسک (کتاب) و مقاله هایی جداگانه نوشته شده است که هریک را باید جداگانه پژوهش کرد. در باور سنتی زرتشتیان وبا گزارشی که در « فروردین یشت» آمده است. هویت مَرتو (انسان) را چهار فروزه و گزینه فراهم آورده است، بخشمادی هویت مرتو، « تن و جان» است و بخش مینوی آن «روان وفروهر»؛ فروشی نیرو وفروزه خداوندی در وجود مرتواست که سبب پیشرفت و آگاهی روان در هرزمان است. نماد فروهر چیست؟ در زمان هخامنشی، نمادی برگزیده شده است تا در بالای سنگ نگاره ها نقش بگیرد که نام آن نیز اکنون فروهر شده است. سر او گاهی به سمت راست و گاهی به سمت چپ است و تفاوتی ندارد. اگر این نگاره را به حالت سه بعدی در نظر بگیریم به شکل بشقابی دایره مانند خواهد شد که انسانی در او نشسته و فرمانی به دست دارد. (اندیشه ای دارم شاید! در آنزمان چنین چیزی در آسمان مشاهده شده که با پایه هایی برزمین فرود می آمده است و شکل آن را بالاتر از همه در سنگ نگاره ها آورده اند باید درستی این پندار! به پژوهش درآید) یونانیان این نگاره را شکلی از اهورامزدا در نظر گرفته اند که ناردست است البته این توهم به این سبب پیدا شده که زیر بیشتر نگاره فروهر ها از اهورامزدا یاد شده و در نوشته های هخامنشی از او به نیکی یاد شده است. برخی باله های سه گانه او را نشانی از اندیشه، گفتار وکردار نیک دانسته اند و دیگر بخش های آن را نیز شرح داده اند. شاید باورهای فرهنگی روزگاران گذشته را بیان می کند، چون افزون بر باورهایی که از فرهنگ زرتشتی به آن نسبت می دهند، در دست پیرمرد، حلقه ای مشاهده می شود که شاید نماد خورشید و حلقه پیمان ودوستی در آیین مهری باشد. بهر روی زرتشتیان نیزاین نماد را در سده گذشته برای  درک بیشترباورهای فرهنگی خویش برگزیده اند و در بخش های گوناگون زندگی از آن بهره می گیرند ولی بیشتراز همه این فرتور، نماد ملی ایرانیان است و پشتوانه دینی کمتری در بینش زرتشت دارد.
12

درود، در آیین زردشتی همه چیز اختیاری است حتا نماز خواندن، پس تفاوت کسی که نماز می خواند با کسی که نمی خواند از لحاظ ثواب چیست؟


پرسش :

درود، در آیین زردشتی همه چیز اختیاری است حتا نماز خواندن، پس تفاوت کسی که نماز می خواند با کسی که نمی خواند از لحاظ ثواب چیست؟


پاسخ :
در بینش زرتشت نماز خواندن ثوابی ندارد بلکه مَرتو (انسان) برای رسیدن به آرامش و هنجار درست، اراده می کند که در زمان هایی از شبانه روز با دست های برافراشته رو به سوی روشنایی کند و «اهورامزدا» به چِمار «خرد کل هستی»، (دانش و دانایی) را ستایش کند. در این بینش نماز تنها به گفتار نیست، بلکه بهترین شیوه نیایش و ستایش اهورامزدا (دانایی و خرد) انجام کار نیک و کردار شایسته برای همگان است تا روان هستی خشنود گردد «هات ۲۸ بند نخست از گاتها، سرودهای زرتشت به این شیوه اشاره شده است» بنابراین کسی که نماز و نیایش به جا می آرد، همه گونه خدمتگزارهازمان (جامعه) راستی خواهد بود و روان هستی را با کارهای سازنده خویش خشنود خواهد کرد وکسی که اینگونه نیایش هایی را انجام نمی دهد در پیشرفت و سازندگی همبودگاه راستی جایگاهی نخواهد داشت.  بیگمان چنین کسی از بی هویتی خود در نقش یک مرتو، روان آرام و شادی نخواهد داشت.
13

 پل چینود چگونه است؟ آیا همان پل صراط است. چگونه فرد گناه کار از آن رد می شود؟


پرسش :

 پل چینود چگونه است؟ آیا همان پل صراط است. چگونه فرد گناه کار از آن رد می شود؟


پاسخ :
در سرودهای زرتشت به گذرهی به نام "چینوَت پِرِتو" اشاره شده است این واژه از دو بخش "چین" به چمار چگونه و "پِرِتو" به چِمار (معنی) گذرگاه تشکیل شده است، به چمار گذرگاه چگونه زیستن، دراین بینش به مادی بودن چنین گذرگاهی برای روان در گذشتگان اشاره نشده است،  بیگمان مرحلهای خواهد بود برای رایزنی و پرسش هرانسانی از وجدان خویش، پساز هررفتار وکرداری که انجام داده است.  موبدان دوران ساسانی به پیروی از فرهنگ دیگران که درآن زمان به ایران وارد شده بود، باورهایی درباره بهشت ودوزخ، جهان پس ازمرگ و سرگذشت آن را برای فهم بیشتر مردم به زندگی مادی آن زمان شباهت دادند و هماهنگ کردند، بنابراین بهشت و دوزخ اندیشه زرتشت نیز با ابتکار موبدی به نام «اردای ویراز» سبب نگاشتن نسک پهلوی «اردای ویراف نامه» شد وریخت (شکل) مادی به خود گرفت. پاداش و مجازات برای تن و بدن  مَرتو(انسان) ازجهان درگذشته، پیش بینی گردید. بهشت ودوزخ دارای راه و جاده گردید ( در متنی از خرده اوستا به نام پتت) و این گذرگاه به ریخت پُلی بیان شد که روان درگذشته بایستی با شرایطی ویژه از آن عبور کند تا به بهشت برسد،  یا به دوزخ رهنمون گردد. همه این ابتکارها و شباهت ها نادرست است و با بینش خرد مندانه اشوزرتشت هماهنگی ندارد. دین ابتکاری ساسانی که از نام زرتشت بهره داشت با بینش آموزگار راستی وخرد در برخی موارد ناهمگون است.
14

با سلام، با توجه به اینکه پاسخ های شما همه از گاتهاست، پس بفرمایید کدام ترجمه درست تر است؟ 


پرسش :

با سلام، با توجه به اینکه پاسخ های شما همه از گاتهاست، پس بفرمایید کدام ترجمه درست تر است؟ 


پاسخ :
درود برشما، برگردان های گوناگونی از گات ها و سروده های زرتشت به گویش پارسی در اختیار داریم که همه آنها درست می باشند برخی از آنها برای هرواژه نیز برگردان ویژه آن  نوشته شده است. تفاوت اندکی که وجود دارد در برداشت هایی است که پژوهشگران درباره برخی از واژگان اوستایی دارند،  بنابراینهرپژوهشگر برخی ازبندهای گات ها رابه ریختی (شکلی) گوناگون برگردان کرده است. برای مثال در برخی از بندهای گاتاها واژه «گه اوش اوروان»  به کار رفته است،  گروه زیادی از پژوهشگران «گه اوش» را از ریشه گی (گیتی وجهان) آورده اند و برخی نیز آن را (گاو) برگردان کرده اند. بدین ترتیب «روان گیتی» در برابر «روان گاو» قرار گرفته و برداشت ها دیگرگون شده است. باید به برگردان هایی روی آورد که در آن غرض ورزی نشده باشد و با بینش و اندیشه زرتشت هماهنگی داشته باشد.  اشکار است که چنین آموزه هایاخلاقی در برخی از بندهای گات ها، برای آرامش روان «گاو» نبوده است بلکه خواسته و آرزوی زرتشت  در راستای آرامش و خشنودی روان هستی بوده است. هرچه پژوهش ها وبرگردان های «گات ها» تازه و به روز تر باشد، بیگمان پژوهش های درست تری نیز روی واژگان انجام گرفته بنابراین از برگردان های گات ها که به تازگی چاپ شده اند بهره بگیرید.
15

درود بر شما موبد گرامی، کتاب آسمانی زرتشت کدام است؟ سپاسگزارم


پرسش :

درود بر شما موبد گرامی، کتاب آسمانی زرتشت کدام است؟ سپاسگزارم


پاسخ :
درود، زرتشت،  نسک (کتاب) آسمانی ندارد زیراخدای زرتشت که «اهورامزدا» (دانای بزرگ هستی بخش) بیان شده است، در آسمان زندگی نمی کند و زرتشت هیچگاه در سرودهایش گات ها بیان نکرده است که سخنان و یا دستوراتی از خداوند که در آسمان جای دارد به گوش او رسیده است. زرتشت با دل آگاهی و نگرشی ژرف برچیستی جهان به راز هستی پی برده است و آنگاه سرآغاز پیدایش، پویایی و پایداری هستی را به اراده «خداوند جان و خرد» یا اهورامزدا نسبت داده است. نسک دینی زرتشتیان که بینش و سرود های زرتشت در آن آمده است، «گات ها» نام دارد. بیشتر از این را در گزینه نوشتارها، بخش مقاله از همین تارنما جستجو فرمایید، در نگاهی به  «گات ها، نسک دینی زرتشتیان».
16

آیا کشتار حیوانات و خراب کردن لانه مورچه ها در دین زرتشت حقیقت دارد؟ اگر نه پس مدارکی که بعضی نشان می دهند گواه چیست؟ آیا جعلی است؟


پرسش :

آیا کشتار حیوانات و خراب کردن لانه مورچه ها در دین زرتشت حقیقت دارد؟ اگر نه پس مدارکی که بعضی نشان می دهند گواه چیست؟ آیا جعلی است؟


پاسخ :
چنین چیزهایی به دور از فرهنگ آیین راستی و بینش زرتشت است. شاید در نوشته های دیگری از باورهای خرافی مردم ایران باستان باشد که به دین زرتشت نسبتی ندارد. برای درک جایگاه پیام زرتشت با دیگر نوشته های پهلوی و اوستایی، نگاهی نیز به گزارش های گزینه نوشتارها، بخش مقاله از همین تارنما داشته باشید تا سرودهای زرتشت در گات ها را با ادبیات گوناگون دیگر شناسایی کنید. باورهای مردم وکاهنان پیش از زرتشت را بنگرید و مخالفان همزمان زرتشت و ادبیات پهلوی پس از وی به ویژه زمان ساسانی و سده ها پس از شکست ساسانیان را در برخی از روایت های پهلوی رادریابید.
17

استاد گرامی بفرمایید چرا سوگواری بر مرگ عزیزان و نزدیکان در دین زرتشت پسندیده نیست؟


پرسش :

استاد گرامی بفرمایید چرا سوگواری بر مرگ عزیزان و نزدیکان در دین زرتشت پسندیده نیست؟


پاسخ :
در فرهنگ باستانی ایرانی «مرگ» پایان زندگی نیست بلکه آغاز زندگی مینوی برای روان مَرتو (انسان) است.  به همین روی در پایان زندگی مادی برای هرکس، از واژه «درگذشت» بهره می گیرند، که با مرگ و نیستی تفاوت دارد. درگذشتن به باورما به چِمار(معنی) گذر از یک جایگاه به جایی دیگراست، که در پایان زندگی مادی به باور همگان، جایگاهی نیکوتر، شادتر وآرام تر خواهد بود. نابودی و مردن (مرگ) مَرتو تنها برای تن وجسم مادی است که جان از آن جدا شده و اندک اندک به مواد دیگر تبدیل خواهد شد. در بینش زرتشت «نیستی در هستی» روی نمی دهد بلکه فرآیند دگرگون شدن پیوسته در زاستار (طبیعت) پابرجاست. به ویژه در مورد مَرتو که در باور سنتی روانش جاودانه خواهد شد. بنابراین در گذشت مَرتو به چمار گذر او از دنیایی «مادی» به سرایی دیگر و این کوچ «مینوی» نه تنها نیازی به شیون و سوگواری ندارد بلکه به پاس نزدیک شدن «روان و فروهر» درگذشته به جایگاه فروغمند اهورایی، این رویداد پایانی از ارج و گرینی (اهمییت) ارزشمندی برخوردار است. به همین انگیزه و درچنین بینشی، سوگواری و غمگساری اندیشه و کرداری ناشایست است. نیاکان ما تن و جسم درگذشتگان را با آهنگی آرامش بخش از محل زندگی خویش دور می کردند، سپس آن را به یکی از پاک کننده ها(خاک، آب، هوا، آتش) می سپردند تا آسیبی به زندگی دیگران واردنشود. آموزه های زرتشت به زندگی انسان در این جهان اشاره بیشتری دارد تا زندگی وسرگذشت او پس از مرگ، با این نگرش جسد درگذشتگان را «نسا» (پلیدی) دانسته که نیاز است به پاکی گراید. به همین انگیزه درفرهنگ ایران باستان بر مزار درگذشتگان، بنای یادبود باشکوهی نیز بنا نمی کردند تا مرده پرستی را رواج دهند. «مرگ، فنا و نیستی» در فلسفه زرتشت جایگاهی ندارد. اینکه گویند فنا هست غلط می گویند \ تا خدا هست در این معرکه، ماهم هستیم.
18

درود بر شما استاد گرامی.  در بسیاری از وب سایت ها تلاش می شود تا دین زرتشت را غیر الهی و ستمگر نشان دهند. و زرتشتیان را مردمی دوگانه پرست یا آتش پرست بخوانند.این افراد بر آنند تا تاریخ ایران باستان را دروغ و سرشار ازنیرنگ و ستم نشان دهند! چه باید کرد؟


پرسش :

درود بر شما استاد گرامی.  در بسیاری از وب سایت ها تلاش می شود تا دین زرتشت را غیر الهی و ستمگر نشان دهند. و زرتشتیان را مردمی دوگانه پرست یا آتش پرست بخوانند.این افراد بر آنند تا تاریخ ایران باستان را دروغ و سرشار ازنیرنگ و ستم نشان دهند! چه باید کرد؟


پاسخ :
درود، این شیوه برخورد چندین ساله نابخردان است. گروهی که شاید ماموریت دارند تا اندیشه دیگران، به ویژه نیاکان ایرانی خود را ویران سازند.  اگر چنین باشد آنان پیوسته از نیروی براندازی و نابودکننده پشتیبانی خواهند شد، که با هیچ ابزاری نمی توان با آنان مبارزه کرد!  نمی توان با آنان بحث وگفتگو کرد زیرا «می توان کسی را بیدارکردکه خواب باشد، ولی کسی که خود را به خواب زده باشد، بیدارنخواهدشد» اینان با شستشوی مغزی، خود را به خواب زده اند! از یکسو در بینش زرتشت، ناسزا، دروغ، دشنام و توهین به دیگران جایگاهی نداردواز سوی دیگرپروانه (اجازه) نداریم تا ما نیزازاندیشه دیگران ایرادبگیریم زیرابیگمان برای ما پیگرد قانونی در پی خواهدداشت. بنابراین سکوت بهترین شیوه مبارزه با چنین اقدام ناشایست و یکسویه دشمنان است. باور داریم که شنونده و خواننده اگر دانا و هوشیار باشند، بهترین گفته ها راگزینش خواهند کرد، بینش وجهان بینی زرتشت برای دانایان و خردمندان پی ریزی شده است به همین روی سپاه راستی نیازی به سیاهی لشکرندارد.
19

با درود، در برابر سانسور بزرگ فرهنگی که علیه دین زرتشت وجود دارد، چه راهکاری را پیشنهاد می کنید.


پرسش :

با درود، در برابر سانسور بزرگ فرهنگی که علیه دین زرتشت وجود دارد، چه راهکاری را پیشنهاد می کنید.


پاسخ :
درود برشما، باید باور داشت که خورشید برای همیشه پشت ابرها نخواهد ماند. مولانا می فرماید: هرکسی کو دور ماند از اصلِ خویش \ بازجوید روزگارِ وصل خویش؛ اگر کسانی که خود را پیرو زرتشت می دانند، رفتار و کرداری هماهنگ با بینش این آموزگار در زندگی داشته باشند - راستی پیشه کنند تا در اندیشه، گفتار و کردارآنان آشکار گردد - شادی و مهربانی را نمودارسازند - خدمت به دیگران را فراموش نکنند - تازگی و سازندگی را سفارش کنند - به داد ودهش بپردازند و خوشبختی خود را در خوشبختی دیگران دریابند؛ بیگمان سبب خواهد شد تا روشنایی و فروغ «آیین راستی و خرد» از پس پرده هرگونه سانسوری به بیرون تراوش کند و همچنان گسترش یابد. مشک آن است که ببوید نه که عطار بگوید!
20

آیا پاسخ های شما برداشت خودتان از دین زرتشت است،  یا باور پذیرفته شده ی موبدان و زرتشتیان؟


پرسش :

آیا پاسخ های شما برداشت خودتان از دین زرتشت است،  یا باور پذیرفته شده ی موبدان و زرتشتیان؟


پاسخ :
دین وآیین مزداپرستی، یک گونه جهان بینی ویژه و بینشی مَرتو نهاد (انسان محور) است که زرتشت آن را هزاران سال پیش بنیاد گذاشته است. زرتشت در سروده هایش خود را گاهی«سوشیانت »میداند:(سودرسان مقدس= نجات دهنده و بیدار کننده) وگاهی «مانترن» (آنکه گفته هایش انددیشه برانگیز باشد) و در یکی از پیام های خود می فرماید (یسنا ۳۰ بند۲):  ای مردم، بهترین گفته ها را به گوش بشنوید. با اندیشه روشن به آن بنگرید، سپس هر مرد و زن از شما، راه نیک و بد را، با اختیار برگزیند... پاسخ هایی که به پرسش ها دراین تارنما آمده است. نگرشی ژرف گونه بر بینش زرتشت است که در سرودهایش (گات ها) آمده و آشکار است ، و برپایه فلسفه برگزاری آیین ها وسنت های نیاکان است که هماهنگ با پیام زرتشت و جهان بینی او بوده، که پس از پژوهش های میدانی در چند دهه گذشته اندوخته و به یاد دارم . شاید کسانی نیز باشند که با نگاهی  ناهمگون با بینش زرتشت - برگرفته از باورهای دیگر نوشته های اوستایی،(یشت ها، وندیداد) - ادبیات پهلوی که سده ها پس از حکومت ساسانی در ایران شکل گرفته اند (روایت های پهلوی) و یا برپایه سنت هایی بسیار کهن ( پیش از آموزگاری زرتشت) سخن بگویند، بنویسند و پاسخگو باشند. یادآوری پیام اشوزرتشت این است که: مَرتو (انسان) آزاد است تا هرگونه سخنی را بشنود، با اندیشه روشن به گفته هابنگرد، سپس برپایه دانایی بهترین راه راگزینش کند.
21

درود بر شما، فردی را در نظر می گیریم که فاقد وجدان بیدار باشد و کارهای ناشایست بسیاری انجام دهد از جمله کشتار انسانها، اگردر بینش زرتشت، بهشت و جهنمی در دنیای دیگر وجود نداشته باشد، پس او با این همه جنایت، هیچ گونه آزاری نخواهد دید؟ مانند بسیاری از حاکمان زمان که زندگی راحتی دارند، چگونه تاوان کارهای پلید خویش را خواهند داد؟


پرسش :

درود بر شما، فردی را در نظر می گیریم که فاقد وجدان بیدار باشد و کارهای ناشایست بسیاری انجام دهد از جمله کشتار انسانها، اگردر بینش زرتشت، بهشت و جهنمی در دنیای دیگر وجود نداشته باشد، پس او با این همه جنایت، هیچ گونه آزاری نخواهد دید؟ مانند بسیاری از حاکمان زمان که زندگی راحتی دارند، چگونه تاوان کارهای پلید خویش را خواهند داد؟


پاسخ :
درودبر شما، از کجا دریافتهاید که در بینش زرتشت ودر دنیای دیگر، بهشت و جهنمی وجود ندارد! بهشت از واژه اوستایی « وَهیشتم مَنو» گرفته شده است، « وَه» به چِمار (معنی) نیک که در گویش پارسی به ریختِ (شکل) «بِه» نیز تبدیل شده است وهیشتم به چمار«بهترین» ( به، بهتر، بهترین) مَنو نیز به چمار«منش» است. بنابراین «بهترین حالت مینوی» برای روان همان بهشت در بینش زرتشت است. «اچیشتم مَنو» (دوزخ) نیز بدترین حالت خواهد بود، بهشت و دوزخ در فرهنگ ادیان ابراهیمی با واژگان «جَنَت» و «جهنم» نام برده شده است. تفاوت بهشتِ اندیشه ایرانی با جنتِ اشاره شده در تورات و در نسک (کتاب) های سپند (مقدس) پس از آن در این است که در بینش زرتشت،  خداونداز پیش مکانی به نام بهشت را به وجود نیاورده که ایده آل و خوش آیند برای زندگی جسمی ومادی مَرتو (انسان) باشد و جایی را به نام دوزخ فراهم نکرده است تا مَرتوی بدکار را تنبیه کند و عذاب دهد. از آنجا که انسان در بینش زرتشت آزاد است تا با وجدان و اراده خویش راه نیک و بد را با آزادی برگزیند به همان اندازه روان او با انجام کارهای نیک، شاد وآرام خواهد شد و با کردار ناشایست، آزرده و ناآرام خواهد گشت.  این شادی و آرامشِ روان، همان بهشت در اندیشه پیروان زرتشت است که پس از مرگ نیز همچنان برای روان او ادامه خواهد داشت.  از آنجا که هیچ مرتو وانسانی بی وجدان (بینش درونی) آفریده نشده است،  هرفرد تفاوت بین کردار نیک و بد را به خوبی می داند و احساس خواهد کرد! آشکار است که با بداندیشی، بدگفتاری و کردار ناشایست کسی احساس آرامش نخواهد کرد. وجدان و روان او پیوسته در عذاب و رنج بوده ولی به آن خوگرفته است. بیگمان با بیان «آتش جهنم» و آزار جسمی در جهان پس از مرگ نیز، جنایت ها و کشتارهای زیادی روی داده و خواهد داد، زیرا بدکاران هراسی ازاینگونه کیفرها نداشته ونخواهند داشت.
22

درود،  ویژگی اندیشه نیک، کردار و گفتار نیک چیست؟  چگونه می توان اندیشه نیک را از اندیشه بد باز شناخت ؟  اگربه عهده عقل و خرد شخص گذارده شود تبدیل به امری سلیقه ای نخواهد شد!؟! با سپاس


پرسش :

درود،  ویژگی اندیشه نیک، کردار و گفتار نیک چیست؟  چگونه می توان اندیشه نیک را از اندیشه بد باز شناخت ؟  اگربه عهده عقل و خرد شخص گذارده شود تبدیل به امری سلیقه ای نخواهد شد!؟! با سپاس


پاسخ :
درود، اشوزرتشت در بندی از سروده هایش (گات ها، سرود دوم بند۲) اشاره به شنیدن گفته دارد و سپس به مَرتو (انسان) سفارش می کند تا بهترین گفته را با خردمندی و از روی آزادی برگزینند. سده ها وهزاران سال است که مرتو به ارزش های نیک برای خویش پی برده است. او کردار ناشایست را به چشم دیده، به گوش شنیده یا تجربه کرده است. کرداری که هماهنگ با هنجار درست هستی (اشا) است و برای همگان سودی در برداشته باشد، برگرفته از « سپنتامینو» منش نیک است . آنچه سبب ویرانی، آسیب، رنج وستم به آفریدگان دیگر می شود، برگرفته از «انگره مینو» (منش اهریمنی = ویران ساز) است. بیگمان انسان آگاه و دانا می داند که راستی، نیکی، مهربانی، وفاداری، قانونمداری، دادگستری، شادمانی، فروتنی، خدمت به دیگران ومانند اینها از هنجار درست هستی است که اندیشه نیکِ مَرتو پایه گذار آنان بوده و اکنون نیز پایدار است تا همچنان گزینش شود.  در برابر آن نیروهای اهریمنی است رفتاری ناپسند مانند: بیدادگری، نامهربانی، ناهنجاری، جنگ وخونریزی، خودخواهی، دروغ، خرافه پرستی، خیانت، خشم به جانوران، سوگواری، ستم به دیگران و مانند اینها که آنها نیز برگرفته از اندیشه بد انسان است. گرین (مهم) این است که همه گوناگونی (تفاوت) نیکی و بدی را می دانند ولی در پذیرش آن اراده استوار ندارند و شاید می پندارند که باید با همبودگاه (جامعه) همراه شوند، چه راست و چه دروغ باشد. «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش» (بینش زرتشت این تدبیر را نمی پسندد، شایسته است تنهابا راستکاران همراه شد!)
23

 موبد كيست و چه نقشی درجامعه زرتشتی دارد؟ موبدیار چه فرقی با موبد دارد.


پرسش :

 موبد كيست و چه نقشی درجامعه زرتشتی دارد؟ موبدیار چه فرقی با موبد دارد.


پاسخ :
واژه «موبَد» از واژه «مَگوپَت» در اوستا برگرفته شده که به چِمار( معنی) دانا است. آنزمان کسانی که بیشتر از دیگران دانش های گوناگون زندگی راباتجربه و نزد دانایان فراگرفته بودند و به راهنمایی مردم می پرداختند«مگوپتان» (دانایان) نامیده می شدند. چون این افراد آگاهی دینی نیز داشتند به پیشوایان دینی نیز نام آور(معروف) شدند. آنها بایستی ویژگی های یک فرد آگاه، دانا، فرهیخته، پارسا، نیک اندیش، خوش گفتار ودرست کردار را داشته باشند. باساده زیستی خود، الگوی زندگی برای دیگران باشند. از زمانی که موبدان در زمان ساسانی برآن شدند تا دولت وپادشاهی را نیز دردست بگیرند، به نیروی سیاسی پیش بینی نشده ای در تاریخ دین زرتشتی دست یافتند. در این دوران به شوه (دلیل) آشنایی از جایگاه پیشوایان (روحانیان) دین های واپسین که در ایران نیز نیایشگاه (معبد) هایی را برای پیروان خود برپا کرده بودند، برخی از موبدان آن زمان خود را بالاتر از دیگران پنداشتند و همانند پیشوایان دین های دیگر، باوری نادرست را دراندیشه مردم جایگزین کردند که آنان چاپار (واسطه و رابطه) بین مَرتو (انسان) و خداوند خواهند بود. آشکار است که بینش زرتشت، چنین باوری را نمی پذیرد، اشوزرتشت که در جایگاه آموزگار وپیام آورراستی برای مردم جهان، از آن زمان تاکنون بوده نیز هیچگاه خود را بالاتر از دیگران ندانسته و چاپار (رابطه و واسطه) بین انسان و اهورامزدا ندانسته است. اکنون نیز کسی که خود را بهجایگاه مگوپت (آگاه ودانا) رسانده است. تنها شایسته راهنمایی دیگران است. شاید موبدانی نیز باشند که خویش را همچنان برترو گونه گون تر از دیگران بدانند که باور تنومی (شخصی) آنان خواهد بود... «موبدیار»، یک واژه ساختگی پس از انقلاب اسلامی در ایران است که نادرست بوده و در فرهنگ دینی زرتشتیان جایگاهی ندارد. زیرا تا پیش ازانقلاب ایران، هیچگاه چنین واژه ای به کار نرفته است و برای زرتشتیان کشورهای دیگر نیز واژه «موبدیار» تازگی دارد.  نام وجایگاه پیشوایادینی به یادگار مانده، موبد یا مَگوپت (دانای دین)، هیربَد (آموزگاردینی)، دَهموبَد(همکار موبد) سه جایگاه کسانی بوده است که در بخش دینی خدمتگزار همبودگاه (جامعه) بوده اند. در زمان ساسانی برای اینکه همانند فرهنگ دیگران، وَچَر (فتواها) و دستورهای تازه ای نیز از سوی موبدان به مردم رسانده شود. برخی از موبدان برگزیده شدند و به نام وجایگاه (دستور) می رسیدند که بازهم در بینش زرتشت، «امر، جبر و دستور» دادن مشاهده نمی شود. آموزگار راستی انسان را در گزینش خودآزاد می داند بنابراین شایسته اینکه بهترین گفته ها با گوش شنیده شود، سپس هرکس برپایه دانایی راه خویش را برگزیند. در ادبیات پهلوی زمان ساسانی و سالها و سده ها پس از آن راهکارها ودستوراتی به یادگار مانده که تراوش یافته ذهن پیشوایانی است که خود را بالاتر از دیگران به حساب آورده و خویشکاری ( وظیفه، تکلیف) برای آنان برگزیدهاند که بینش زرتشت آنها را نمی پذیرد.
24

درود بر سرور گرامی موبد نیکنام، چرا هرگاه کسی در مورد نماز زرتشتیان می پرسد شما می فرمایید که نماز ما زرتشتیان از زمان ساسانی شکل گرفته؟ شما که بهترمی دانید که ما زرتشتتیان پیش از هخامنشیان نیز نماز داشتیم، پس چرا شکل گیری نماز را به موبدان ساسانی نسبت می دهید.؟ با سپاس


پرسش :

درود بر سرور گرامی موبد نیکنام، چرا هرگاه کسی در مورد نماز زرتشتیان می پرسد شما می فرمایید که نماز ما زرتشتیان از زمان ساسانی شکل گرفته؟ شما که بهترمی دانید که ما زرتشتتیان پیش از هخامنشیان نیز نماز داشتیم، پس چرا شکل گیری نماز را به موبدان ساسانی نسبت می دهید.؟ با سپاس


پاسخ :
درود،  نیایشی از اوستا که اکنون هم کیشان به ریخت (شکل) سنتی آن را می سرایند و در «خرده اوستا» آمده است، موبد واراسپند در زمان ساسانی نگاشته است. به همین روی برداشت درست ایشان برای نماز و نیایش زرتشتیان در آن دوره بوده است که بانگرش به زندگی، پیشه، باورهای مردم، خواسته آنان گرد آوری شده  به ویژه اینکه تیره های تازه وارد شده به ایران از هرسوبه شیوه هایی دیگر نماز و نیایش داشته و شایسته نبود که ایرانیان زرتشتی نیز کمتر از دیگران باشند. انسان از آغاز پیدایش به نوعی نمازگزار و نیایش کننده نیز بوده است. به ویژه هرگاه در برابر دشمن زاستاری (طبیعی) قرار می گرفته به گونه ای دست به نیایش داشته است.  چنانچه به سرودهای زرتشت، (گات ها هات ۲۸) نگاه کنیم؛ که زمان آن به پیش از دوران هخامنشی نیز می رسد، زرتشت از «نمنگها» و نیایش یاد می کندٌ، در بند اول این سرود، او با دست های افراشته «اهورامزدا» (خرد هستی) را ستایش می کند و آرمان دارد تا با نیایشی که بر پایه «خردمندی» انجام می گیرد کارهای شایسته و کردار نیکی از خود داشته باشد تا روان هستی را خشنود سازد. بنابراین چنانچه بخواهیم به شیوه آموزگار راستی خود نیایش کننده باشیم، به فلسفه نیایش او باید پی ببریم و خود بیندیشیم که در هرزمان و هرمکان چگونه می توان از گفتار و خرد بهره گرفت تا با کارهای نیکی که از دانایی سرچشمه می گیرد هویت انسانی خویش را در فرآیند گردش هستی آشکار، پویا و پایدار ساخته باشیم.
25

درود بر استاد گرامی، در آیین زرتشت ازدواج یک زرتشتی با یک مسلمان انجام پذیر هست یا نه؟ اگر نیست، چرا؟


پرسش :

درود بر استاد گرامی، در آیین زرتشت ازدواج یک زرتشتی با یک مسلمان انجام پذیر هست یا نه؟ اگر نیست، چرا؟


پاسخ :
درود برشما، همه پیروان دین زرتشت آزادند تا برپایه بینش آموزگارشان «زرتشت» خواسته های زندگی خویش را آزادانه برگزینند؛ گرینش های دین، زبان، فرهنگ، جای زندگی، خوراک، پوشاک، دوست، همسر و... همه از روی دانایی، با اختیار و آزادی است و امکان پذیر می باشد ولی از آنجا که دفاتر پیوند زناشویی «ازدواج» زرتشتی در ایران که مجوز خود را از سازمان ثبت احوال کشور دریافت کرده اند، پروانه (اجازه) ندارند تا پیوند زناشویی غیرزرتشتیان را ثبت کنند، بنابراین با چنین پیوندی که در دفاتر دیگر امکان پذیر خواهد بود، برای پسر و دختر زرتشتی ناخودآگاه تغییردین نیز رو ی خواهد داد. بنابراین بسیاری از همکیشان مایل نیستند دین نیاکان خود را که برایشان ارزشمند است به دلیل زناشویی از دست بدهند.
26

با درود چنانکه در کیش باستانی زرتشت قربانی کردن حیوانات گناه بوده  است، آیا اکنون نیز اینگونه است؟ چرا؟


پرسش :

با درود چنانکه در کیش باستانی زرتشت قربانی کردن حیوانات گناه بوده  است، آیا اکنون نیز اینگونه است؟ چرا؟


پاسخ :
قربانی کردن در بینش زرتشت کاری ناشایست و به دوراز کردارنیک انسانی است. دراینگونه نگرشی گیاه، حیوان و مَرتو (انسان) همه در هستی پدیدار شده اند تا هریک به گونه ای زندگی خود را دنبال کنند. آشکار است که در زندگی گیاهان، حشره، ماهی، خزنده، دوزیست، پستانداران و دنیای آنان سخن از توان و نیروی بیشتراست، آنکه توانایی بیشتری دارد دیگری را شکار خواهد کرد تا برای خود خوراکی فراهم کرده باشد وگرنه زنده نخواهد ماند واین رویدادِ راز هستی (بقای) آنان است. همزیستی(رابطه) بین مَرتویِ هوشمند با دیگر آفریدگان نیز چنین است با این گونه گونی (تفاوت) که مَرتو با خرد خویش راه بهتر زیستن را آموخته است و با دگرگونی (تغییراتی) در زندگی گیاهان و حیوان ها، نه تنها برای خود خوراک فراهم می آورد تا همچنان زنده بماند بلکه از گیاه و حیوان بهره های گوناگون و بیشتری نیز می برد؛ پرسش این است که چرا بایستی یرای رسیدن به هدفی به دور ازاندیشه (غیرمنطقی) وغیراخلاقی کشتن حیوانی راجشن بگیرد وبانمایش خون ریختن حیوان ها، توانایی وجایگاه انسانی خود راآشکار کرده باشد. با چنین بینشی، پیروان اندیشه زرتشت وآیین راستی درهر زمانی برخود شایسته نمی دانند تا حیوانی را قربانی کنند آنان گاهی از گوشت برخی از حیوان ها نیزخو راک فراهم می کنند ولی با کشتن آن مراسمی ویژه که با شادی وافتخارهمراه باشد؛ شایسه نمی دانند.
27

درود، دربرگردان گاتهااز دکتر ساسانفرآمده که اهورا مزدا شش صفت دارد: اشا، وهومن، آرمییتی، خشترا، هوروتات، امرتات آمده است، مگر۷ مرحله نداریم ؟


پرسش :

درود، دربرگردان گاتهااز دکتر ساسانفرآمده که اهورا مزدا شش صفت دارد: اشا، وهومن، آرمییتی، خشترا، هوروتات، امرتات آمده است، مگر۷ مرحله نداریم ؟


پاسخ :
درود برشما، شش فروزه از ویژگی های بیشماری که خداوند دارد، انسان نیز می تواند آنها را در خود پرورش دهدو پویا سازد. این فروزه های شش گانه به «امشاسپندان» (ورجاوندان بی مرگ) و گام های رازوری (عرفان) زرتشتی نیز معروفند که از آنها یاد کرده اید. در چنین باوری نسبت به گام های رازوری، هرگاه مَرتوگانی (انسانی) شش فروزه یاد شده رادرخود فروزان سازد، به گام هفتم رسیده و به خداوند نزدیک خواهد شد. گام هفتم و پایانی، شنیدن پیغام سروش ورسیدن به جایگاهی به نام «سپنتامن» خواهد بود که باهم هفت گام خواهد شد.
28

درود بر شما، در برخی نوشته ها آمده که در دین زرتشت باید لانه مورچه ها را ویران کرد ویا انسان های معلول و کم توان را از میان برد و یا سایر امور خشونت آمیز را مرتکب شد آیا این حقیقت دارد؟ با سپاس


پرسش :

درود بر شما، در برخی نوشته ها آمده که در دین زرتشت باید لانه مورچه ها را ویران کرد ویا انسان های معلول و کم توان را از میان برد و یا سایر امور خشونت آمیز را مرتکب شد آیا این حقیقت دارد؟ با سپاس


پاسخ :
خیر چنین نسبت هایی نادرست است و با بینش زرتشت همخوانی ندارد! اندیشه زرتشت بر پایه راستی و خردورزی استوارشده است چگونه ممکن است در راستای خردگرایی و دانایی به حیوانات دیگر آسیب وارد سازد، هنگامی که سعدی می فرماید: چه خوش گفت فردوسی پاکزاد \ که رحمت برآن تربت پاک باد؛ میازار موری که دانه کش است \ که جان دارد و جان شیرین خوش است؛ بینش باستانی ایران را بیان کرده است. دشمنان تاریخی بینش زرتشت پیوسته تلاش کرده اند تا نسبت های بیجا و ناروایی به اینچنین بینشی پیوست کنند. تهمت هایی مانند دوگانه پرستی (دوآلیسم)، زناشویی با خانواده (ازدواج بامحارم)، آتش پرستی، پیروی از دستورها (احکام) نسکِ (کتاب) وندیداد و موارد بیشماری که نمونه های آن را بیان کرده ایداز جمله این نسبت های نادرست است. برای اینکه به بینش زرتشت پی ببرید بهترین شیوه پژوهش در سرودهای «گات ها» و گفتار زرتشت است.
29

با سلام. آيا دين زرتشت وجود «وحی» را ممكن می داند و آن را تاييد میكند؟


پرسش :

با سلام. آيا دين زرتشت وجود «وحی» را ممكن می داند و آن را تاييد میكند؟


پاسخ :
خیر؛ در بینش زرتشت، «اهورامزدا» دانای بزرگ هستی بخش است. « دانایی و توانایی» از فروزه هایی بوده که نیاز به جایگاه و مکان نشیمن ندارد بلکه در همه ذرات هستی پایدار است. بنابراین خداوندِ اندیشه زرتشت، موجودی نیست که درجایگاهی به نام عرش درآسمان ساکن باشد. هرگاه نیاز بوده تا دستوری را به مَرتو (انسان) گوشزد کند از فرشته ای کمک بگیرد تا به گوش پیامبربرگزیده خویش یادآوری کند، و ما اکنون آن شیوه را «وحی» بنامیم. زرتشت آموزگاری بود که در برابر پندارهای نادرست زمان خود به زاستار(طبیعت) روی آورد، سپس بادرون نگری و مشاهده فرآیند هستی در آفرینش، با دل آگاهی و پیغام سروش(الهام) به راز هستی پی برد، وبه دنبال آنچه آموخته بود، راه درست زیستن و رستگارشدن را به مردم سفارش کرد. از همگان خواست تا از روی آزادی آن چه را که با خرد خود می پسندند بهترین هارا برگزینند.
30

درود.تفاوت دین زرتشت بادین های دیگر چیست؟


پرسش :

درود.تفاوت دین زرتشت بادین های دیگر چیست؟


پاسخ :
 گوناگونی (تفاوت) بین دین ها را در چند بندی کوتاه از واژگان نمی توان نگاشت.  بنیاد و پایه (اصول) بیشتر دین ها،  یگانگی، باوربه آموزش های پیام آور، جاودانی روان، پاداش و کیفر برای کارهای نیک و بد وگسترش اخلاق نیک بین انسان بوده است با این دگرگونی که هریک با زبان قوم خویش با مردم سخن گفته اند و بانگرش به فرهنگ و تمدنی که در آن پدیدار شدهاند،  دستورهایی (احکامی) را برای پیروان خود بیان کرده اند تا آنان در چارچوب ویژه رفتاری به سربرند. دگرگونی (تفاوت) با ویژگی های آیین ایرانی چنین است: دین زرتشت نزدیک به چهار هزارسال پیش در سرزمین ایران پدیدار شده است - یکتاپرستی را برای نخستین بار به مردم جهان آموخته است - جهان گرا (جهانشمول) است و تیره (قوم) ویژه یی را برگزیده خداوند نمی داند -  بنیاد آن بر راستی استوار است، دروغ مصلحت آمیز در آن جایگاهی ندارد و سفارش شده تا اندیشه، گفتار و کردار مَرتو «انسان» تنها از راستی بهره مند گردد -  جایگاه مَرتوگان به ویژه زن و مرد را یکسان می داند با این نگرش برده داری نیز چِماری (معنی) ندارد  -  شادمانی را برای مردمان آرزو می کند، بنابراین سوگواری و غم گساری در آن ناشایست است -  در این بینش، جهان سراسر نیک آفریده شده است به همین روی بدی ها تنها در زندگی مَرتو پدیدارخواهد شد -  انسان با دانایی و خردمندی هویت مرتوگانی(بشری) به دست می آورد بنابراین، گمان (تَوَهم) و خرافات در این دین مَردود است -  تازه شدن و نوآوری ارزش فرهنگی این کیش است به همین روی واپس گرایی (ارتجاع) و ایستایی ناپسند است -  تنبلی، بیکاری و دریوزگی نباید وجود داشته باشد بنابراین کار وتلاش، زندگی انسان را به پیش خواهدبرد -  آزادی گزینش در تمام امور زندگی وجود دارد، گزینش محل زندگی، شغل و پیشه، همسر و گزینش دین همه با اختیار و آزادی همراه است - اهریمن آفریده شده خداوند نیست بلکه انسان بداندیش است که «انگره مینو» (اهریمن) رادر نهاد  خویش پدیدار می کند - آسیب و آزار به حیوانات ناپسند است بنابراین کشتار سپندانه (قربانی کردن) جانوران شایسته نیست - تن و روان مَرتو هردو ارزش دارند، بنابراین آزردگی تن که جایگاه روان است کرداری نارواست به همین روی روزه گرفتن درسنت ها نیست چون نخوردن خوراک وآشامیدنی ناتوانی و سستی در پی خواهد داشت...  به هر روی با این گونه بینش و جهان بینی، چنانچه دگرگونی (تفاوتی) را با دین های دیگر دریافتید خود آنها را بررسی کنید.
31

درود. چرا آب، خاک، هوا و آتش دردین رزتشت مقدس هستند؟


پرسش :

درود. چرا آب، خاک، هوا و آتش دردین رزتشت مقدس هستند؟


پاسخ :
ایرانیان از دیرباز و پیشاز یکتانگری زرتشت پی برده بودند که چهارآخشیج (عنصر) هوا، آب، باد و آتش ویژگی پاک کنندگی دارند بنابراین از همان زمان ازجایگاه ویژه یی برخورداربوده و ارجمند شدهاند. نیاکان ما نه تنها تلاش می کردند تا این عناصررا آلوده نسازند بلکه نیایشگاه هایی که بنا می کردهاند نیز درجایگاهی مانند کنار رودخانه ها، چشمه ها و دریا بوده تا هر چهار عنصر ارزشمند آب و هوا و خاک و آتش بایکدیگر گرامی داشته شوند.
32

درود بر شما.منظور از آشام سکرآور یاد شده در گاتها چیست؟


پرسش :

درود بر شما.منظور از آشام سکرآور یاد شده در گاتها چیست؟


پاسخ :
زرتشت در بخشی از سرود خود در گات ها، اشاره به آیینی خرافی می کند که پیروان خدایان پنداری و آسیب رسان، برای جلوگیری از خشم این خدایان به کارهایی شگفت انگیز دست می زده اند. آنان حیواناتی مانند گاو را قربانی می کردند، بخشی از گوشت آن را برآتش می نهادند تا دود و بوی آن به آسمان رفته  سپس نوشابه ای سکرآور که از گیاه هئومه (گیاهی ناشناخته) تهیه می کردند آنگاه به باور خویش همراه با فریاد شادی این نوشابه وا می نوشیدند تا از خشم خدایان ویرانگر جلوگیری کرده باشند؛ زرتشت همه این آیین را نکوهیده، ناشایست و خرافی می داند. و نوشیدن این نوشابه سکرآور را نیز کاری دور از جایگاه مَرتوگانی (بشری) بیان می کند.
33

چِمار(معنی) «فشوشومنثره» در اوستا چیست؟


پرسش :

چِمار(معنی) «فشوشومنثره» در اوستا چیست؟


پاسخ :
 یسنای۴۶ یکی از سرودها و نیایش های سپندینه (مقدس) است که نام دیگر آن سرود « فشو شومانتر» است.  این سرودها بخشی از اوستای «هادخت نسک» است که بیستمین بخش از اوستای گردآوری شده زمان ساسانی بوده است.
34

درود.شما، فرمودید در آفرینش بدی وجود ندارد! بلکه درجامعه انسانی بدی هست، مگرجامعه انسانی بخشی ازآفرینش نیست؟


پرسش :

درود.شما، فرمودید در آفرینش بدی وجود ندارد! بلکه درجامعه انسانی بدی هست، مگرجامعه انسانی بخشی ازآفرینش نیست؟


پاسخ :
همبودگاه و هازمان (جامعه) مَرتوگانی (انسانی)؛ پدیده ای برگرفته از آفرینش است که مَرتوی هوشمند، با اراده، خواسته و بهره گیری از آزادی وتوان خویش آن را بنیان گذاشته است. اگر اراده کند و از خرد ودانش بهره مند باشد به سازندگی و پیشرفت دست می یابد  وهرگاه آن با شادی، آرامش و تازگی سپری خواهد شد و دراین راستا بداندیشی، بدگفتاری و بدکرداری درآن جایگاهی نخواهد داشت. آشکارشده است که در هازمان مرتوگانی ستم، بیداد، غارت، آدم کشی، خشم، قربانی حیوانات، آلوده کردن زیستگاه، دروغ، دزدیوبیداد نیز پدیدارشده است!  باید پذیرفت که در این همبودگاه چنانچه مَرتو(انسان) وجود نداشت این واژگان به دور از هویت مرتوگانی نیز دیده و شنیده نمی شد. بنبراین آفرینش سراسر نیکی است و بدی در آن پدیدار نشده است زیرا به بینش زرتشت «اهورامزدا» به چِمار (معنی) دانایی و خرد است. اگر از سرچشمه دانایی «بدی» نیز آفریده شود! دانش ودانایی و خرد،« بد و ناپسند» خواهد بود؛ برای درک بیشتراین چالش زندگی مَرتوگانی به بخش نوشتارها(مقاله) از همین تارنمارفته و به نوشته « دوگوهر همزاد، زاینده نیکی و بدی» نگاه کنید.
35

درود. اگر زرتشت دین جهانی است پس چرا آمار زرتشتیان درجهان کم است .


پرسش :

درود. اگر زرتشت دین جهانی است پس چرا آمار زرتشتیان درجهان کم است .


پاسخ :
درود برشما، باور نداریم آمار پیروان اندیشه زرتشت در جهان اندک باشد. زیرا زرتشت بنیانگذار رفتاری ویژه در جهان بوده که ستون های آن برپایه راستی، دانایی، شادی و خردمندی استوار شده است. اگر توده (جمعیت) مردم جهان را اندکی بیشتر یا کمتر از شش میلیارد نفربدانیم... و چنانچه بپذیریم که برخی از مَرتوگان (انسانها) در گیتی از خرد خویش بهره نمی گیرند، به دانش باور نداشته، از دانش پذیری ودانایی به دور مانده اند.  با هرگونه احساس ناپاک مانند: حسادت، خودخواهی و خرافات زندگی می کنند، اینگونه مردم که نابخرد، نادان، خرافی، کژاندیش، دروغکار، ستمگر، نژادپرست، ناهنجار، بیدادگر، مزدور و بیاختیار در هرتیره (قوم) و نژادی به سر می برند از آمار خردمندان و راستی پویان که سفارش شه بینش و فلسفه زرتشت است کسر کنیم؛  آشکار خواهد شد که گروه زیادی مرتوگانِ فرهیخته، دانا، شاد، پرهیزکار، نیک اندیش، خوش گفتار و درست کردار را در جهان خواهیم شناخت که با پیروی از پیام و سفارش زرتشت که در سروده هایش (گاتاها) آمده است؛ با کار و کوشش خویش به سازندگی و تازه شدن زندگی اندیشه دارند، خرسندی خویش را در خوشبختی دیگران می دانند، حقوق دیگرانسان ها را نادیده نمی گیرند، با جنگ و کشتار دیگران نمی پردازند، در پی آزار و آسیب هیچکس به ویژه حیوانات نیستند،  شادی پیشه دارند و به رستگاری همگان چشم دوخته اند... واینان آمار بیشماری را درجهان دارند! باورداشته باشیم که بیش از دو میلیارد نفر پیرو چنین دیدگاه و منشی باشند. 
36

سلام، آیا دین زرتشت از ابتدا توحیدی بوده است؟  در جایی خواندم که از ابتدا دوگانگی بوده به هنگام ورود اسلام برای اینکه از ادیان دیگر کمتر نباشد، دینشان را توحیدی فرض کردند؟


پرسش :

سلام، آیا دین زرتشت از ابتدا توحیدی بوده است؟  در جایی خواندم که از ابتدا دوگانگی بوده به هنگام ورود اسلام برای اینکه از ادیان دیگر کمتر نباشد، دینشان را توحیدی فرض کردند؟


پاسخ :
دین زرتشت از آغاز برپایه یکتانگری و یکتاپرستی استوار شده است زیرا اشوزرتشت برای نخستین بار در جهان به یکتایی خداوند پی برده، ویژگی او را «اهورامزدا» به چِمار (معنی) دانای بزرگ هستی بخش یا خداوند جان و خرد بیان کرده است.  بینش زرتشت به دوگانگی پدیده ها ورویدادهای هستی باور دارد که  در رفتار مَرتو (انسان) نیز خودنمایی کرده است.  به همین روی می توان پیروان زرتشت را « یکتاپرستانی باورمند به دوگانگی اخلاقی» دانست. در زاستار(طبیعت) گیتی، مثبت و منفی، تز و آنتی تز، کشش و رانش، سیاه و سپید، شب و روز، تاریکی و روشنایی دیده می شوند که همه با « دوگانگی» هستی را ادامه داده وچنانچه هریک نباشد هستی ناپایدار خواهد شد. دراین راستا، راستی و دروغ،  نیکی و بدی،  سازش و ناسازگاری، مهربانی و دشمنی، قهر و آشتی، پاکی و پلیدی، هنجار و بی هنجاری از « دوگانگی» های رفتاری مرتو(انسان) می باشند. که بیگمان کنش و واکنش را در پی خواهد داشت. 
37

با درود، دين زرتشت بر اديان ديگر چه تاثیری داشته است. با سپاس بی پايان


پرسش :

با درود، دين زرتشت بر اديان ديگر چه تاثیری داشته است. با سپاس بی پايان


پاسخ :
آموزه های زرتشت، تاثیرفراوانی بردین های پساز خود داشته است. ازآنجا که زرتشت برای نخستین بار به یگانگی خداوند پی برده و «اهورامزدا» را به جهانیان معرفی کرده است، ازآن پس پیامبرانی خودرا فرستاده این خدای یکتا دانستند. واژگان «بخشاینده ومهربان» برای خداوند، به «رَحمان و رَحیم» برگردان شد. «کردار نیک» به نام «عملِ صالح» به مردم معرفی گردید. راستی، پاکیزگی، مهربانی، آشتی، پرهیزگاری، خدمت به دیگران، پاسداشت زیستگاه، دادگری و ارزش های دیگر انسانی که روزگاری در پیام اشوزرتشت آمده است، هرگاه در بینش پیامبران پس از وی نیز آمده باشد تاثیری بوده که از دین زرتشت گسترش یافته است. بینش زرتشت جایگاه نیروهای اهورایی را در روشنایی می داند و پرستش سو(قبله) پیروان او روشنایی است، دراندیشه سامی نیز خداوند در روشنایی دیده شده و یا داریم « اللهً نوراَلسَماواتِ وَالارض» (خداوند روشنایی زمین وآسمان است). واژه «مَزگِت» در باور باستانی « خانه بزرگ » بوده که پس از آن به «مسجد»  برگردان شده است؛ برخی از سنت های مسلمانان ایرانی نیز همچنان در سوگواری ها به ویژه برای امام حسین (همانند سوگ سیاوش) تهیه آش و حلواهای نذری، احترام به روشنایی و آب و... مشاهده می گردد که همگی تاثیر فرهنگ ایرانی است.
38

بادرود، لطفا در مورد ۱۳ اشم وهو و ۲۱ یتااهو، که پس ازاوستای آفرینگان خواندن آن بایسته است توضیح دهید. ( اعداد چه نقشی دارند؟) 


پرسش :

بادرود، لطفا در مورد ۱۳ اشم وهو و ۲۱ یتااهو، که پس ازاوستای آفرینگان خواندن آن بایسته است توضیح دهید. ( اعداد چه نقشی دارند؟) 


پاسخ :
برخی از سروده های کوتاه اوستایی، در نیایش ها با شمارگانی ویژه خوانده می شوند. مانندسرود «اَشِم وهو» یک بار، سه بار، پنج بار و گاهی ۱۳ بارخوانده می شود -  سرود« یَتا اَهو» دوبار، در نیایش هایی چهاربار و گاهی ۲۱بار درآفرینگان ها سروده می شوند. پژوهش ویژه ای در این باره پیش نیامده است. گروهی براین باورند که ۱۳ نمایشگر تعداد واژگان «اشم وهو» و ۲۱، بیان کننده واژگان « یَتااهو» است.( اَشم وهو ۱۲واژه است). باور دیگر این است که برخی از شمارگان در سرایش نیایش ها و تاثیر آن ها نقش ویژه ای دارند، چنانکه برخی از شماره های دیگر نیز ورجاوندند (مقدسند)؛ شمارگانِ سپند درفرهنگ ایرانی: یک،  سه،  هفت،  نه،  سیزده،  بیست ویک،  سی وسه،  هفتاد و دو،  سدو یک،  هزار و بیشمار می باشند که هریک در جایی از ادبیات اوستایی به آن ها اشاره شده است.
39

 درود, من ازکیش باستانی و آریایی « یارسان» هستم. این کیش ارتباط تنگاتنگی با «کیش مهر» دارد. زبان ما نیز گویش باستانی و نزدیک به پهلوی است. ما درکیش خود اشو زرتشت را«پیربنیامین»  می گوییم که به زبان گورانی به چم (بنیا+آمین) (بنیانگذار یکتا پرستی) است. و درجایگاه پیر شرط و ازلی ما محسوب می گردد. از ویژگی های دیگرِدینِ یارسان ۷ تن و ۷ توان می باشند. که نمودی از «امشاسپندان» است. با این تفاوت که دراین کیش به سان کیش بودا اهریمن یا انگره مینو وجود ندارد. منشا بدی ها در وجود و عقل خطا گر انسان است . و خرد او همیشه راست گرا و متصل به ذات اهورا مزدا یا (خاونکار) در زبان گورانی است و بسیاری از مشابهت های دیگر....... ما از کهن تا به حال این کیش پاک و اهورایی را پاسداری کرده ایم،  آیا از این مردم و آیین آنان در میان کردان خبر دارید؟ و نظرتان درباره این مردم چیست؟


پرسش :

 درود, من ازکیش باستانی و آریایی « یارسان» هستم. این کیش ارتباط تنگاتنگی با «کیش مهر» دارد. زبان ما نیز گویش باستانی و نزدیک به پهلوی است. ما درکیش خود اشو زرتشت را«پیربنیامین»  می گوییم که به زبان گورانی به چم (بنیا+آمین) (بنیانگذار یکتا پرستی) است. و درجایگاه پیر شرط و ازلی ما محسوب می گردد. از ویژگی های دیگرِدینِ یارسان ۷ تن و ۷ توان می باشند. که نمودی از «امشاسپندان» است. با این تفاوت که دراین کیش به سان کیش بودا اهریمن یا انگره مینو وجود ندارد. منشا بدی ها در وجود و عقل خطا گر انسان است . و خرد او همیشه راست گرا و متصل به ذات اهورا مزدا یا (خاونکار) در زبان گورانی است و بسیاری از مشابهت های دیگر....... ما از کهن تا به حال این کیش پاک و اهورایی را پاسداری کرده ایم،  آیا از این مردم و آیین آنان در میان کردان خبر دارید؟ و نظرتان درباره این مردم چیست؟


پاسخ :
درود برشما گرامیان، بیگمان بسیاری از باورهای «یارسان» ریشه در فرهنگ آیین مهر ایرانی داشته است و پس از اینکه زرتشت ایرانیان را به یکتاپرستی فراخوانده است از آنجا که تیره ها (اقوامی) در دامنه ها وجاهای دوراز دسترس زندگی میکردهاند به آرامی گرایش به اندیشه زرتشت پیداکرده و با آن آشنا شده اند. پس از حمله اعراب به ایران نیز دست یابی به این بخش از ایران به دشواری صورت گرفته است.  به همین روی آنان بیشتر ازتیره های دیگر باشنده در سرزمین ایران، همچنان سنت ها و آموزه های فرهنگ باستانی ایران را تاکنون پاسداری کرده اند و باورهایی را که شما به آنها اشاره کرده اید، در اندیشه و سنت های همبودگاه (اجتماع) خود به کار می برند.
40

هر پیامبری معجزه ای برای اثبات پیام آوری از سوی خدا داشته است، معجزه زرتشت چیست؟


پرسش :

هر پیامبری معجزه ای برای اثبات پیام آوری از سوی خدا داشته است، معجزه زرتشت چیست؟


پاسخ :
در گزینش زرتشت رویدای شگفت آوری (: معجزه ای) درکار نبوده است؛ خدایی که زرتشت را برای راهنمایی مردم گزینش کرده است «اهورامزدا» نام گرفته است که ویژگی بنیادی آن «دانایی و اگاهی بیکران هستی مند» است، «خداوند جان وخرد»... بینش آموزگار ایرانی سرآغاز وسرانجام هستی را « دانایی و خرد» می داند بنابراین نیازی نیست تا کسی که از سوی ویژگی و گزینه «خردمندی» برای راهنمایی مردم آمده باشد و باپیامش «آزادی گزینش راه راستی» را به مردم سفارش کرده باشد! برای اثبات وجود پیام آوری و آموزگاری خود به شگفتی روی آورد و معجزه ای داشته باشد تا بدان ابزار (: وسیله) مرتوگان (: مردم ) او را بپذیرند یا اگر معجزه نکرد او را باور نداشته باشند؛ البته در زمانی از تاریخ، برخی از پیروان زرتشت نیز برای آموزگار خود کارهای شگفت آور و معجزاتی گردآوری کرده اند تا در این مورد از دیگران کمتر نباشد. نوشته هایی به زبان پهلوی و پس از ساسانیان برجا مانده است که گویای چنین معجزه های ساختگی است،  نمونه آنها در کتابی به نام «استوره زندگی زرتشت» به کوشش ژاله آموزگار به چاپ رسیده است که با بینش و پیام زرتشت هماهنگی ندارد.

صفحه‌ها

دوست عزيز اگر پاسخ پرسش خود را نيافتيد آن را برای ما ارسال كنيد

CAPTCHA
کد امنیت را وارد کنید
1 + 1 =
Solve this simple math problem and enter the result. E.g. for 1+3, enter 4.