1

جناب نیکنام در بینش زرتشت پیکار با اهریمن چه جایگاهی دارد و آیا دستوری به پیروان در این پیکار داده شده است؟


پرسش :

جناب نیکنام در بینش زرتشت پیکار با اهریمن چه جایگاهی دارد و آیا دستوری به پیروان در این پیکار داده شده است؟


پاسخ :
  اهریمن پارسی شده واژه «اَنگرَه مینو» در اوستا و بینش اشوزرتشت می باشد. که به چم(:معنی) منش ویران ساز و اندیشه پلید است. بنابراین اهریمن ساختار مادی ندارد که بتوان همانند یک «بُت» آن را شکست داد و نابود کرد و نیز جانداری نیست که بایستی با آن پیکار کرد.   بینش زرتشت به دو گوهر همزاد وناهمگون(:متضاد) اشاره کرده است که در سراسر هستی پویا و پایدار شده است. فرآیند این دوگوهر که هیچکدام بد و زیان بخش نیستند، سبب پیدایش شب و روز، سیاهی و سپیدی، گرما و سرما، کشش و رانش، و همانند آنها در زندگی همه شده است.    فلسفه زرتشت یادآوری می کند که این دو گوهر همزاد و ناهمگون پیوسته در ذهن و اندیشه مرتوگان(:بشر) نیز خودنمایی خواهند داشت. بنابراین مرتویی(:انسانی) که برپایه خرد، از دانش وآگاهی بهره مند باشد، با اراده خویش به هر هنگام در اندیشه اش «سپنتامینو»، منش آبادگر و سازنده برگزیده خواهد شد.    وآنکه از خرد رسا بهره نگیرد، اندیشه اش به «انگره مینو» روی خواهد آورد. این مَرتو زاینده و آفریننده اهریمن بوده و کژاندیشی را به گفتاری نادرست و کرداری ناشایست تبدیل خواهد کرد.    آشکار است که خداوندِ بینش زرتشت که اهورامزدا به چم دانایی و آگاهی بیکران دراین هستی است هیچگاه آفریننده اهریمن نیست بنابراین اهریمن باور ایرانیان با  «شیطان» و «ابلیس» در فرهنگ اعراب با یکدیگر همخوانی ندارند.    در نیایش مَزدیَسنان و بخش اوستای کُشتی، سه بار «شکسته اهریمن باد» گفته می شود. و نیایش کننده با پافشاری(:تاکید) با اندیشه خود پیمان می بندد تا کژاندیشی را برخود راه ندهد و انگره مینو(:منشِ ویرانگر) را در باور خویش شکست دهد.   گفتنی است در دنباله همین نیایش آنگاه که  «کُشتی» (:کمربند نازک پشمی) بر کمر بسته می شود نیز برای نابودی اهریمن در اندیشه خویش این گزاره(:عبارت) را از اوستا می سراید: «خشنَه اُترَه. اَهورَه مَزدا. تَرویی دیتی. اَنگرَهه مَن یِه اوش. هَیتیاوَرشتام. هیَت وَسنا. فرَه شوت مم. ستَه اُومی. اَشِم»  برگردان: به خشنودی اهورامزدا(:دانش وآگاهی درهستی)، اهریمن را درپرتو «اشا» و با انجام کارهای نیک خود، ناپدید خواهم کرد.         ReplyForward
2

موبد گرامی اقای نیکنام. پل چینود چگونه است؟ آیا همان پل صراط است. چگونه فرد گناه کار از آن رد می شود؟


پرسش :

موبد گرامی اقای نیکنام. پل چینود چگونه است؟ آیا همان پل صراط است. چگونه فرد گناه کار از آن رد می شود؟


پاسخ :
  در سرودهای زرتشت به گذرگاهی به نام  «چینوَت پِرِتو» اشاره شده است. این واژه از دو بخش  «چین» به چمار(:معنای) چگونه و«پِرِتو» به چِمار گذرگاه تشکیل شده است. بنابراین چمار این واژه، گذرگاهِ چگونه زیستن خواهد بود.   در این بینش به مادی بودن چنین گذرگاهی برای روان در گذشتگان اشاره ای نشده است،  شاید هنگام(:مرحله) یی خواهد بود برای رایزنی و پرسش هر مرتو(:انسان) از وژدان(:وجدان) خویش، پس از هر رفتار و کرداری که انجام داده است.   موبدانِ دوران ساسانی به پیروی از فرهنگ دیگران که در آن روزگار به ایران نیز راه یافته بودند، باورهایی درباره بهشت و دوزخ، جهان پس ازمرگ و سرگذشت آن را برای فهم و درک بیشتر ایرانیان زرتشتی به زندگی مادی آن زمان شباهت دادند و هماهنگ کردند.    بدین روی بهشت و دوزخِ اندیشه زرتشت نیز با ابتکار موبدی به نام «اردای ویراز» سبب نگاشتن نسک پهلوی «اردای ویراف نامه» شد و ریخت(:شکل) دیگری به خود گرفت.   پاداش و مجازات برای تن و بدن مَرتو نیز که از جهان در می گذشتند نیز پیش بینی گردید. بهشت و دوزخ دارای راه و جاده گردید(در متنی از خرده اوستا به نام پَتِت) و گذرگاه چینوَد نیز به ریخت ِ پُلی بیان شد(پهن وگسترده برای نیکان، به باریکی مو برای گناهکاران) که روان درگذشته بایستی با شرایطی ویژه از آن عبور کند تا به بهشت برسد،  یا به دوزخ رهنمون گردد.   آشکار است که اینگونه همانند سازی به پیروی ازفرهنگ ديگران نادرست بوده و با بینش خردمندانه اشوزرتشت هماهنگی ندارد. دینِ دگرگون شده و پرورش یافته اندیشه موبدانِ آن روزگار که گاهی به سبب ناچاری یا ناآگاهی بوده است، هرچند از نام زرتشت نیز بهره داشته است ولی بیگمان سفارش ها و برداشت های آن دوران با بینش راستین آموزگار راستی و خرد، اشوزرتشت که در سروده هایش(:گات ها) آمده است، در برخی موارد ناهمگون است.
3

استاد نیکنام خسته نباشید. در مورد پیدایش آدمی، مبحث مشی و مشیانه کمی عجیب به نظر می رسد، آیا صحت دارد؟  لطفا در مورد آن مقداری توضیح دهید.


پرسش :

استاد نیکنام خسته نباشید. در مورد پیدایش آدمی، مبحث مشی و مشیانه کمی عجیب به نظر می رسد، آیا صحت دارد؟  لطفا در مورد آن مقداری توضیح دهید.


پاسخ :
   درمانده نباشی، سرگذشت آفریده شدن مرتو(:انسان) در بسیاری از دین ها و فرهنگ ها کمی شگفت آور(:عجیب) بیان شده است.    اشوزرتشت در سرودهایش(:گات ها)، گفتاری پیرامون چگونگی پیدایش مَرتو نیاورده و داستان سرایی نکرده است.   گفتنی است پرسش هایی در راستای چیستی و چگونگی هستی، در اندیشه زرتشت پدیدار شده و در گفتارش به یادگار مانده است ولی هیچدام پاسخی ندارد. زرتشت در پیامش می افزاید که خرد همگانی و دانش آیندگان یا به برداشتی دیگر باید از اهورامزدا(:دانایی و آگاهی بیکران هستی مند) یاری گرفت تا پاسخ ها روشن و آشکار گردد.    نوشته های پهلوی مانند«بُندَهِشن» در این باره نیز گزارش هایی داده اند که تا اندازه ای به نگرش(:نظریه) داروین شباهت دارد.   از نخستین مرتوی آفریده شده(:کیومرث=گَیَه مَرِتَه در اوستا) نطفه ای بر زمین آمده است. سپس با تابش  «نور» خورشید بارور شده است. پس از آن در  «خاک» پرورش یافته است. آنگاه دو شاخه  «گیاه» پیچنده همانند ریواس روییده شده اند که با فرآیندی در پی آن «جانوران» و در پایان مَرتو «انسان» پدیدار شده است.    بندهش اشاره می کند که نامِ نخستین مرتوگان(:بشر)، «مَشی» و «مَشیانه» بوده است که یکی نر و دیگری ماده نامیده شده است. 
4

درود استاد کورش نیکنام-،با توجه به سرودهای گات ها، جایگاه اهریمن در آیین زرتشت چیست ؟


پرسش :

درود استاد کورش نیکنام-،با توجه به سرودهای گات ها، جایگاه اهریمن در آیین زرتشت چیست ؟


پاسخ :
  درود بر شما، چنانكه در پرسش های پیشین در این تارنما نیز پاسخ داده شده است، برگردان واژه «انگرَه مینو»، در گویش پارسی اهریمن شده است به چمار(:معنی) اندیشه ویرانگر كه سرچشمه آن تراوش فكری مَرتوی (:انسانِ) كژاندیش است.    انگره مینو را گاهی مرتو که از خرد رسا بهره ندارد و تنها به احساس ناپاک خویش وابسته است با اراده، آن را در رفتارش پدیدار خواهد ساخت.    بدین روی آشکار است که آفریننده اهریمن، خداوند بینش زرتشت (اهورامزدا = دانش وآگاهی بیکران هستی مند) نیست.    و ناگفته پیداست که با شیطان وابلیس در فرهنگ و باور اعراب  که خداوند از پیدایش آن آگاهی داشته است، هم خوانی ندارد.
5

درود موبد نیکنام.تفاوت دین زرتشت با دین های دیگر چیست؟


پرسش :

درود موبد نیکنام.تفاوت دین زرتشت با دین های دیگر چیست؟


پاسخ :
   درود برشما، گوناگونی(:تفاوت) بین دین ها را در چند بندی کوتاه از واژگان نمی توان نگاشت.  بنیاد و پایه (:اصول) بیشتر دین ها،  یگانگی، باور به آموزش های پیام آور، جاودانی روان، پاداش و کیفر برای کارهای نیک و بد و گسترش کردار نیک بین مرتو(:انسان) بوده است.    با این دگرگونی که هریک با زبانِ تیره(:قوم) خویش با مرتوها سخن گفته اند و با نگرش به فرهنگ وتمدنی که در آن پدیدار شده اند،  دستورهایی (:احکامی) را برای پیروان خود بیان کرده اند تا آنان در چارچوب ویژه رفتاری به سربرند.    دگرگونی(:تفاوت) با ویژگی های آیین ایرانی چنین است: - دین زرتشت نزدیک به چهار هزارسال پیش در سرزمین ایران پدیدار شده است.  - یکتاپرستی را برای نخستین بار به مرتوگان(:بشر) درجهان آموخته است.  - جهان گرا (جهانشمول) است و تیره(:قوم) ویژه یی را برگزیده خداوند نمی داند.  -  بنیاد آن بر راستی استوار است، دروغ مصلحت آمیز نیز در آن جایگاهی ندارد و سفارش شده تا اندیشه، گفتار و کردار مَرتو «انسان» تنها از راستی بهره مند گردد.  - جایگاه مَرتوگان به ویژه زن و مرد را یکسان می داند با این نگرش برده داری نیز جایگاهی ندارد.   - شادمانی را برای مرتوگان آرزو می کند، بنابراین سوگواری و غم گساری در آن ناشایست است.  - در این بینش، جهان سراسر نیک آفریده شده است به همین روی بدی ها تنها در زندگی مَرتو پدیدارخواهد شد.  -  انسان با دانایی و خردمندی، هویت مرتوگانی(:بشری) به دست می آورد بنابراین، گمان(:تَوَهم) و خرافات در این دین مَردود است. -  تازه شدن و نوآوری ارزش فرهنگی این کیش است به همین روی واپس گرایی(:ارتجاع) و ایستایی ناپسند است.  -  تنبلی، بیکاری و دریوزگی نباید وجود داشته باشد بنابراین کار و تلاش، زندگی مرتو را به پیش خواهدبرد.  -  آزادی گزینش در تمام امور زندگی وجود دارد، گزینش محل زندگی، شغل و پیشه، همسر و گزینش دین، با اراده و آزادی همراه است.  - اهریمن آفریده شده خداوند نیست بلکه مرتوی بداندیش است که «انگره مینو»(:اهریمن) رادر نهادِ خویش پدیدار می کند.  - آسیب و آزار به حیوانات ناپسند است بنابراین کشتار سپندانه(:قربانی کردن) جانوران شایسته نیست.  - تن و روان مَرتو هردو ارزش دارند، بنابراین آزردگی تن که جایگاه روان است کرداری نارواست به همین روی روزه گرفتن در تراداد(:سنت) ها نیست چون نخوردن خوراک وآشامیدنی، ناتوانی و سستی در پی خواهد داشت...     به هر روی با این گونه بینش و جهان بینی، چنانچه دگرگونی(:تفاوتی) را با دین های دیگر دریافتید، با اندیشه خودتان آنها را بررسی کنید.
6

درود استاد نیکنام، فرمودید در آفرینش بدی وجود ندارد! بلکه درجامعه انسانی بدی هست، مگرجامعه انسانی بخشی از آفرینش نیست؟


پرسش :

درود استاد نیکنام، فرمودید در آفرینش بدی وجود ندارد! بلکه درجامعه انسانی بدی هست، مگرجامعه انسانی بخشی از آفرینش نیست؟


پاسخ :
   درود برشما، همبودگاه و هازمان(:جامعه) مَرتوگانی(انسانی، بشری)؛ پدیده ای برگرفته از آفرینش است که مَرتوی هوشمند، با اراده، خواسته و بهره گیری از آزادی و توان خویش آن را بنیان گذاشته است.    آشکار است که اگر اراده کند، از خرد خویش و دانش جهانی بهره مند باشد به سازندگی و پیشرفت دست خواهد یافت و ناگفته پیداست که زندگی اش با شادی، آرامش و تازگی سپری خواهد شد و در این راستا بداندیشی، بدگفتاری و بدکرداری در آن جایگاهی نخواهد داشت.    از آنجا که در هازمان مرتوگانی ستم، بیداد، غارت، کشتار، خشم، قربانی حیوانات، آلوده کردن زیستگاه، دروغ، دزدی و بدی های دیگر به چشم می خورد؛ باید پذیرفت که در چنین همبودگاهی چنانچه مَرتو(:انسان) وجود نداشته باشد، این واژگان ناخوش آیند و «بد» نیز دیده و شنیده نخواهد شد. بدین روی آفرینش سراسر نیکی است و بدی از آغاز در آن پدیدار نشده است.   به بینش زرتشت،«اهورامزدا» به چِمار(:معنی) دانایی، آگاهی و سرچشمه خرد است. اگر از سرچشمه دانایی «بدی» نیز آفریده شده باشد! دانش، دانایی و خرد نیز« بد و ناپسند» خواهد بود.    برای درک بیشتر این چالش در زندگی مَرتوگانی، از بخش نوشتارها در تارنمای www.kniknam.com بهره گرفته و در نوشته«دوگوهر همزاد، زاینده نیکی و بدی» چگونگی پدیدار شدن بدی ها را جستجو کنید.
7

سلام، آقای نیکنام آیا دین زرتشت از ابتدا توحیدی بوده است؟  در جایی خواندم که از ابتدا دوگانگی بوده به هنگام ورود اسلام برای اینکه از ادیان دیگر کمتر نباشد، دینشان را توحیدی فرض کردند؟


پرسش :

سلام، آقای نیکنام آیا دین زرتشت از ابتدا توحیدی بوده است؟  در جایی خواندم که از ابتدا دوگانگی بوده به هنگام ورود اسلام برای اینکه از ادیان دیگر کمتر نباشد، دینشان را توحیدی فرض کردند؟


پاسخ :
 درود بر شما، دین زرتشت از آغاز برپایه یکتانگری و یکتاپرستی استوار بوده است زیرا اشوزرتشت برای نخستین بار در جهان به سرآغاز و سرانجام هستی، به یکتایی خداوند پی برده، ویژگی او را «اهورامزدا» به چِمار (:معنی) دانایی وآگاهی بیکرانِ هستی مند یا خداوند جان و خرد بیان کرده است.    بینش زرتشت به دوگانگی در پدیده ها و رویدادهای هستی باور دارد که در رفتار مَرتو(:انسان) نیز خودنمایی کرده است.  به همین روی می توان پیروان زرتشت را « یکتاپرستانی باورمند به دوگانگی اخلاقی» دانست.   در زاستار(:طبیعت) گیتی، مثبت و منفی، تز و آنتی تز، کشش و رانش، سیاه و سپید، شب و روز، تاریکی و روشنایی دیده می شوند که همه با فروزه«دوگانگی» هستی را به پیش برده اند و چنانچه هریک نباشد، هستی ناپایدار خواهد شد.    دراین راستا، راستی و دروغ،  نیکی و بدی،  سازش و ناسازگاری، مهربانی و دشمنی، قهر و آشتی، پاکی و پلیدی، هنجار و بی هنجاری نیز از«دوگانگی» های رفتاری مرتو(:انسان) می باشند. که بیگمان کنش و واکنش خود را در پی خواهد داشت. 
8

هیربد نیکنام عزیز با درود، به نظر شما دين زرتشت بر اديان ديگر چه تاثیری داشته است. با سپاس بی پايان


پرسش :

هیربد نیکنام عزیز با درود، به نظر شما دين زرتشت بر اديان ديگر چه تاثیری داشته است. با سپاس بی پايان


پاسخ :
  درود، آموزه های زرتشت، تاثیر فراوانی بر دین های پس از خود داشته است. از آنجا که زرتشت برای نخستین بار به یگانگی سرچشمه هستی پی برده و ستودن «اهورامزدا» (:دانایی بیکران در هستی) را به جهانیان سفارش کرده است. از آن پس پیامبرانی خود را فرستاده این خدای یکتا دانستند. و به جای دانش و آگاهی خدای یکتا را هویت «موجودی آفریننده» و یکتا دادند.    آشکار است که دانش و خرد، هرگاه مرتو(:انسان) را به پدیده و کشفی تازه می رساند، به همین روی برای پیروان مزدا(:مزدیسنان-زرتشتیان) جایگاه اهورامزدا با واژگان «بخشاینده و مهربان» یاد شده است که در فرهنگ پس از آن به «رَحمان و رَحیم» برگردان شده است.   «کردار نیک» که اوج پذیرش نیک اندیشی در بینش زرتشت است به نام «عملِ صالح» در رفتار ادیان ابراهیمی سفارش شده است.   راستی، پاکیزگی، مهربانی، آشتی، پرهیزگاری، خدمت به دیگران، پاسداشت زیستگاه، دادگری و ارزش های دیگر مرتوگانی(:بشری) که روزگاری در پیام اشوزرتشت و باور پیروانش پویا شده است،  آنگاه که در بینش پیامبران پس از وی نیز آمده باشد تاثیری بوده که از دین زرتشت برگرفته شده است.   بینش زرتشت، پدیدار شدن نیروهای اهورایی(:خرد، آگاهی، دانایی) را در روشنایی می داند به همین روی فروغ و روشنی را پرستش سو(:قبله) برای نیایش سفارش کرده است، گفتنی است در اندیشه ادیان سامی نیز خداوند در روشنایی نمود یافته است، در قرآن آمده:«اللهُ نوراَلسَماواتِ وَالارض» (:خداوند روشنایی زمین و آسمان است).    واژه «مَزگِت» در باور باستانی ایرانیان«خانه بزرگ» بوده که پس از آن به «مسجد»  برگردان شده است. برخی از تراداد(:سنت) های مسلمانان ایرانی نیز همچنان در سوگواری ها به ویژه برای امام حسین (همانند سوگ سیاوش) تهیه آش و حلواهای نذری، افروختن شمع و چراغ، استفاده از آب وگلاب و... مشاهده می گردد که همگی تاثیر فرهنگ ایرانی و آموزه های زرتشت در ترادادهای پس از خود است.
9

موبد نیکنام گرامی آیا در دین زرتشت، سخن و یا سفارشی برای پذیرفتن و یا گسترش این دین شده است؟  آیا گرویدن وبه این دین برای همه امکان پذیر است؟  از کسی که بخواهد به تازگی به این دین در آید چه برخوردی خواهد شد؟


پرسش :

موبد نیکنام گرامی آیا در دین زرتشت، سخن و یا سفارشی برای پذیرفتن و یا گسترش این دین شده است؟  آیا گرویدن وبه این دین برای همه امکان پذیر است؟  از کسی که بخواهد به تازگی به این دین در آید چه برخوردی خواهد شد؟


پاسخ :
  سراسِر اندیشه و بینش زرتشت آموزه هایی در راستای گسترش آیین راستی و خرد است.  دینی کهنه تنها با پندارهای نادرست وخرافه پرستی هم خوانی ندارد بلکه گرایش به دانش وآگاهی را به یاری خرد سفارش می کند. تا زندگی این جهانی سرشار از شادی گردد.     زرتشت باور دارد که هر مَرتو(:انسان) که به دین راستی باورمند شده است، خویشکاری (:وظیفه) دارد تا در برانداختن کژ اندیشی و فراخواندن (:دعوت) دیگران به آیین خردمندی کوشش کند. اشوزرتشت در یکی از بندهای سروده هایش(:گات ها) می فرماید:    «بهترین نیکی به دانشمندی برسد،  که پیام راستین مرا،  پیامی که از روی آیین راستی به رسایی و جاودانی، به کمال بی زوال می رساند، به مردم برساند و بفهماند،  برای چنین کسی شهریاری خدای دانا در پرتوِ منشِ نیک گسترش پیدا خواهد کرد»   پذیرش این دین برای همه شدنی است، آشکار است که نه از روی زور و فشار(:اجبار) و پیروی کورکورانه(:تقلید) بلکه با گزینش از روی آزادی و با خواسته کسی که با خرد خویش پژوهش می کند.  زرتشت در هاتِ دیگری از «گات ها»می فرماید:    «بهترین گفته ها را به گوش بشنوید، با اندیشهای ژرف به آن پیام بنگرید،  سپس هر مرد و زن از شما،  راه و دین خویش را با اختیار برگزیند».    به بخش پایانی پرسش شما پیش از این پاسخ داده شده است. زرتشتی بودنی است، شدنی نیست و چنانچه سبب آزار وآسیب دیگران نشود بیگمان برخوردی نخواهد شد.
10

با درود فراوان آقای نیکنام، دوگانگی انگره مینو و سپنته مینو، باعث محدود شدن قدرت اهوره مزدا و متعاقب آن قدرت فلسفی بهدینی شده است . همچنین وجود ایزدان مختلف، فروشی ها و عقاید آیین های قبل از ظهور اشو زرتشت سیمای این دین را بسیار باستانی و کهنه کرده است. با توجه به وضعیت فعلی سیاسی- اجتماعی و دوری روزافزون جوانان از هردین و هر ساختار مشابه با دین، آیا زمان انقلابی فلسفی و همراه با اصلاحات در این دین نیک نرسیده؟ آیا نباید سوشیانتی بیاید و دین بهی را از تباهی نجات دهد؟ چه کسی این چنین تعهدی را می پذیرد؟ آیااین وظیفه شما موبدان نیست؟ دین بهی هویت ما ایرانیان است، هرچند کسی مانند من به این دین نباشد.


پرسش :

با درود فراوان آقای نیکنام، دوگانگی انگره مینو و سپنته مینو، باعث محدود شدن قدرت اهوره مزدا و متعاقب آن قدرت فلسفی بهدینی شده است . همچنین وجود ایزدان مختلف، فروشی ها و عقاید آیین های قبل از ظهور اشو زرتشت سیمای این دین را بسیار باستانی و کهنه کرده است. با توجه به وضعیت فعلی سیاسی- اجتماعی و دوری روزافزون جوانان از هردین و هر ساختار مشابه با دین، آیا زمان انقلابی فلسفی و همراه با اصلاحات در این دین نیک نرسیده؟ آیا نباید سوشیانتی بیاید و دین بهی را از تباهی نجات دهد؟ چه کسی این چنین تعهدی را می پذیرد؟ آیااین وظیفه شما موبدان نیست؟ دین بهی هویت ما ایرانیان است، هرچند کسی مانند من به این دین نباشد.


پاسخ :
  درود برشما، ویژگی های فلسفی دین زرتشت نه تنها توانایی اهورامزدا راکاهش نداده است بلکه هریک سبب درک بیشتر آموزش های فرهنگ باستانی ایران نیز می باشد. اگر به چند و چون این ویژگی ها به ژرفی بنگریم و آن را هریک را بیشتر پژوهش کرده و به کار گیریم، خودمان سوشیانت هایی خواهیم بود که به دیگران نیز نیکوترین ها را سفارش خواهیم کرد.    آنچه باید بپذیریم اینکه هر آموزشی به ویژه دینی و فلسفی درگذر زمان دستخوش دگرگونی هایی خواهد شد و بیگمان چهره آموزه های درست در پیام زرتشت نیز هربار با فرهنگ و باورهای مردم روزگاران گذشته به ریخت(:شکل) های دیگری جلوه گر شده است به ریختی که اکنون اگر به همه نوشته های اوستا و پهلوی از نگاه آموزه های زرتشتی بنگریم به بسیاری از ناهمگونی ها بر می خوریم که برخی نه تنها از آنِ بینش دینی زرتشت نیست بلکه با فلسفه زرتشت، دگرگون(مخالف)  نیز می باشد.    چند نمونه که گاهی دست آویز بداندیشان درباره آیین و کیش زرتشت است، چنین است.: ازدواج با محارم، (درمقاله ای از تارنما پاسخ داده شده). برخورد با جسد مردگان، (شیوه های از بین بردن پلیدی ها در ایران باستان بوده است) بیرون بردن زنان در دوران دشتان، (:قاعدگی) (در فرهنگ زرتشتی نبوده و نیست) آتش پرستی، ( پاسداشت چهار آخشیج(عنصر) آب، آتش، باد و خاک؛ آتش پرستی نیست) دوگانه پرستی، (دونیروی ناهمگون که در هستی نقش دارد، ولی  پدیده ای در برابر اهورامزدا قرار ندارد)و... اگر به فلسفه وجودی و جایگاه اهورامزدا که چَمار(:معنی) آن «دانش بیکران هستی مند » است بنگریم، از این پس خدایمان را تنها در آسمان جستجو نخواهیم کرد بلکه در ذره ذره های هستی خواهیم دید. اگر تاثیر دو نیروی«سپنتامینو وانگره مینو» را بر اندیشه، گفتار و کردار خویش دریابیم آنگاه به پدیدار شدن بدی ها از سوی انسان پی خواهیم برد و آفریدگار بدی را خداوند نخواهیم پنداشت! اگر به چمار(معنای) واژه « دَاِنا» (:دین) در اوستا بنگریم که «وجدان بیدار و آگاه» است، در می یابیم که دین دار کسی خواهد بود که بینش درونی او آگاه و گزینش او برپایه خردمندی استوار شده است و... به همین روی چنانچه تمام گزینه های فلسفی در پیام زرتشت را کنکاش کنیم . چشم به راه سوشیانت نخواهیم بود.   آشکار است که پیشنهاد شما نیز مفید می باشد و موبدانی بینشور نیاز است تا دست به پالودگی فرهنگ و تراداد(سنت) های بیگانه داشته باشند که در بینش ارزشمند زرتشت وارد شده است.  
11

 

موبد نیکنام ارجمند، چگونه می توان ثابت کرد كه گات ها كتاب آسمانى است و زرتشت از سوى خدا آمده است ؟


پرسش :

 

موبد نیکنام ارجمند، چگونه می توان ثابت کرد كه گات ها كتاب آسمانى است و زرتشت از سوى خدا آمده است ؟


پاسخ :
  نخست اینکه «گات ها» (سرودهای زرتشت» نسک(:کتاب) آسمانی نیست، به این چمار(:معنی) که گفته ها، بینش و پیام زرتشت که در این نسک جای دارند از سوی آسمان به زمین نرسیده است.    خداوند یکتای ایرانیان(:اهورامزدا) که نخستین بار زرتشت به آن اشاره کرده است، خدایی نیست که در آسمان باشد و از آنجا دستوراتش را به زرتشت رسانده باشد. و آنگاه او به مرتوگان(:بشر)رسانده باشد. اهورامزدا (دانایی وآگاهی بیکران هستی مند) فروزه پایداری است که بایستی در همه جا وجود داشته باشد. آنجا که خرد خودنمایی می کند، آنجا که هستی پویا می گردد و هرگاه که توانایی از دانایی سرچشمه گرفته است. خداوند جان و خرد نیز آنجاست.  بنابراین اهورامزدا فروزه ایست که جانِ جهان را پوشش داده است. به همین انگیزه «گات ها»  نسک دینی زرتشتیان است.     دوم اینکه زرتشت در سرودهایش خود را پیام رسان بی اراده نمی داند که پیام را از خداوند دریافت کرده سپس به مرتوها(:مردم) رسانده باشد. او خود را گاهی «سوشیانت» می داند به چمار کسی که سود رساننده و رهایی بخش است. گاهی «مانترن» نام دارد، کسی که سخنانش اندیشه برانگیز است و گاهی «زوتار» است، کسی که با آواز خوش سرودهای نغزش را در آیین ها می سراید. گفتنی است که در هات 29 از«یسنا» که دومین سرود« گات ها» می باشد،  برگزیده شدن اشوزرتشت به سِمَتِ پیام آوری بر مردم جهان و گسترش آیین یكتاپرستی از سوی اهورامزدا(آگاهی ودانایی در هستی) اشاره شده است.    
12

موبد نیکنام فلسفه آتش دردین زرتشت چیست وآیا درگاتها به آن اشاره شده است؟


پرسش :

موبد نیکنام فلسفه آتش دردین زرتشت چیست وآیا درگاتها به آن اشاره شده است؟


پاسخ :
  آتش یکی از پدیده هایی شگفت انگیز نزد نیاکان ما بوده است و از زمانی که در اختیارگرفته شده است تا اکنون، مَرتو (:انسان) به آن نیاز فراوان داشته وهمچنان دارد.    مرز بین توحش و تمدن به شمار آمده است. به همین انگیزه ارج وارزش ویژه ای داشته است. ایرانیان از روزگار باستان در کنار سه «آخشیج» (:عنصر) دیگر «آب»، «خاک» و «هوا»، «آتش» را نیز گرامی می داشتند به ویژه اینکه آتش را همچون موجود زنده می دانستند که باید از او پرستاری کرد تا خاموش نگردد. آتش به اکسیژن، خوراک و جایگاه ویژه نیاز داشته است.   کسانی که از همان روزگار تاکنون چوب یا سوخت به آتش می رسانند وهوا را از آن نمی گیرند از آتش«پرستاری» کرده اند، به زبانی دیگرپرستندگان آتش بوده اند.   ویژگی دیگر آتش این است که پاک کننده است ولی خودش هیچگاه آلوده نمی گردد، آتش از زمان هوشنگ مهار گردید و در اختیار مرتوگان در آمد که داستان آن در شاهنامه فردوسی آمده است. سده ها پس از آن زرتشت که از اهمیت آتش آگاه گردید. شایسته ندانست تا مرتوگان را ازفروغ و گرمای آتش بی بهره نگهدارد. بنابراین نه تنها آتشکده ها را ویران نکرد بلکه روشنایی آتش را پایه پرستش سو(:قبله) پیروان خود قراد داد. چنانکه روشنایی خورشید و ماه و پدیده های دیگر نیز همین ویژگی را دارند.   در گاتاها و بخش های دیگر اوستا از آتش به نام پرتوی از خداوند یاد شده است (آترش. پوتره. اهوره مزدا) و یادآوری کرده است که مرتو، روشنایی و گرمای آن را درنهاد خویش استوار سازند.    چنانکه حافظ نیز می فرماید:    از آن به دیر مغانم عزیز می دارند   که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست.  
13

درود موبد نیکنام گرامی، آیا یک زرتشتی باید خود را بنده خدا بنامد؟


پرسش :

درود موبد نیکنام گرامی، آیا یک زرتشتی باید خود را بنده خدا بنامد؟


پاسخ :
  درود برشما، اگر تفسیر واژه « بنده»، به چمار(:معنی) نوکر، اسیر، غلام و سرسپرده خداوند باشد، خیر‌؛ دربینش زرتشت کسی بنده خدا نیست.   گفتنی است در بینش اشوزرتشت، مرتو(:انسان) به شوه(:دلیل) بهره گیری ازخرد وآزادی گزینش، شایستگی دارد تا خودش راه نیک و بد را در زندگی برگزیند.   چنانچه برای رسیدن به زندگی بهتر، شادتر، وسازنده تر که آرمان همگانی است. آرامش وآسایش را برای خود ودیگران فراهم سازد.  این مرتو بیگمان در راستای هنجار راستی(:اشا) گام برداشته وجایگاه باشکوه مرتوگانی خویش را به نیکی دریافته است.    بنابراین او یار، دوست، و همراه خداوند خواهد بود زیرا با آرمان وآماج اهورامزدا(:دانایی وآگاهی بیکران هستی مند) هماهنگی داشته است.   ناگفته پیداست چنانچه با کژاندیشی و بدگفتاری، رفتار وکردارش سبب آزار و آسیب به دیگران باشد، او دشمن دانایی و آگاهی بوده؛ با پیشرفت، تازگی وسازندگی زندگی همگان همسو نیست وبا چنین رفتاری، با فروزه وجایگاهِ دانایی اهورامزدا هم خوانی نخواهد داشت.
14

استاد نیکنام آیا در دین زرتشت نیز توبه وجود دارد؟ پس از توبه کردن همهً گناهان انسان پاک خواهد شد؟


پرسش :

استاد نیکنام آیا در دین زرتشت نیز توبه وجود دارد؟ پس از توبه کردن همهً گناهان انسان پاک خواهد شد؟


پاسخ :
  خیر، شیوه توبه به ریختی (:شکلی) که در برخی از ادیان وجود دارد و روحانی آن مکتب با گرفتن اعتراف از شخص گناهکار، وسیله ای می شود که خداوند گناهان او را ببخشد ویا اینکه با ریختن آب توبه بر سر افراد، گناهان مَرتو (:انسان) پاک خواهد شد، وجود ندارد.    در بینش زرتشت هر کار ناشایستی که مرتو انجام می دهد بخشی از هویت فردی اورا فرا خواهد گرفت و همانند کفه ای از ترازو بار گناه او سنگین تر می شود، این شخص گناهکار در هر زمانی فرصت دارد تا با اراده  واختیار خویش و با انجام کارهایی شایسته ونیک، کفه دیگر ترازوی اخلاقی خود را با کردارش سنگین تر کند تا زمانی میزان و هماهنگ شود، گناه خود را ناپدید سازد وپس از آن با انجام بسیاری از کارهای نیک و پیوستن به نیکوکاران، نه تنها گناهش را با اراده خویش پاک کرده و بخشوده است، بلکه همین گناهکار با نیکوکاری خود از  نیکان روزگار گردد.   با چنین بینشی، این امیدواری برای همگان وجود خواهد داشت که هر دم به راستی و نیکی گرایش داشته باشد و نیازی به توبه برای بخشودگی گناهان توسط دلال، رابط و شخص دیگری نخواهد داشت. گفتنی است در زمان ساسانی به دلیل ورود اینگونه اندیشه های سامی به ایران و پیش گیری از گرایش زرتشتیان به کیشی غیر ایرانی، بخشی به اوستا افزوده شد که «پتت  pateth» به چمار (:معنی) پشیمانی نام گرفت و به مواردی رفتاری در آن اشاره شده است که کارهای ناشایست نام دارد و هرکس با سرودن آن بر خود پیمان می بندد که چنین کارهای ناشایستی را انجام ندهد و چنانچه پیش از این از او سر زده است پشیمان شده وتکرار نخواهد کرد.    
15

جناب نیکنام درود، آيا نظريه  تكامل داروين خلاف گات ها سخن مي گويد؟


پرسش :

جناب نیکنام درود، آيا نظريه  تكامل داروين خلاف گات ها سخن مي گويد؟


پاسخ :
   درود برشما، سرود های گات ها برای چگونگی به ریخت آمدن(:شکل گیری) آفرینش و پیدایش گیاهان، جانوران وانسان اشاره ای نکرده است.   پیام زرتشت در گات ها بیشتر برای پویایی رفتار نیک در زندگی مرتوها(:انسان) است و جایگاه وهویت مرتوگان(:بشری) را در هستی پررنگ تر کرده است.   زرتشت در سروده  هایش پرسش هایی از زاستار(:طبیعت) نیز داشته است ولی پاسخی از دنیای غیب به گوش او نرسیده تا آن را به شنوندگان بیان کند بنابراین پاسخ آنها را به دانش زمان سپرده است تا آیندگان به درستی راز هستی پی برند.   آشکار است که چنانچه دینی به پدیده ای در روزگار خود اشاره کرده باشد که دانش کنونی آن را با پیشرفت خود پذیرا نباشد، گرایش به آن دین وباورهای آن که با دانش همخوانی نداشته باشد اندک اندک کمرنگ خواهد شد.
16

موبد نیکنام گرامی آیا به گفته زرتشت، اهورامزدا آفریننده نیکی و بدی است یا اینکه اهورامزدا تنها آفریننده نیکی هاست؟


پرسش :

موبد نیکنام گرامی آیا به گفته زرتشت، اهورامزدا آفریننده نیکی و بدی است یا اینکه اهورامزدا تنها آفریننده نیکی هاست؟


پاسخ :
  شایسته نیست بیندیشیم که بدی در آفرینش وجود داشته باشد، زیرادر بینش زرتشت«اهورامزدا»، به چم "دانایی وآگاهی بیکران هستی مند" است.   برپایه چنین باوری، آفرینش در راستای دانایی ودانش آغاز شده وبه پیش می رود بنابراین در راستای فروزه دانش و خرد که در هستی پویا وپایدار است، بدی ها خودبه خود پیش نخواهند آمد بلکه بدی ها تنها در هازمان(:جامعه) مرتوگان(:انسان ها، بشر) وبه خواسته آنان آشکار می گردند.   ناگفته پیداست مرتوگانی وجود دارند که با کژاندیشی خود، آفریننده بدی ها وکاستی ها شده، نه تنها زندگی مرتوهای دیگر را نیز تباه می کنند بلکه به ساختار زندگی گیاهان و جانوران نیز آسیب می رسانند. زیستگاه خویش وآنان را ویران و آلوده می‌سازند.    آشکار است که اگر بتوان همه مرتوگان«انسان ها» را چند روزی از پهنه زمین به کهکشان دیگری کوچ دهیم!(منتقل کنیم)‌؛ زندگی بودنی ها(:موجودات) روی زمین بدونِ بودن مرتوها(:انسان)، هیچ گونه بدی در آن پیش نخواهد آمد. گفتنی است دراین هنگام  نیز زلزله، آتشفشان، سیلاب، گردوخاک، خشکسالی، یخبندان ودیگر پدیده ها همچنان در زاستار(:طبیعت) روی خواهد داد که هیچکدام "بد" نیستند  و مرتویی بر زمین نیست که اندیشه کند خداوند آفریننده اینگونه بدی ها بوده است.
17

درود برموبد نیکنام. مانتره به معنی  چیست؟


پرسش :

درود برموبد نیکنام. مانتره به معنی  چیست؟


پاسخ :
 درود برشما، مانتره به چمار(:معنی) سخن اندیشه برانگیز وسپند است. این واژه نخستین بار برای ویژگی پیام اشوزرتشت در گات ها به کار رفته است. گفتار و سخنانی که سبب می شود هر شنونده ای را به اندیشه کردن فراخواند تا در باره رویدادهای زندگی و فلسفه هرپیش آمدی، نخست وپیش از هرکاری با خرد خویش رایزنی داشته باشد. زرتشت در سرودهایش گاهی خویش را''مانترن'' نامیده است به چم آموزگاری که با بیان گفته هایش اندیشه ها را دگرگون(:متحول) ساخته است تا از خرافات وپندارهای نادرست، پرهیز داشته باشند.
18

آقای موبد نیکنام جایگاه روح، جان و روان در کیش زرتشت چیست؟


پرسش :

آقای موبد نیکنام جایگاه روح، جان و روان در کیش زرتشت چیست؟


پاسخ :
  روح یک واژه عربی و جمع آن ارواح است.  پارسی آن روان است که در اوستا به ریخت«اوروان»  آمده است. جان نیز نیرویی است که بدن را به کار و کوشش فرا می خواند.    در باور ترادادی(:سنتی) زرتشتی،  هویت مَرتو (:انسان) از دوگزینه مادی و مینوی فراهم گشته است، گزینه مادی‌«تن» و «جان» بوده و گزینه مینوی «روان» و «فروهر» است.   پس از درگذشت، "جان" مَرتو از بین خواهد رفت. "روان" در یکی از جایگاه های «وَهیشتم مَنو» (:بهشت) که سرای "نور وسرود" برای نیکوکاران است جای می گیرد. روان بدکاران نیز در جایگاه «اَچیشتم مَنو» که سرای "سکوت و تاریکی" است جای خواهد داشت.   فرَوَهَر در اوستا به ریخت «فرَوَشی» و در پهلوی«فرَوَرتی» است. فروزه اهورایی است که همراه با مَرتو درآغاز زاده شدن در نهاد شکوفا شده تا هرکس با چنین فروزه ای به سوی پیشرفت گام بردارد. فروهر نیز پس از درگذشت به گروه فروهران پیوسته خواهد شد. اینها همه از باورهای ترادادی مزدیسنان بوده که برداشتی از ویژگی های بینش زرتشت است.
19

درود موبد نیکنام، می خواستم بدانم چرا دین ها آنقدر با یکدیگر تفاوت دارند، مگر خداوند یکی نیست؟


پرسش :

درود موبد نیکنام، می خواستم بدانم چرا دین ها آنقدر با یکدیگر تفاوت دارند، مگر خداوند یکی نیست؟


پاسخ :
  درود برشما، این پرسش را بایستی از خداوند پرسید که چرا با ابتکار فرستادن پیامبران به زبان های گوناگون وبرای هرتیره(:قومی) دین های گوناگون پدیدار شده است. با آنچه ما از اوستا برداشت می کنیم.  دین باواژه (دَاِنه - daena) نخستین بار در پیام زرتشت آمده و کاربرد این واژه، وجدان بیدار و آگاه، یا بینش درست درونی بوده است. با چنین ویژگی در پیام زرتشت، کسی دین دار است که وجدان درست و آگاه داشته باشد. به گونه ای ساده تر مرتو(:انسان) در کنار احساس گوناگون خود؛ بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و دریافت پوستی(:لامسه) که همگی آن ها را یکسان در نهاد خویش دارند. "بینش درونی" نیز دارند که "دَاِنه" یا دین نامیده می شود.   با این نگرش کسی دین دار است که با بینش درونی و وجدان همیشه آگاه خویش، بهترین جلوه های هستی را برای خود ودیگران گزینش کند. هرکس به پیشنهاد وسفارش آموزگار باستانی ایران، زرتشت: خوشبختی خود را در خوشبختی دیگران دریافت خواهد کرد.    مرتو در دین داری، تنها به هویت ارزشمند مرتوگانی(:بشری) اندیشه خواهد داشت تا جایگاه خویش را در ذره های هستی به دست آورد. حافظ در این باره به نیکی می فرماید: کمتر از ذره نیی، پست مَشو عشق بوَرز  تا به سرچشمه خورشید رسی رقص کنان دامن دوست به دست آر و زدشمن بگسل مرد یزدان شو وفارغ گذر از اهرمنان.    بنابراین چنانچه  واژه "دین" در نزد خداوند جهانی دگرگون نشده باشد. لابد به فرمایش قرآن هر پیامبری برای زبان همان قوم فرستاده شده است(:وَما اَرسَلنا مِن رَسولا اِلا به لِسانه ای قَوماً). وشاید برداشت ما مرتوها(:انسان) ها درست نبوده وحقیقت را ندیده ایم، با ابزار دین به جان هم افتاده و کشتارهای تاریخی را برای برتری جویی از خود به یادگار گذاشته ایم و همچنان شمشیر در دست، دین داری را فریاد می زنیم .   گفتنی است که این تازگی ندارد چون حافظ سده ها پیش گفته است: جنگ هفتاد و دوملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند.
20

موبد نیکنام عزیز، در این جهان آشفته  چه کسی و یا چه معیاری برای اندیشه نیک وجود دارد؟ از کجا بدانیم که اندیشه ای نیک است؟


پرسش :

موبد نیکنام عزیز، در این جهان آشفته  چه کسی و یا چه معیاری برای اندیشه نیک وجود دارد؟ از کجا بدانیم که اندیشه ای نیک است؟


پاسخ :
  چنانچه در این جهان، آشفتگی وجود داشته باشد از نابخردی،  بی دانشی و احساس برگرفته از تعصب ما مرتو(:انسان) ها فراهم شده است.   چگونگی دانستن اندیشه نیک، گام برداشتن همگان در زندگی با انگیزه دانش اندوزی، با هدف سود بخشی و آسایش، رسیدن به تازگی وآبادی وسرانجام خشنود ساختن « گه اوش اوروان» (:روان هستی) است که در بند نخست از اهنودگات(:سرودهای زرتشت) آمده است. این تلاش و همت برای خشنودی روان هستی، به هر ریختی(:شکلی)، به هر روزگاری و درهر جایگاهی شدنی است.    آشکار است آنکه  خواستار پیروی از اندیشه نیک باشد چنانچه پشتکار و اراده آن را نیز به همراه داشته باشد بیگمان به هازمان(:جامعه) دروغین نگرشی نخواهد داشت چون نیکی ها را تنها برای ارزش آنها پاسداری خواهد کرد و نه برای باور، برداشت و خواسته کسانی که ارزش اَشا(:راستی) را درک نکرده اند.  
21

با درود بیکران بر استاد نیکنام گرامی
اگر دانش امروزی یکی از اندیشه های دین زرتشتی را رد کند تکلیف چیست؟ 
مثلا به وجود آمدن نخستین انسان که کیومرث است. 

 


پرسش :

با درود بیکران بر استاد نیکنام گرامی
اگر دانش امروزی یکی از اندیشه های دین زرتشتی را رد کند تکلیف چیست؟ 
مثلا به وجود آمدن نخستین انسان که کیومرث است. 

 


پاسخ :
  درود برشما، زرتشت چیزی را درباره دانش آن روزگار بازگو نکرده است که اکنون دستور(:احکامی) برای زندگی مرتوگان(:مردم ها، بشر) باشد ودانش امروزی بخواهد آن را بپذیرد و یا آن را رد کند.   هرگاه دانِش به روزتر جهانی، نکته تازه ای را در هر مورد دریابد و پیشنهاد دهد، پیروان اندیشه مزدایی آن را می پذیرند چون بینش زرتشت بر پایه تازگی و نوگرایی بنیان شده و در راستای دانش وآگاهی جهانی به پیش خواهد رفت.    نخستین مرتو(:انسان) آفریده شده درنوشته های دوران ساسانی و پس از آن که «ادبیات پهلوی» نام گرفته اند به فلسفه آفرینش نیز پرداخته است.    نوشته های پهلوی مانند بندهش، نخستین مرتو را«گیَه مَرِته» نامیده است که در گویش پارسی «کیومرث» بیان شده است. آغاز آفرینش پس از کیومرث با رویش دو گیاه همانند ریواس بوده که نخستین زن و مرد به نام های «مشی» و «مشیانه» پدیدار شده اند و پس از آن به نسل مرتوگان کنونی رسیده است.    آشکار است که اشاره به این رویداد آفرینش در دوران ساسانی یکی از باورها و استوره های آن روزگار است که همانند آن در برخی از دین ها و استوره کشورهای دیگر نیز درباره آفرینش مرتوگان آمده است. همانند آفریده شدن آدم و حوا که در تورات و قرآن به ریختی دیگر بیان شده است.    زرتشت در سروده هایش(:گات ها) درباره آفرینش و چگونگی آن سخنی بیان نکرده است و آن را نیز همانند دیگر پدیده های هستی  که در آن روزگار ناشناخته بوده است، به دانش مرتوگان در آینده واگذار کرده است.    بنابراین هرگاه دانش و خرد همگانی در جهان با پیشرفت خود استوره آفرینش یا هر باور پیشین را رد کند و به نتیجه ای تازه برسد که دانش آن را ثابت کند، بیگمان پذیرفته خواهد شد.         ReplyForward
22

با درود خدمت استاد نیکنام، در گاتها به این نکته سفارش شده که اهورامزدا نیاز به واسطه ندارد پس آیا وجود آذر بان، موبد وهیربد درست است؟  یا اینکه هرکس باید خودش مسئول کارهای خود باشد.

 


پرسش :

با درود خدمت استاد نیکنام، در گاتها به این نکته سفارش شده که اهورامزدا نیاز به واسطه ندارد پس آیا وجود آذر بان، موبد وهیربد درست است؟  یا اینکه هرکس باید خودش مسئول کارهای خود باشد.

 


پاسخ :
  با نگرش به ژرف اندیشی شما، پروردگار، نیازی به واسطه و دلال ندارد. «آذربان»،(:نگهبان آتش) به گزارش شاهنامه فردوسی در روزگار «هوشنگ» که پیش از زرتشت می زیسته پا گرفته است، او کسی بوده که از آتش «آذر» پرستاری می کرده تا در هر روستا و شهر، پیوسته روشن بماند زیرا خانه ها از گرما و فروغ آن بهره داشته اند.   «موبدان» نیز به روزگار زرتشت خویشکاری داشته اند تا دانش دین را آموخته، آموزگار وسفارش دهنده راه راستی وخرد به خواستاران باشند.    به بینش زرتشت، برهر کسی شایسته است تا نخست بیاموزد، آنگاه آموخته های خویش را به دیگران نیز برساند؛ بیگمان افرادی که در هرگونه دانشی، آگاهی بیشتری از دیگران دارند. خویشکاری خواهند داشت تا راهنما وآموزگار کسانی باشند که آگاهی کمتری دارند.    ناگفته پیداست که موبدان وهیربدان تلاش دارند با سفارش های دینی و بینش زرتشت آشنا شوند، سپس پیروی از راه درست وکردارنیک را به باورمندان وخواستاران یادآوری کنند. زیرا نباید نادانی وبیسوادی فراگیر باشد.    با نگرش به بینش زرتشت آنان نباید هیچگاه خود را برتر از دیگران بدانند،  به ویژه اینکه شایسته نیست تا خود را پیوند دهنده(:رابط) بین دیگرمرتوها(:انسان) واهورامزدا(دانایی وإگاهی بیکران هستی مند) بدانند.
23

موبد نیکنام گرامی، آیا در دین زرتشت نیز توبه وجود دارد؟ پس از توبه کردن همه گناهان انسان پاک خواهد شد؟


پرسش :

موبد نیکنام گرامی، آیا در دین زرتشت نیز توبه وجود دارد؟ پس از توبه کردن همه گناهان انسان پاک خواهد شد؟


پاسخ :
 خیر، به ریختی(:شکلی) که در برخی دین ها «توبه» وجود دارد و پیشوای دینی آن آیین با گرفتن بازگویی(:اعتراف) از کسی که گناهکار است، سبب بخشودگی گناهان او از سوی خداوند می شود و یا اینکه با ریختن آب توبه بر سر کسی، گناهان مَرتو(:انسان) پاک خواهد شد، دربینش زرتشت وتراداد(:سنت) مزدیسنان وجود ندارد.    در بینش زرتشت، هر کار ناشایستی که از مرتوگان(:مردمان، بشر)روی دهد، بخشی از هویت او را آشکارخواهد کرد و همانند کفه ای از ترازو بار گناه او سنگین تر خواهد شد. این کس آنگاه که باور دارد گناه و کار ناشایستی از او سرزده است، به هرهنگامی در زندگی آینده اش توانایی دارد که با اراده و اختیار خویش، کارهای شایسته و نیک بیشتری از خود داشته باشد تا کفه دیگر ترازوی کردارش را با نیکوکاری سنگین تر کند.  بدین روی با افزون کردن نیکی های آینده خویش، گناهان گذشته اش،  ناپدید خواهد شد.   آشکار است باچنین بینشی، هرکس با اراده خویش توانایی دارد کارهای نیک وشایسته بسیاری از خود برجای گذارد که نه تنها گناهش را با اراده خویش پاک کرده و بخشوده است، بلکه همین گناهکار با نیکوکاری های بیش از پیش خود، از نیکان وخوبان روزگار گردد.   ناگفته پیداست در چنین شیوه یی، این امیدواری برای همگان وجود خواهد داشت که مردم به راستی و نیکی گرایش داشته باشد و نیازی به توبه برای بخشودگی گناهان به یاری میانجی(:دلال)، رابط وپیشوایی ویژه نخواهد بود.    گفتنی است در زمان ساسانی به سبب ورود اینگونه اندیشه ها از دین های دیگر به ایران، موبدان برای اینکه از گرایش زرتشتیان به کیشی غیر ایرانی پیش گیری کرده باشند. بخش کوتاهی را به اوستا افزودند که «پَتِت pateth»به چمار(:معنی) پشیمانی نام گرفته است. دراین سروده اوستایی به مواردی رفتاری اشاره شده که کارهای ناشایست آن روزگار بوده است و هرکس با سرودن آن بر خود پیمان می بسته که چنین کارهای ناشایستی را از آن پس انجام نخواهد داد وچنانچه پیش از این از او سر زده است پشیمان شده و پوزش خواسته است.
24

درود برفرزانه کورش نیکنام، زرتشت چندمین پیامبر در جهان است؟ چرا در مجالس و محافل مذهبی که از پیامبران و دينشان نام برده می شود از اين پیامبر و دينش یاد نمی کنند!


پرسش :

درود برفرزانه کورش نیکنام، زرتشت چندمین پیامبر در جهان است؟ چرا در مجالس و محافل مذهبی که از پیامبران و دينشان نام برده می شود از اين پیامبر و دينش یاد نمی کنند!


پاسخ :
 درود برشما، زرتشت نخستین پیام آوری بوده است که به خداوندی یگانه در هستی پی برده، درک ورسیدن به آن را به مرتوگان(:بشر) سفارش کرده است.   خدایی که زرتشت در سرودهایش(:گات ها) از او یاد کرده است، سرآغاز وسرانجام هستی بوده، هست و اهورامزدا نام گرفته است. مزدا به چم(:معنی) "دانایی وآگاهی بیکران" و اهورا به چم"هستی، هستی دار وهستی مند"، به همین روی زرتشت یادآوری کرده وآموزش داده که هستی برپایه دانش پویا وپایدار است. وآنکه بخواهد به خداوند نزدیک شود باید پیوسته بیاموزد.     پس از آنکه زرتشت ایرانی چنین خدایی را برای مرتوگان در جهان شناسایی کرد.  پیامبرانی نیز پس از وی خود را فرستاده(:رسول)، پیامبر وپیام رسان خداوندی یکتا بیان کردند که موجودی یگانه است با این دگراندیشی که آن را گام به گام آفریننده هستی، فرمانروا، تماشاگر وثبت کننده کارهای نیک وبد مرتوها(:مردم)، پاداش دهنده ومجازات کننده نیکان وبدان دانستند.    پیامبران گروه دوم که ازفرشتگان(:ملایک)، دستورها را از خداوند باور خویش دریافت کرده اند به نام پیامبران ابراهیمی یا سامی یاد می شود. در روایت هایی، یکسد وبیست وچهار هزار نفر بوده اند. از حضرت آدم آغاز گشته و به حضرت محمد(ص) رسیده و بدین روی این خداوند، پیام رسانی خویش را به پایان برده است.    گفتنی است نخستین بار پیام ِدانش پذیری ورستگاری را اشوزرتشت درایران شناخته وبیان کرده است. شوه(:سبب) نا آگاهی، از خود بیگانگی وبی مهری که درگردهم آیی ونشست ها(محافل و مجالس) از پیام آور ایرانی نامی برده نمی شود. شاید برای این است که زرتشت در گروه پیامبران ابراهیمی جای ندارد ولی بیگمان آن ضرب المثل آلمانی دراین باره گویاتر است که می گوید: «پیامبران در زادگاه خویش غریبند.» بدین روی برای زرتشت، آموزگار وپیام آور راستی که زادگاهش سرزمین ایران بوده است، بسیاری از ایرانیان با وی بیگانه اند و نمی دانند پیام آوری داشته اند که با سرشت وخوی آنان هم خوانی داشته است.   ستایشگر وسفارش دهنده راستی، مهربانی، برابری، شادی، تازگی، سازندگی، خردورزی، دهشمندی بدون جنگ وستیز است. پاسداشت زیستگاه و فراپذیری اندیشه نیک، گفتارنیک وکردار نیک را ارزش وهویت مرتوگانی دانسته است.
25

من گات ها را با چند برگردان گوناگون خواندم ولی هیچ جا نامی از پیامبر نوشته نشده بود، مورد دیگر نیز دیدم که زرتشت هیچ گاه ادعای پیامبری نداشته پس چرا همه میگویند پیامبر ایرانی؟ سپاس از پاسخ موبد نیکنام


پرسش :

من گات ها را با چند برگردان گوناگون خواندم ولی هیچ جا نامی از پیامبر نوشته نشده بود، مورد دیگر نیز دیدم که زرتشت هیچ گاه ادعای پیامبری نداشته پس چرا همه میگویند پیامبر ایرانی؟ سپاس از پاسخ موبد نیکنام


پاسخ :
  زرتشت در گات ها خود را گاهی آموزگار راستی«زئوتار»، در پاره ای از بندها«مانترن» به چمار (:معنی) کسی که اندیشه ها راروشن کرده و آگاهی می بخشد و گاهی«سوشیانت »، سودرسان ورجاوند (:مقدس) به چمار بیدارکننده ونجات دهنده مرتوگان (مردمان، بشر) از نادانی و پندارهای نادرست، یادکرده است.    این آموزگار هیچگاه خود را فرستاده(پیام آور، پیامبر) خدایی که در آسمان ها وجود داشته باشد، نمی داند. که فرشتگانی دستور و سفارشی را خداوند به زیر آورده باشد.    گفتنی است در هات ۲۹ از یسنا که دومین سرود از گات ها است، به برگزیده شدن اشوزرتشت، برای رساندن پیام اهورایی به مرتوها(:مردم) یادشده است به همین روی ایرانیان که پیام یکتاپرستی را برای نخستین بار از سخنان شیوای زرتشت شنیدند و راه درست زیستن و رستگار شدن را از او آموختند،  او را پیام آور آموزش دهنده راستی در جهان می دانند.
26

آقای نیکنام شما گفتید که دین زرتشت جهان شمول است، پس برای برخی از هموطنان نیز سدره پوشی انجام بدهید تا آنها هم زرتشتی بشوند. 


پرسش :

آقای نیکنام شما گفتید که دین زرتشت جهان شمول است، پس برای برخی از هموطنان نیز سدره پوشی انجام بدهید تا آنها هم زرتشتی بشوند. 


پاسخ :
  دوست گرامی بارها یادآوری کرده ایم که زرتشتی بودن، تنها در سدره پوش شدن نیست.    آنگاه که باورداریم دین زرتشت جهانشمول است به چمار(:معنای) این است: همه کسانی که در جهان پیرو راستی بوده، شادی و سازندگی را پیشه گرفته اند، به خردورزی روی آورده اند و کوشش می کنند تا خوشبختی خود را در خرسندی دیگران جستجو کنند و به اختیار و آزادی مرتوگان(:بشر) اندیشه دارند، به تازگی می اندیشند واز پندارهای نادرست وخرافی پرهیز می کنند، از جنگ وخونریزی بیزارند و آرمانشان مهربانی و آرامش وشادی جهانی است...    همه و همه از فرهنگ، دین و رفتار زرتشتی نیز بهره و توشه دارند و این شیوه از زندگی برای تیره(:قوم) ، نژاد و مردم ویژه ای در جهان پیش بینی نشده «جهان فراگیر» است.آرمان وآماجی برای مرتوگان در گیتی، به پرورش وگسترش نیکی ها چشم داشته باشیم.
27

 درود بر شما آقای نیکنام، چرا برخی دین زرتشتی را مزدیسنا می گویند؟

 


پرسش :

 درود بر شما آقای نیکنام، چرا برخی دین زرتشتی را مزدیسنا می گویند؟

 


پاسخ :
  درود، تا چندی پیش کسی به پیروان دین یکتایی زرتشت، همانند پیروان دیگر ادیان « زرتشتیان» نمی گفته اند، کیش آنان «مزدیسنا» به چمار(:معنی)  پرستنده "مزدا" و به همه پیروان این کیش «مزدیسنان» می گفتند.    «مزدا» (:دانای وآگاهی بیکران) خدای یکتایی که برای نخستین بار اشوزرتشت آن را شناخت و مرتوگان(:بشر) را به ستایش این فروزه(دانایی شکوهمند) فراخواند.   گفتنی است کسی به پیروان موسی، «موسویان»  نمی گوید و یا به پیروان محمد، «محمدیان» نمی گویند. پس از آن آگاهی نداریم که به چه انگیزه ای به "مزدیسنان" واژه تازه ای افزوده شده و آنان را "زرتشتی" نام گذاشتند.    در برگردان سرودی از اوستا به نام «مَزدَه یَسنو اهمی» می خوانیم:  مَزدَه یَسنًو اَهمی، مَزدَه یَسنًو زَرَتوشتریش؛... مزداپرستم، مزداپرستی که زرتشت سفارش کرده است.  اعراب به مزداپرستان «مجوس» گفته اند که از واژه «مگه» (:دانا) برگرفته شده است.   در ادبیات پس ازاسلام در ایران نیز برای توهین به پیروان مزدایی، گاهی به آنان «گبر»(آتش پرست) نیز نام نهاده اند. چون به سوی روشنایی آتش همانند دیگر روشنایی ها نیایش می کردند وبه پیروی از باور ارزشمند نیاکان خویش از چهار آخشیج(:عنصر) آب، خاک، هوا وآتش نگاه ویژه وسپند(:مقدس) داشته اند.
28

جناب نیکنام درود، چرا خورشید، آتش و روشنایی اساس دین زیبای زرتشت است؟


پرسش :

جناب نیکنام درود، چرا خورشید، آتش و روشنایی اساس دین زیبای زرتشت است؟


پاسخ :
  درود برشما، درفرهنگ کهن این سرزمین، روشنایی و فروغ را از ویژگی ها وفروزه های«اهورامزدا» می دانستند،  ودگرگون آن، تاریکی را پدید آورنده ناپاکی، بیداد وستم باورکرده بودند. به همین روی روشنایی از جلوه های نیک اهورامزدا در زندگی نیاکان ایرانی ما بوده است.    گفتنی است در قرآن نیز آمده: « اللهُ نورالسَماوات واَلاَرض » (خداوند نور زمین وآسمان است)؛ و موسی نیز در روشنایی وآتش جلوه داشته است. بدین روی روشنایی نزد بیشتر تیره ها(:اقوام) از ارزش بالایی برخوردار بوده است.   پیش از دین زرتشت ایرانیان به نیایش مهر(:نورخورشید) واناهیتا(:نمادآب پاک) بیش از جلوه های دیگر نیایش داشته اند. هم اکنون نیز سرودهایی در بیان جلوه های روشنایی خورشید وماه همچنان در اوستا به یادگار مانده است.    پیروان بینش زرتشت نیز  روشنایی را پرستش سو (:قبله) خود قرار  داده اند و به سوی هر گونه فروغی مانند نورآتش، فروغ شمع وچراغ، روشنایی خورشید وماه... خدای خویش «اهورامزدا» (:دانش وآگاهی بیکران هستی) را نیایش می کنند.    آنان رنگ هایی را نیزبرای پوشش بدن و کاربردهای دیگر در زندگی خویش به کار می برند که تیره نباشد بلکه روشنی بخش وشادی آفرین باشد. چون باوردارند که رنگ های تیره شادی کمتری را در روانشان پدیدار خواهد ساخت.
29

با درود استاد نیکنام، منظور ازگناه بودن قربانی کردن در دین زردشت چیست؟ اگر گناه است پس چگونه باید این گوسفند یا هر حیوان دیگر را قربانی کرد تا از آن خورده شود؟


پرسش :

با درود استاد نیکنام، منظور ازگناه بودن قربانی کردن در دین زردشت چیست؟ اگر گناه است پس چگونه باید این گوسفند یا هر حیوان دیگر را قربانی کرد تا از آن خورده شود؟


پاسخ :
  قربانی کردن که در سرودهای زرتشت به آن اشاره شده و از کارهای ناپسند شمرده شده است. مراسمی بوده که گروهی در آن روزگار برای رسیدن به هدفی غیر از خوردن گوشت گوسفند، گاو و حیوان دیگر آن را انجام داده و با شادمانی و فریاد، خشنودی خود را از قربانی کردن در راه خدایان پنداری بیان داشته و ارزش مرتو(:انسان) بودن خود را با کشتار بی رحمانه حیوانات ثابت می کرده است.   نیاکان اندیشمند ما از آن پس با سفارش زرتشت این کار را نکوهیده دانسته و در مراسم آیینی، میوه های فصل را با کارد وچاقو برش داده (قربانی می کردند) و این شیوه همچنان در آیین گاهنبار خوانی و برمزار درگذشتگان زرتشتی انجام می شود که میوه های بریده شده بین باشندگان پخش می گردد. این رسم، یادگار جایگزینی برش میوه ها به جای قربانی وکشتار حیوانات است.    زرتشتیان به شوه(:دلیل) پیروزی در زندگی، زایش فرزند، رفت وبرگشت از مسافرت، خرید ماشین وخانه، پذیرش در دانشگاه، خشنودی خداوند و مانند آنها حیوانی را قربانی نمی کنند. نیاکان ما پس از زایش هرفرزند، نهالی در خاک می کاشتند اکنون نیز در پیروزی های زندگی گردهم آمده باشربت وشیرینی، شادمانی می کنند.    آشکار است از روزگاری که مرتو(:انسان) گوشت خوردن را نیزآموخته است. گوشت نیز بخش کوچکی از خوراک آنان شده است. مزدیسنان چهار روز در هرماه نیز کشتار نمی کنند و از خوردن گوشت پرهیز می کنند.     
30

موبد نیکنام درود، جایگاه روح، جان و روان در کیش زرتشت چیست؟


پرسش :

موبد نیکنام درود، جایگاه روح، جان و روان در کیش زرتشت چیست؟


پاسخ :
 درود برشما، روح یک واژه عربی و جمع آن ارواح است. واژه  پارسی آن "روان" است که در اوستا به ریخت «اوروان»آمده است. یکی از بخش های چهارگانه هویت مرتو(:انسان) است که همیشه خواهد بود با کردار نیک درتن شادمان وخرسند خواهد شد و با گزینش کژاندیشی، بدگفتاری و کرداری ناشایست، "روان" رنجور وافسرده خواهد شد.     جان نیز نیرویی است که بدن را به کار و کوشش فرا می خواند. در باور ترادادی(:سنتی) زرتشتی،  هویت مَرتو(:انسان) از دوگزینه مادی و مینوی فراهم گشته است، گزینه مادی از«تن» و«جان» و گزینه مینوی از «روان» و«فروهر» است. جان پس از درگذشت مَرتو از بین خواهد رفت. روان در یکی از جایگاه های « وَهیشتم مَنو» (بهشت) که سرای نوروسرود برای نیکوکاران است جای می گیرد، روان بدکاران نیز در جایگاه « اَچیشتم مَنو» که سرای سکوت و تاریکی است جای خواهد داشت.   فرَوَهَر در اوستا به ریخت«فرَوَشی» و درزبان پهلوی «فرَوَرتی» است. فروزه اهورایی است که همراه با مَرتو از آغاز زاده شدن در نهاد وی بوده تا وی را پیوسته رایزنی وراهنمایی کرده تا همه گاه به "فروشی" ، (:نیروی پیش برنده اهورایی) پیوسته بوده به سوی پیشرفت گام بردارد.    پس از درگذشت هرمرتو، فروهر او به فروهران پیوسته خواهد شد، روانش در سرایی شایسته کردارش جای خواهد گرفت، جان و تن که بخش مادی است از آن پس بی ارزش خواهد بود و تنها برای آلوده نشدن زیستگاه بایستی تنِ بیجان را با یکی از پاک کننده ها(آب، خاک، هوا، اتش) به آرامش رساند.
31

دکتر نیکنام عزیز درود، آیا کردار ناپسند برگرفته از انگره مینو هماهنگ با خواست خداوند است؟


پرسش :

دکتر نیکنام عزیز درود، آیا کردار ناپسند برگرفته از انگره مینو هماهنگ با خواست خداوند است؟


پاسخ :
  درود برشما، زرتشت در بینش وپیام خویش«اهورامزدا»را سرچشمه خرد ودانایی، دانش برتر وهستی برپایه دانایی بیان کرده است، بنابراین هرگونه کردار ناشایست که سبب ویرانی و نابسامانی گردد در راستای دانایی و برپایه هنجار راستی در هستی(:اشا) نخواهد بود.    «انگره مینو» (:منش ویران کننده) که در گویش پارسی اهریمن نام گرفته است. کرداری است که از منش مرتویی نادان وبا آماج(:هدف) بیداد وستم پدیدار شده است.    فروزه انگره مینو گاهی آگاهانه است و مرتو با اراده خویش روی به ویرانی می آورد که بدین روی از اهورامزدا(:دانش وآگاهی) روی گردان شده است وگاهی نا آگاهانه از او سر می زند که در این گونه کردار، از دانش و اگاهی(:اهورامزدا) یاری نگرفته است.    آنچه با هنجار درست و راست هستی(:اشا) ناهمگون باشد؛ از سوی مرتوگان(:بشر)نادان و نا آگاه یا از سوی مرتوهایی با خوی اهریمنی و با آماج ویرانی آسیب پیش می آید که به هر روی با اراده و خواسته اهورامزدا هماهنگی ندارد.
32

استاد نیکنام درود. باور اشوزرتشت در مورد موسیقی چیست ؟


پرسش :

استاد نیکنام درود. باور اشوزرتشت در مورد موسیقی چیست ؟


پاسخ :
  درود برشما، گات ها، سرودهای زرتشت که از آن در جایگاه نخستین ادبیات چکامه(:شعر) گونه جهان یاد شده است. آهنگین است و از آغاز با آهنگ ویژه خود سروده می شده است.   شاد زیستن و فراهم آوردن شادی برای روان خویش و دیگران از سفارش های بینش زرتشت است. چنانکه در سنگ نگاره های دوران هخامنشی نیز به یادگار مانده، چنین آمده است:    «بزرگ است اهورامزدا که آسمان را آفرید، که زمین را آفرید، که مردم را آفرید و "شادی" را برای مردم آفرید».    بنابراین خنیاگری (:موسیقی) جدا از زندگی زرتشتیان و نیاکان ما نبوده است، وجود خنیاگران نامی در زمان ساسانی همچون باربُد و نکیسا گواهی بر ارزش خنیاگری و بهره مندی آن در ایران باستان بوده است.           
33

موبد نیکنام در دین زرتشت بهشت و جهنم چگونه است؟ در کتاب دینی زرتشتی ها در دوره ی دبیرستان بهشت روشنایی و جهنم تاریکی تعریف شده است.

 


پرسش :

موبد نیکنام در دین زرتشت بهشت و جهنم چگونه است؟ در کتاب دینی زرتشتی ها در دوره ی دبیرستان بهشت روشنایی و جهنم تاریکی تعریف شده است.

 


پاسخ :
 در برخی از نوشته های اوستایی از «سرای نور و سرود» به عنوان بهترین جایگاه مینوی برای روان در گذشتگان نیکوکار یاد شده که نام آن «گروتمان» است.    برای روان بدکاران از «سرای تاریکی و سکوت» یاد شده که «دروجو دمانه» (دروجو= دروغ+ دمانه+ خانه) به چمار سرای دروغ نام دارد.   بینش زرتشت «وَهیشتم مَنو» (:بهشت) را بهترین منش می داند، شیوه یی که برای روان مرتو(:انسان) خوش آیند بوده و سبب آرامش وشادی آن گردد.    شاید سرای فروغمند اهورایی همراه با نغمه ها و سرودهایی ویژه برای این جایگاه برداشتی مناسب باشد و دگرگون(:برعکس) این شیوه این باشد که روان مرتو از تاریکی وسکوت زمان دار بیزار بوده که آن را به «اچیشتم منو» دوزخ نسبت داده است. 
34

جناب نیکنام شما در پاسخ ها، بارها زرتشت را پیامبری دانسته اید که از سوی خداوند به پیامبری برگزیده شده است. لطفا تعریف دقیق خود را از واژه «پیامبر» بازگو کنید؛ زیرا می فرمایید که او کتاب آسمانی ندارد، معجزه ای نداشته است، وحی برای زرتشت در کار نبوده، در سرودهای زرتشت (گات ها) هیچگاه پرسش و پاسخی بین زرتشت و خداوند وجود ندارد که اهورامزدا پاسخ داده باشد [اینها را از متن پاسخ ها گردآوری نموده ام]؛ پس اگر هر شخصیتی که سخنانی بشردوستانه و مبتنی بر فلسفه اخلاق گفته را پیامبر بدانیم و از آن ها پیروی کنیم. در این صورت نیازی نیست که خود را درگیر شخصی به نام زرتشت که بسیار کهن بوده، بنماییم.

 


پرسش :

جناب نیکنام شما در پاسخ ها، بارها زرتشت را پیامبری دانسته اید که از سوی خداوند به پیامبری برگزیده شده است. لطفا تعریف دقیق خود را از واژه «پیامبر» بازگو کنید؛ زیرا می فرمایید که او کتاب آسمانی ندارد، معجزه ای نداشته است، وحی برای زرتشت در کار نبوده، در سرودهای زرتشت (گات ها) هیچگاه پرسش و پاسخی بین زرتشت و خداوند وجود ندارد که اهورامزدا پاسخ داده باشد [اینها را از متن پاسخ ها گردآوری نموده ام]؛ پس اگر هر شخصیتی که سخنانی بشردوستانه و مبتنی بر فلسفه اخلاق گفته را پیامبر بدانیم و از آن ها پیروی کنیم. در این صورت نیازی نیست که خود را درگیر شخصی به نام زرتشت که بسیار کهن بوده، بنماییم.

 


پاسخ :
جناب نیکنام شما در پاسخ ها، بارها زرتشت را پیامبری دانسته اید که از سوی خداوند به پیامبری برگزیده شده است. لطفا تعریف دقیق خود را از واژه «پیامبر» بازگو کنید؛ زیرا می فرمایید که او کتاب آسمانی ندارد، معجزه ای نداشته است، وحی برای زرتشت در کار نبوده، در سرودهای زرتشت (گات ها) هیچگاه پرسش و پاسخی بین زرتشت و خداوند وجود ندارد که اهورامزدا پاسخ داده باشد [اینها را از متن پاسخ ها گردآوری نموده ام]؛ پس اگر هر شخصیتی که سخنانی بشردوستانه و مبتنی بر فلسفه اخلاق گفته را پیامبر بدانیم و از آن ها پیروی کنیم. در این صورت نیازی نیست که خود را درگیر شخصی به نام زرتشت که بسیار کهن بوده، بنماییم.       پاسخ :   زرتشت در هات ۲۹ از یسنا که سرود دوم از گات ها می باشد. از سوی اهورامزدا(:خداوند جان و خرد)که نماد دانایی و خرد است به پیام رسانی و راهنمایی مردم برگزیده شده است.   او همانند برخی از پیامبران، از شیوه «وحی» برخوردار نشده وفرشته ای (:الهه) بین او وخداوند پیام رسانی نکرده است.     «اهورامزدا» خداوندِ بینش زرتشت، در آسمان ها زندگی نمی کند که سرودهایش از آن سو به زمین برسد. اهورامزدا نماد دانایی، آگاهی و توانایی بوده که در همه هستی جاری است.   فروزه اهورایی که همان "خرد ودانایی" است در نهاد همه مرتوگان(:بشر) نیز نهفته شده است. به همین روی زرتشت پس از کنکاشی در زندگی مرتوها(:مردم) آن روزگار، از «فروهر»(:فروزه اهورایی درون خویش) پرسش کرده وفلسفه آنچه را دریافت کرده است به دیگران نیز یادآوری و سفارش کرده است. نه اینکه دستوری داده باشد و پیام خدای جباری را به مرتوگان رسانده باشد که در عرش آسمان ها جای گرفته است.   اگر ملاک پیامبر شدن، داشتن وحی و معجزه های شگفت انگیز باشد، پس چه نیکوتر که زرتشت را آموزگاری بدانیم که با روشنایی وفروغی که در سرودهایش به یادگار مانده است. شاگردان خود را به سوی پله های پیشرفت و کسب دانش راهنمایی کرده تا از پندارهای نادرست و خرافات دوری گزینند. وگرنه او را پیام آوری بدانیم که پس از اندیشه کردن در باره چیستی های هنجار هستی،  به شناخت درونی دست یافته وبا گفتاری شیوا، بینش خویش را به مرتوگان درجهان پیشکش کرده است.  شاید این شیوه پیام رسانی، ویژه اهورامزدا، خداوند دانایی بوده است که بر سرزمین ایران سروری داشته وخواستار بوده تا اینگونه ایرانیان را به شادی، ارامش، سرفرازی و بهروزی رسانده باشد. 
35

موبد نیکنام گرامی، فرمودید، اشوزرتشت به خوردن، نوشیدن و پوشیدن افراد کاری نداشته است، چرا از نوشیدن شراب سُکرآور منع شده ایم ودر بندی از گاتها بدان اشاره شده است.


پرسش :

موبد نیکنام گرامی، فرمودید، اشوزرتشت به خوردن، نوشیدن و پوشیدن افراد کاری نداشته است، چرا از نوشیدن شراب سُکرآور منع شده ایم ودر بندی از گاتها بدان اشاره شده است.


پاسخ :
  ناگفته پیداست که بینش و پیام اشوزرتشت، به چگونگی خوردن، آشامیدن و کارهای روزانه مَرتو(:انسان)اشاره ای نکرده است. به همین روی دستور(:احکام) ویژه ای نیز برای برای زندگی مرتوگان(:مردمان، بشر) به سفارش"اشوزرتشت" از آن روزگار به یادگار نمانده است.   آشکار است گونه ای خوراکی را «شایسته» ندانسته و سفارش نکرده و خوردنی دیگر را نیز«ناشایست» (منع) نکرده بلکه گزینش آن را به خردِ رسا و دانش هر روزگاری واگذار کرده است.   زرتشت در هات ۳۲ بند ۱۴ و درهات ۴۸ بند ۱۰ از یسنا (سرود پنجم گاتها)، اشاره به آیینی ویژه و نادرست کرده است که برخی مرتوها در آن روزگار، به سفارش پیشوایان دروغین، برای خشنودی خدایان پنداری خویش برپا می داشتند.    در چنین آیینی که شاید در تراداد(:سنت) مهرپرستان بوده است. گاو را قربانی می کردند، اندکی از گوشت آن را برآتش گذاشته، خون قربانی را با نوشابه ای سُکرآور که از گیاهی ناشناخته فراهم می شده درآمیخته، می نوشیدند. آنگاه فریاد زده و شادی می کردند تا به باور کاهنان آن روزگار، خدایان خشمگین را خشنود سازند چون مایل بودند از آن پس؛ بیماری، آفت، زلزله، آتشفشان وبدی ها به سراغشان نیاید!    زرتشت، آموزگار و پیام گوی ایرانی، در گفتار خود این شیوه را نادرست و نکوهش کرده، کار آنان را گناهی بزرگ می شمارد.         ReplyForward
36

درود موبد نیکنام گرامی، آیا یک زرتشتی باید خود را بنده خدا بنامد؟


پرسش :

درود موبد نیکنام گرامی، آیا یک زرتشتی باید خود را بنده خدا بنامد؟


پاسخ :
   درود برشما، اگر تفسیر واژه « بنده»، به چمار(:معنی) نوکر، اسیر، غلام و سرسپرده خداوند باشد، خیر‌؛ دربینش زرتشت کسی بنده خدا نیست.   گفتنی است در بینش اشوزرتشت، مرتو(:انسان) به شوه(:دلیل) بهره گیری ازخرد وآزادی گزینش، شایستگی دارد تا خودش راه نیک و بد را در زندگی برگزیند.   چنانچه برای رسیدن به زندگی بهتر، شادتر، وسازنده تر که آرمان همگانی است. آرامش وآسایش را برای خود ودیگران فراهم سازد.  این مرتو بیگمان در راستای هنجار راستی(:اشا) گام برداشته وجایگاه باشکوه مرتوگانی خویش را به نیکی دریافته است.    بنابراین او یار، دوست، و همراه خداوند خواهد بود زیرا با آرمان وآماج اهورامزدا(:دانایی وآگاهی بیکران هستی مند) هماهنگی داشته است.   ناگفته پیداست چنانچه با کژاندیشی و بدگفتاری، رفتار وکردارش سبب آزار و آسیب به دیگران باشد، او دشمن دانایی و آگاهی بوده؛ با پیشرفت، تازگی وسازندگی زندگی همگان همسو نیست وبا چنین رفتاری، با فروزه وجایگاهِ دانایی اهورامزدا هم خوانی نخواهد داشت.         ReplyForward
37

مراحل عرفان در دین زرتشت چگونه است؟ موبد نیکنام گرامی


پرسش :

مراحل عرفان در دین زرتشت چگونه است؟ موبد نیکنام گرامی


پاسخ :
  شناخت خداوند، پرورش و پویایی ویژگی های نیک رفتاری و«نزدیك شدن به اهورامزدا»،(:دانایی وآگاهی بیکران هستی مند)برترین آماج(:هدفِ) سفارش شده اَشوزرتشت در زندگی مَرتو(:انسان) است. آموزگار وپیام آور ایرانی باور داردكه اگر مرتوگان(:بشر) رفتار خود را به شش فروزه یی كه ازخداوند سرچشمه گرفته هماهنگ سازد، گذری به هفتمین گام نیز خواهد داشت و به جایی خواهد رسید كه سعدی نیز به آن اشاره کرده است: « رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تاچه حد است، مقام آدمیت»    نخستین گام: «وَهومن» یا منش نیك است، این واژه در گویش پارسی به بهمن دگرگون(:تبدیل) شده است. نیك اندیشی یكی از فروزه های دانایی وآگاهی(خداوند) است كه مرتو نیز بایستی در نخستین گام آن رادر خود پرورش دهد. گام دوم: گزینش «اَشَه وَهیشْتَه» یا بهترین اشویی (:راستی ودرستی) است كه در گویش پارسی به اردیبهشت دگرگون شده است. اشویی هنجار یگانه(:مطلق) وتوانایی نظم بخشیدن است، این فروزه نیز درمرتو كوششی برای هماهنگی در رفتار بر پایه اشویی، به چِمار پیوستن به راستی در اندیشه، گفتار وکردار است. گام سوم:«خْشَترَه وَئیریَه» كه در گویش پارسی به شهریور تبدیل شده است توانایی مینوی و پادشاهی بر خود است، توانایی گذشت و مهربانی، توانایی وارسی(:كنترل)رفتار ناهنجار ،  توانایی پشتیبانی از راستی و کارزار(:مبارزه)با دروغ، توانایی: رسیدن به آزادی و آزاد منشی است گام چهارم: فروزة «مهرورزی» است كه در گات ها به گونه«سپنتَه آرَمئی تی» بیان شده و در پارسی به سپندارمذ یا اسپند تبدیل شده است. در بینش اشوزرتشت رابطه بین مرتو وخدا(:دانایی وآگاهی) در راستای دوستی و مهر است نه از روی ترس و بیداد، بنابراین شایسته است تا هرکس فروزه«مهرورزی» را در خود افزایش دهد، خویشتن داری، گذشت، فروتنی، مهربانی، بخشندگی و دهشمندی از پرتوهای این فروزه هستند. گام پنجم:به ریخت(:شکل)«هَه اوروَتات» آمده  آمده  ودر گویش پارسی به گونه خورداد بیان شده است، در این گام  رسایی وكمال در مرتو پدیدار خواهد شد و او را اندک اندک  به موتوی  آرمانی نزدیك خواهد كرد. درگام های رازوری(:عرفان) زرتشتی،  رسایی با  جاودانگی «امرداد» كه ششمین گام  است، به هم  پیوسته می باشند. آشکار است که  اگر مرتو  به رسایی برسد، «بی مرگی» مینوی نه مادی نیز فراخواهد رسید. «اَمِرَه تات»  كه در پارسی به ریخت  امرداد آمده، به چِمار جاودانگی است،   هر مرتو بر پایه هنجاری كه در سرشت او پیش بینی شده است به گونه یی دیگر و به گونه ای همچند(:طور نسبی) جاودانه خواهد شد. هفتمین گام: در راه  رازوری  و شناخت اهورا، «سرَئوشَه»  است این واژه در فارسی به گونه «سروش» بیان شده است، نور حقیقت و ندای اهورایی است كه چون مشعلی، نهادمرتو  و دیده دل رازور(:عارف) را روشن خواهد كرد، در این گام مرتو به جایگاه«سپنتامن»(:منش سپند وبرتر) دست خواهد یافت.    بنابراین در كنارِكار وكوشش،  وكوشش،  مرتو توانایی دارد تا گام های هفت گانه رازوری  را نیز  سپری کند، فروزه هایی چون پاكی و راستی، توانایی سازنده و مهرورزی پویا خواهد شد تا رسایی و پایندگی در نهاد او فزونی یابد.  
38

در باور زرتشتی اعتقاد به دو گوهر همزاد و متضاد كه هر یك بسته به موقعیت در اندیشه آدمی به شكل خوب یا بد بروز می كند وجود دارد جناب نیکنام پس هیچ عمل یا فکری مطلقا بد یا خوب نیست بنابراین چرا در آیین زرتشتی دروغ کلا ناپسند شمرده شده و مثلا دروغ مصلحت آمیز، جایز نمی باشد؟


پرسش :

در باور زرتشتی اعتقاد به دو گوهر همزاد و متضاد كه هر یك بسته به موقعیت در اندیشه آدمی به شكل خوب یا بد بروز می كند وجود دارد جناب نیکنام پس هیچ عمل یا فکری مطلقا بد یا خوب نیست بنابراین چرا در آیین زرتشتی دروغ کلا ناپسند شمرده شده و مثلا دروغ مصلحت آمیز، جایز نمی باشد؟


پاسخ :
  سرچشمه دروغ، برخورد دو گوهر همزاد است که در اندیشه مَرتو(:انسان) بی دانش ونادان به وجود می آید. که انگره مینو نام دارد و در گویش پارسی به اهریمن دگرگون شده است. اندیشه اهریمنی که زاده شده کژاندیشان است، خودبه خود در هستی پدیدار نشده است بلکه مرتوی نادان ونابخرد سبب پیدایش آن بوده و "بدی" نام دارد. این بدی پیش از این درساختار هستی نبوده بلکه مرتوی کژاندیش آن را پدید آورده است.   مرتوی دانا، آگاه ونیک اندیش، از آمیختگی دو گوهر همزاد دراندیشه خویش، نیکی وراستی را پویا می سازد که سپنته مینو(:منش سازنده) نام دارد. چون بینش اشوزرتشت تنها بر هنجاراستی(:اَشا) استواراست کسی که خود را پیرو چنین آیینی می داند، هیچگاه به دنبال دروغ که آزار دهنده و آسیب رسان است نخواهد رفت. در راستای هنجار راستی درهستی، زرتشتیان از دروغ مصلحت آمیز نیز پرهیز می کنند زیرا  شایستگی(:مصلحت) مَرتو (:انسان) در برقراری و گسترش راستی و همراه شدن با اَشا است وآن مصلحتی که پایه آن بر دروغ استوار باشد را نمی پسندند.
39

موبد نیکنام، قـانـون اَشـا را كـه زرتشت به آن اشاره كرده با چه چیزی در ادیان دیگر برابر می دانید؟


پرسش :

موبد نیکنام، قـانـون اَشـا را كـه زرتشت به آن اشاره كرده با چه چیزی در ادیان دیگر برابر می دانید؟


پاسخ :
  بیگمـان هـر دیـن و آیینی، جهـان بینی ویژه خود را دارد و برپایه آن پیروانی را از روزگار باستان گردهم آورده است. جهان بینی های دین ها وفرهنگ ها بدان شوه(:دلیل) گوناگون است كه با فرهنگ، باورها، استوره وتمدن های مرتوها(:مردم) در روزگار پیامبر وبا سرزمین هایی جداگانه فراهم شده وبا آن ویژه ها هماهنگ است.   دراین راستا هر یك از پیام آوران، عارفان(:رازوران) وحکیمان(:فلاسفه)، به هنجار(:نظم وقانون) در زندگی اشاره كرده اند. که برخی به ریخت(:شکل) دستور(:احکام) نیز به یادگار مانده است.    نگرش دین زرتشت به جهان هستی، پیروی و پیوستن به هنجاری درست وپایدار است که «اَشا» نام دارد. در بینش پیام آور وآموزگار ایرانی، خداوند جان و خرد، جهان را براساس هنجاری آفریده كه بر تمام هستی پایدار است.   هیچ پدیده یی از اتم تاكهكشان وجود ندارد كه بر پایه این هنجار هماهنگ استوار نباشد. در جهان بینی اشوزرتشت مرتوگان(:بشر) نیز بایستی خود را با هنجار هستی(:اشا)، همگام و همراه سازد. باور کند که در این هنجار جایگاه ویژه و ارزشمندی دارد که اگر آن را دریابد، هویت انسانی هنجارمند را خواهد داشت. راستی ودرستی، مهر و فروتنی، گذشت وفداکاری همراه با فروزه های نیك مرتوگانی را در خویش پرورش دهد. تا "اشو" به چم(:معنی) پیرو راستی گردد. به همه چنین مرتوهایی "اشوان" به چم راستکاران گفته می شود.   بیگمان این رویکرد فلسفی در دین های دیگر به ریختی(:شکلی) که آموزگار ایرانی به نام "اشا" به آن اشاره داشته، نیامده است.
40

جناب نیکنام، آیا دردین زرتشت، سخن و یا سفارشی برای پذیرفتن و یا گسترش این دین شده است؟  آیا گرویدن به این دین برای همه امکان پذیر است؟  از کسی که بخواهد به این دین در آید چه برخوردی خواهد شد؟


پرسش :

جناب نیکنام، آیا دردین زرتشت، سخن و یا سفارشی برای پذیرفتن و یا گسترش این دین شده است؟  آیا گرویدن به این دین برای همه امکان پذیر است؟  از کسی که بخواهد به این دین در آید چه برخوردی خواهد شد؟


پاسخ :
سراسِراندیشه و بینش زرتشت برای گسترش آیین راستی و خرد ومبارزه با اندیشه های پنداری ونادرست است. واین رویکرد یکی از سفارش های رستگاری بخشِ نخستین دینِ یکتانگری در جهان است.   زرتشت باور دارد که هرمَرتو(:انسان) که به دین راستی وخرد باورمند شده است، خویشکاری(:وظیفه) دارد تا در برانداختن کژاندیشی و فراخواندن(:دعوت) دیگران به آیین خردمندی کوشش کنند.   اشوزرتشت در یکی از بندهای گات ها می فرماید: «بهترین نیکی به دانشمندی برسد، که پیام راستین مرا، پیامی که از روی آیین راستی به رسایی و جاودانی، به کمال بی زوال می رساند، به مردم برساند وبفهماند، برای چنین کسی شهریاری خدای دانا در پرتوِ منشِ نیک گسترش پیدا خواهد کرد».   پذیرش این دین برای همه شدنی است، آشکار است که نه با زور(:اجبار) بلکه با گزینش از روی آزادی و با خواسته هرکس که در راستای خردمندی باشد. زیرا درهاتِ دیگری از«گات ها»زرتشت می فرماید:«بهترین گفته ها رابه گوش بشنوید، با اندیشهای ژرف به آن پیام بنگرید، سپس هرمرد و زن از شما، راه زندگی و دین خویش را با اختیاربرگزیند»   چگونه می توان باور به پیام زرتشت را درخود پرورش داد وچه برخوردی خواهد شد،؟ پیش از این در همین درگاه جستاری به نام "زرتشتی بودنی است، شدنی نیست" بیان شده است.

صفحه‌ها

دوست عزيز اگر پاسخ پرسش خود را نيافتيد آن را برای ما ارسال كنيد

CAPTCHA
کد امنیت را وارد کنید
6 + 11 =
Solve this simple math problem and enter the result. E.g. for 1+3, enter 4.