1

موبد نیکنام گرامی آیا در دین زرتشت، سخن و یا سفارشی برای پذیرفتن و یا گسترش این دین شده است؟  آیا گرویدن وبه این دین برای همه امکان پذیر است؟  از کسی که بخواهد به تازگی به این دین در آید چه برخوردی خواهد شد؟


پرسش :

موبد نیکنام گرامی آیا در دین زرتشت، سخن و یا سفارشی برای پذیرفتن و یا گسترش این دین شده است؟  آیا گرویدن وبه این دین برای همه امکان پذیر است؟  از کسی که بخواهد به تازگی به این دین در آید چه برخوردی خواهد شد؟


پاسخ :
  سراسِر اندیشه و بینش زرتشت آموزه هایی در راستای گسترش آیین راستی و خرد است.  دینی کهنه تنها با پندارهای نادرست وخرافه پرستی هم خوانی ندارد بلکه گرایش به دانش وآگاهی را به یاری خرد سفارش می کند. تا زندگی این جهانی سرشار از شادی گردد.     زرتشت باور دارد که هر مَرتو(:انسان) که به دین راستی باورمند شده است، خویشکاری (:وظیفه) دارد تا در برانداختن کژ اندیشی و فراخواندن (:دعوت) دیگران به آیین خردمندی کوشش کند. اشوزرتشت در یکی از بندهای سروده هایش(:گات ها) می فرماید:    «بهترین نیکی به دانشمندی برسد،  که پیام راستین مرا،  پیامی که از روی آیین راستی به رسایی و جاودانی، به کمال بی زوال می رساند، به مردم برساند و بفهماند،  برای چنین کسی شهریاری خدای دانا در پرتوِ منشِ نیک گسترش پیدا خواهد کرد»   پذیرش این دین برای همه شدنی است، آشکار است که نه از روی زور و فشار(:اجبار) و پیروی کورکورانه(:تقلید) بلکه با گزینش از روی آزادی و با خواسته کسی که با خرد خویش پژوهش می کند.  زرتشت در هاتِ دیگری از «گات ها»می فرماید:    «بهترین گفته ها را به گوش بشنوید، با اندیشهای ژرف به آن پیام بنگرید،  سپس هر مرد و زن از شما،  راه و دین خویش را با اختیار برگزیند».    به بخش پایانی پرسش شما پیش از این پاسخ داده شده است. زرتشتی بودنی است، شدنی نیست و چنانچه سبب آزار وآسیب دیگران نشود بیگمان برخوردی نخواهد شد.
2

با درود فراوان آقای نیکنام، دوگانگی انگره مینو و سپنته مینو، باعث محدود شدن قدرت اهوره مزدا و متعاقب آن قدرت فلسفی بهدینی شده است . همچنین وجود ایزدان مختلف، فروشی ها و عقاید آیین های قبل از ظهور اشو زرتشت سیمای این دین را بسیار باستانی و کهنه کرده است. با توجه به وضعیت فعلی سیاسی- اجتماعی و دوری روزافزون جوانان از هردین و هر ساختار مشابه با دین، آیا زمان انقلابی فلسفی و همراه با اصلاحات در این دین نیک نرسیده؟ آیا نباید سوشیانتی بیاید و دین بهی را از تباهی نجات دهد؟ چه کسی این چنین تعهدی را می پذیرد؟ آیااین وظیفه شما موبدان نیست؟ دین بهی هویت ما ایرانیان است، هرچند کسی مانند من به این دین نباشد.


پرسش :

با درود فراوان آقای نیکنام، دوگانگی انگره مینو و سپنته مینو، باعث محدود شدن قدرت اهوره مزدا و متعاقب آن قدرت فلسفی بهدینی شده است . همچنین وجود ایزدان مختلف، فروشی ها و عقاید آیین های قبل از ظهور اشو زرتشت سیمای این دین را بسیار باستانی و کهنه کرده است. با توجه به وضعیت فعلی سیاسی- اجتماعی و دوری روزافزون جوانان از هردین و هر ساختار مشابه با دین، آیا زمان انقلابی فلسفی و همراه با اصلاحات در این دین نیک نرسیده؟ آیا نباید سوشیانتی بیاید و دین بهی را از تباهی نجات دهد؟ چه کسی این چنین تعهدی را می پذیرد؟ آیااین وظیفه شما موبدان نیست؟ دین بهی هویت ما ایرانیان است، هرچند کسی مانند من به این دین نباشد.


پاسخ :
  درود برشما، ویژگی های فلسفی دین زرتشت نه تنها توانایی اهورامزدا راکاهش نداده است بلکه هریک سبب درک بیشتر آموزش های فرهنگ باستانی ایران نیز می باشد. اگر به چند و چون این ویژگی ها به ژرفی بنگریم و آن را هریک را بیشتر پژوهش کرده و به کار گیریم، خودمان سوشیانت هایی خواهیم بود که به دیگران نیز نیکوترین ها را سفارش خواهیم کرد.    آنچه باید بپذیریم اینکه هر آموزشی به ویژه دینی و فلسفی درگذر زمان دستخوش دگرگونی هایی خواهد شد و بیگمان چهره آموزه های درست در پیام زرتشت نیز هربار با فرهنگ و باورهای مردم روزگاران گذشته به ریخت(:شکل) های دیگری جلوه گر شده است به ریختی که اکنون اگر به همه نوشته های اوستا و پهلوی از نگاه آموزه های زرتشتی بنگریم به بسیاری از ناهمگونی ها بر می خوریم که برخی نه تنها از آنِ بینش دینی زرتشت نیست بلکه با فلسفه زرتشت، دگرگون(مخالف)  نیز می باشد.    چند نمونه که گاهی دست آویز بداندیشان درباره آیین و کیش زرتشت است، چنین است.: ازدواج با محارم، (درمقاله ای از تارنما پاسخ داده شده). برخورد با جسد مردگان، (شیوه های از بین بردن پلیدی ها در ایران باستان بوده است) بیرون بردن زنان در دوران دشتان، (:قاعدگی) (در فرهنگ زرتشتی نبوده و نیست) آتش پرستی، ( پاسداشت چهار آخشیج(عنصر) آب، آتش، باد و خاک؛ آتش پرستی نیست) دوگانه پرستی، (دونیروی ناهمگون که در هستی نقش دارد، ولی  پدیده ای در برابر اهورامزدا قرار ندارد)و... اگر به فلسفه وجودی و جایگاه اهورامزدا که چَمار(:معنی) آن «دانش بیکران هستی مند » است بنگریم، از این پس خدایمان را تنها در آسمان جستجو نخواهیم کرد بلکه در ذره ذره های هستی خواهیم دید. اگر تاثیر دو نیروی«سپنتامینو وانگره مینو» را بر اندیشه، گفتار و کردار خویش دریابیم آنگاه به پدیدار شدن بدی ها از سوی انسان پی خواهیم برد و آفریدگار بدی را خداوند نخواهیم پنداشت! اگر به چمار(معنای) واژه « دَاِنا» (:دین) در اوستا بنگریم که «وجدان بیدار و آگاه» است، در می یابیم که دین دار کسی خواهد بود که بینش درونی او آگاه و گزینش او برپایه خردمندی استوار شده است و... به همین روی چنانچه تمام گزینه های فلسفی در پیام زرتشت را کنکاش کنیم . چشم به راه سوشیانت نخواهیم بود.   آشکار است که پیشنهاد شما نیز مفید می باشد و موبدانی بینشور نیاز است تا دست به پالودگی فرهنگ و تراداد(سنت) های بیگانه داشته باشند که در بینش ارزشمند زرتشت وارد شده است.  
3

 

موبد نیکنام ارجمند، چگونه می توان ثابت کرد كه گات ها كتاب آسمانى است و زرتشت از سوى خدا آمده است ؟


پرسش :

 

موبد نیکنام ارجمند، چگونه می توان ثابت کرد كه گات ها كتاب آسمانى است و زرتشت از سوى خدا آمده است ؟


پاسخ :
  نخست اینکه «گات ها» (سرودهای زرتشت» نسک(:کتاب) آسمانی نیست، به این چمار(:معنی) که گفته ها، بینش و پیام زرتشت که در این نسک جای دارند از سوی آسمان به زمین نرسیده است.    خداوند یکتای ایرانیان(:اهورامزدا) که نخستین بار زرتشت به آن اشاره کرده است، خدایی نیست که در آسمان باشد و از آنجا دستوراتش را به زرتشت رسانده باشد. و آنگاه او به مرتوگان(:بشر)رسانده باشد. اهورامزدا (دانایی وآگاهی بیکران هستی مند) فروزه پایداری است که بایستی در همه جا وجود داشته باشد. آنجا که خرد خودنمایی می کند، آنجا که هستی پویا می گردد و هرگاه که توانایی از دانایی سرچشمه گرفته است. خداوند جان و خرد نیز آنجاست.  بنابراین اهورامزدا فروزه ایست که جانِ جهان را پوشش داده است. به همین انگیزه «گات ها»  نسک دینی زرتشتیان است.     دوم اینکه زرتشت در سرودهایش خود را پیام رسان بی اراده نمی داند که پیام را از خداوند دریافت کرده سپس به مرتوها(:مردم) رسانده باشد. او خود را گاهی «سوشیانت» می داند به چمار کسی که سود رساننده و رهایی بخش است. گاهی «مانترن» نام دارد، کسی که سخنانش اندیشه برانگیز است و گاهی «زوتار» است، کسی که با آواز خوش سرودهای نغزش را در آیین ها می سراید. گفتنی است که در هات 29 از«یسنا» که دومین سرود« گات ها» می باشد،  برگزیده شدن اشوزرتشت به سِمَتِ پیام آوری بر مردم جهان و گسترش آیین یكتاپرستی از سوی اهورامزدا(آگاهی ودانایی در هستی) اشاره شده است.    
4

موبد نیکنام فلسفه آتش دردین زرتشت چیست وآیا درگاتها به آن اشاره شده است؟


پرسش :

موبد نیکنام فلسفه آتش دردین زرتشت چیست وآیا درگاتها به آن اشاره شده است؟


پاسخ :
  آتش یکی از پدیده هایی شگفت انگیز نزد نیاکان ما بوده است و از زمانی که در اختیارگرفته شده است تا اکنون، مَرتو (:انسان) به آن نیاز فراوان داشته وهمچنان دارد.    مرز بین توحش و تمدن به شمار آمده است. به همین انگیزه ارج وارزش ویژه ای داشته است. ایرانیان از روزگار باستان در کنار سه «آخشیج» (:عنصر) دیگر «آب»، «خاک» و «هوا»، «آتش» را نیز گرامی می داشتند به ویژه اینکه آتش را همچون موجود زنده می دانستند که باید از او پرستاری کرد تا خاموش نگردد. آتش به اکسیژن، خوراک و جایگاه ویژه نیاز داشته است.   کسانی که از همان روزگار تاکنون چوب یا سوخت به آتش می رسانند وهوا را از آن نمی گیرند از آتش«پرستاری» کرده اند، به زبانی دیگرپرستندگان آتش بوده اند.   ویژگی دیگر آتش این است که پاک کننده است ولی خودش هیچگاه آلوده نمی گردد، آتش از زمان هوشنگ مهار گردید و در اختیار مرتوگان در آمد که داستان آن در شاهنامه فردوسی آمده است. سده ها پس از آن زرتشت که از اهمیت آتش آگاه گردید. شایسته ندانست تا مرتوگان را ازفروغ و گرمای آتش بی بهره نگهدارد. بنابراین نه تنها آتشکده ها را ویران نکرد بلکه روشنایی آتش را پایه پرستش سو(:قبله) پیروان خود قراد داد. چنانکه روشنایی خورشید و ماه و پدیده های دیگر نیز همین ویژگی را دارند.   در گاتاها و بخش های دیگر اوستا از آتش به نام پرتوی از خداوند یاد شده است (آترش. پوتره. اهوره مزدا) و یادآوری کرده است که مرتو، روشنایی و گرمای آن را درنهاد خویش استوار سازند.    چنانکه حافظ نیز می فرماید:    از آن به دیر مغانم عزیز می دارند   که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست.  
5

درود موبد نیکنام گرامی، آیا یک زرتشتی باید خود را بنده خدا بنامد؟


پرسش :

درود موبد نیکنام گرامی، آیا یک زرتشتی باید خود را بنده خدا بنامد؟


پاسخ :
  درود برشما، اگر تفسیر واژه « بنده»، به چمار(:معنی) نوکر، اسیر، غلام و سرسپرده خداوند باشد، خیر‌؛ دربینش زرتشت کسی بنده خدا نیست.   گفتنی است در بینش اشوزرتشت، مرتو(:انسان) به شوه(:دلیل) بهره گیری ازخرد وآزادی گزینش، شایستگی دارد تا خودش راه نیک و بد را در زندگی برگزیند.   چنانچه برای رسیدن به زندگی بهتر، شادتر، وسازنده تر که آرمان همگانی است. آرامش وآسایش را برای خود ودیگران فراهم سازد.  این مرتو بیگمان در راستای هنجار راستی(:اشا) گام برداشته وجایگاه باشکوه مرتوگانی خویش را به نیکی دریافته است.    بنابراین او یار، دوست، و همراه خداوند خواهد بود زیرا با آرمان وآماج اهورامزدا(:دانایی وآگاهی بیکران هستی مند) هماهنگی داشته است.   ناگفته پیداست چنانچه با کژاندیشی و بدگفتاری، رفتار وکردارش سبب آزار و آسیب به دیگران باشد، او دشمن دانایی و آگاهی بوده؛ با پیشرفت، تازگی وسازندگی زندگی همگان همسو نیست وبا چنین رفتاری، با فروزه وجایگاهِ دانایی اهورامزدا هم خوانی نخواهد داشت.
6

استاد نیکنام آیا در دین زرتشت نیز توبه وجود دارد؟ پس از توبه کردن همهً گناهان انسان پاک خواهد شد؟


پرسش :

استاد نیکنام آیا در دین زرتشت نیز توبه وجود دارد؟ پس از توبه کردن همهً گناهان انسان پاک خواهد شد؟


پاسخ :
  خیر، شیوه توبه به ریختی (:شکلی) که در برخی از ادیان وجود دارد و روحانی آن مکتب با گرفتن اعتراف از شخص گناهکار، وسیله ای می شود که خداوند گناهان او را ببخشد ویا اینکه با ریختن آب توبه بر سر افراد، گناهان مَرتو (:انسان) پاک خواهد شد، وجود ندارد.    در بینش زرتشت هر کار ناشایستی که مرتو انجام می دهد بخشی از هویت فردی اورا فرا خواهد گرفت و همانند کفه ای از ترازو بار گناه او سنگین تر می شود، این شخص گناهکار در هر زمانی فرصت دارد تا با اراده  واختیار خویش و با انجام کارهایی شایسته ونیک، کفه دیگر ترازوی اخلاقی خود را با کردارش سنگین تر کند تا زمانی میزان و هماهنگ شود، گناه خود را ناپدید سازد وپس از آن با انجام بسیاری از کارهای نیک و پیوستن به نیکوکاران، نه تنها گناهش را با اراده خویش پاک کرده و بخشوده است، بلکه همین گناهکار با نیکوکاری خود از  نیکان روزگار گردد.   با چنین بینشی، این امیدواری برای همگان وجود خواهد داشت که هر دم به راستی و نیکی گرایش داشته باشد و نیازی به توبه برای بخشودگی گناهان توسط دلال، رابط و شخص دیگری نخواهد داشت. گفتنی است در زمان ساسانی به دلیل ورود اینگونه اندیشه های سامی به ایران و پیش گیری از گرایش زرتشتیان به کیشی غیر ایرانی، بخشی به اوستا افزوده شد که «پتت  pateth» به چمار (:معنی) پشیمانی نام گرفت و به مواردی رفتاری در آن اشاره شده است که کارهای ناشایست نام دارد و هرکس با سرودن آن بر خود پیمان می بندد که چنین کارهای ناشایستی را انجام ندهد و چنانچه پیش از این از او سر زده است پشیمان شده وتکرار نخواهد کرد.    
7

جناب نیکنام درود، آيا نظريه  تكامل داروين خلاف گات ها سخن مي گويد؟


پرسش :

جناب نیکنام درود، آيا نظريه  تكامل داروين خلاف گات ها سخن مي گويد؟


پاسخ :
   درود برشما، سرود های گات ها برای چگونگی به ریخت آمدن(:شکل گیری) آفرینش و پیدایش گیاهان، جانوران وانسان اشاره ای نکرده است.   پیام زرتشت در گات ها بیشتر برای پویایی رفتار نیک در زندگی مرتوها(:انسان) است و جایگاه وهویت مرتوگان(:بشری) را در هستی پررنگ تر کرده است.   زرتشت در سروده  هایش پرسش هایی از زاستار(:طبیعت) نیز داشته است ولی پاسخی از دنیای غیب به گوش او نرسیده تا آن را به شنوندگان بیان کند بنابراین پاسخ آنها را به دانش زمان سپرده است تا آیندگان به درستی راز هستی پی برند.   آشکار است که چنانچه دینی به پدیده ای در روزگار خود اشاره کرده باشد که دانش کنونی آن را با پیشرفت خود پذیرا نباشد، گرایش به آن دین وباورهای آن که با دانش همخوانی نداشته باشد اندک اندک کمرنگ خواهد شد.
8

موبد نیکنام گرامی آیا به گفته زرتشت، اهورامزدا آفریننده نیکی و بدی است یا اینکه اهورامزدا تنها آفریننده نیکی هاست؟


پرسش :

موبد نیکنام گرامی آیا به گفته زرتشت، اهورامزدا آفریننده نیکی و بدی است یا اینکه اهورامزدا تنها آفریننده نیکی هاست؟


پاسخ :
  شایسته نیست بیندیشیم که بدی در آفرینش وجود داشته باشد، زیرادر بینش زرتشت«اهورامزدا»، به چم "دانایی وآگاهی بیکران هستی مند" است.   برپایه چنین باوری، آفرینش در راستای دانایی ودانش آغاز شده وبه پیش می رود بنابراین در راستای فروزه دانش و خرد که در هستی پویا وپایدار است، بدی ها خودبه خود پیش نخواهند آمد بلکه بدی ها تنها در هازمان(:جامعه) مرتوگان(:انسان ها، بشر) وبه خواسته آنان آشکار می گردند.   ناگفته پیداست مرتوگانی وجود دارند که با کژاندیشی خود، آفریننده بدی ها وکاستی ها شده، نه تنها زندگی مرتوهای دیگر را نیز تباه می کنند بلکه به ساختار زندگی گیاهان و جانوران نیز آسیب می رسانند. زیستگاه خویش وآنان را ویران و آلوده می‌سازند.    آشکار است که اگر بتوان همه مرتوگان«انسان ها» را چند روزی از پهنه زمین به کهکشان دیگری کوچ دهیم!(منتقل کنیم)‌؛ زندگی بودنی ها(:موجودات) روی زمین بدونِ بودن مرتوها(:انسان)، هیچ گونه بدی در آن پیش نخواهد آمد. گفتنی است دراین هنگام  نیز زلزله، آتشفشان، سیلاب، گردوخاک، خشکسالی، یخبندان ودیگر پدیده ها همچنان در زاستار(:طبیعت) روی خواهد داد که هیچکدام "بد" نیستند  و مرتویی بر زمین نیست که اندیشه کند خداوند آفریننده اینگونه بدی ها بوده است.
9

درود برموبد نیکنام. مانتره به معنی  چیست؟


پرسش :

درود برموبد نیکنام. مانتره به معنی  چیست؟


پاسخ :
 درود برشما، مانتره به چمار(:معنی) سخن اندیشه برانگیز وسپند است. این واژه نخستین بار برای ویژگی پیام اشوزرتشت در گات ها به کار رفته است. گفتار و سخنانی که سبب می شود هر شنونده ای را به اندیشه کردن فراخواند تا در باره رویدادهای زندگی و فلسفه هرپیش آمدی، نخست وپیش از هرکاری با خرد خویش رایزنی داشته باشد. زرتشت در سرودهایش گاهی خویش را''مانترن'' نامیده است به چم آموزگاری که با بیان گفته هایش اندیشه ها را دگرگون(:متحول) ساخته است تا از خرافات وپندارهای نادرست، پرهیز داشته باشند.
10

آقای موبد نیکنام جایگاه روح، جان و روان در کیش زرتشت چیست؟


پرسش :

آقای موبد نیکنام جایگاه روح، جان و روان در کیش زرتشت چیست؟


پاسخ :
  روح یک واژه عربی و جمع آن ارواح است.  پارسی آن روان است که در اوستا به ریخت«اوروان»  آمده است. جان نیز نیرویی است که بدن را به کار و کوشش فرا می خواند.    در باور ترادادی(:سنتی) زرتشتی،  هویت مَرتو (:انسان) از دوگزینه مادی و مینوی فراهم گشته است، گزینه مادی‌«تن» و «جان» بوده و گزینه مینوی «روان» و «فروهر» است.   پس از درگذشت، "جان" مَرتو از بین خواهد رفت. "روان" در یکی از جایگاه های «وَهیشتم مَنو» (:بهشت) که سرای "نور وسرود" برای نیکوکاران است جای می گیرد. روان بدکاران نیز در جایگاه «اَچیشتم مَنو» که سرای "سکوت و تاریکی" است جای خواهد داشت.   فرَوَهَر در اوستا به ریخت «فرَوَشی» و در پهلوی«فرَوَرتی» است. فروزه اهورایی است که همراه با مَرتو درآغاز زاده شدن در نهاد شکوفا شده تا هرکس با چنین فروزه ای به سوی پیشرفت گام بردارد. فروهر نیز پس از درگذشت به گروه فروهران پیوسته خواهد شد. اینها همه از باورهای ترادادی مزدیسنان بوده که برداشتی از ویژگی های بینش زرتشت است.
11

درود موبد نیکنام، می خواستم بدانم چرا دین ها آنقدر با یکدیگر تفاوت دارند، مگر خداوند یکی نیست؟


پرسش :

درود موبد نیکنام، می خواستم بدانم چرا دین ها آنقدر با یکدیگر تفاوت دارند، مگر خداوند یکی نیست؟


پاسخ :
  درود برشما، این پرسش را بایستی از خداوند پرسید که چرا با ابتکار فرستادن پیامبران به زبان های گوناگون وبرای هرتیره(:قومی) دین های گوناگون پدیدار شده است. با آنچه ما از اوستا برداشت می کنیم.  دین باواژه (دَاِنه - daena) نخستین بار در پیام زرتشت آمده و کاربرد این واژه، وجدان بیدار و آگاه، یا بینش درست درونی بوده است. با چنین ویژگی در پیام زرتشت، کسی دین دار است که وجدان درست و آگاه داشته باشد. به گونه ای ساده تر مرتو(:انسان) در کنار احساس گوناگون خود؛ بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و دریافت پوستی(:لامسه) که همگی آن ها را یکسان در نهاد خویش دارند. "بینش درونی" نیز دارند که "دَاِنه" یا دین نامیده می شود.   با این نگرش کسی دین دار است که با بینش درونی و وجدان همیشه آگاه خویش، بهترین جلوه های هستی را برای خود ودیگران گزینش کند. هرکس به پیشنهاد وسفارش آموزگار باستانی ایران، زرتشت: خوشبختی خود را در خوشبختی دیگران دریافت خواهد کرد.    مرتو در دین داری، تنها به هویت ارزشمند مرتوگانی(:بشری) اندیشه خواهد داشت تا جایگاه خویش را در ذره های هستی به دست آورد. حافظ در این باره به نیکی می فرماید: کمتر از ذره نیی، پست مَشو عشق بوَرز  تا به سرچشمه خورشید رسی رقص کنان دامن دوست به دست آر و زدشمن بگسل مرد یزدان شو وفارغ گذر از اهرمنان.    بنابراین چنانچه  واژه "دین" در نزد خداوند جهانی دگرگون نشده باشد. لابد به فرمایش قرآن هر پیامبری برای زبان همان قوم فرستاده شده است(:وَما اَرسَلنا مِن رَسولا اِلا به لِسانه ای قَوماً). وشاید برداشت ما مرتوها(:انسان) ها درست نبوده وحقیقت را ندیده ایم، با ابزار دین به جان هم افتاده و کشتارهای تاریخی را برای برتری جویی از خود به یادگار گذاشته ایم و همچنان شمشیر در دست، دین داری را فریاد می زنیم .   گفتنی است که این تازگی ندارد چون حافظ سده ها پیش گفته است: جنگ هفتاد و دوملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند.
12

موبد نیکنام عزیز، در این جهان آشفته  چه کسی و یا چه معیاری برای اندیشه نیک وجود دارد؟ از کجا بدانیم که اندیشه ای نیک است؟


پرسش :

موبد نیکنام عزیز، در این جهان آشفته  چه کسی و یا چه معیاری برای اندیشه نیک وجود دارد؟ از کجا بدانیم که اندیشه ای نیک است؟


پاسخ :
  چنانچه در این جهان، آشفتگی وجود داشته باشد از نابخردی،  بی دانشی و احساس برگرفته از تعصب ما مرتو(:انسان) ها فراهم شده است.   چگونگی دانستن اندیشه نیک، گام برداشتن همگان در زندگی با انگیزه دانش اندوزی، با هدف سود بخشی و آسایش، رسیدن به تازگی وآبادی وسرانجام خشنود ساختن « گه اوش اوروان» (:روان هستی) است که در بند نخست از اهنودگات(:سرودهای زرتشت) آمده است. این تلاش و همت برای خشنودی روان هستی، به هر ریختی(:شکلی)، به هر روزگاری و درهر جایگاهی شدنی است.    آشکار است آنکه  خواستار پیروی از اندیشه نیک باشد چنانچه پشتکار و اراده آن را نیز به همراه داشته باشد بیگمان به هازمان(:جامعه) دروغین نگرشی نخواهد داشت چون نیکی ها را تنها برای ارزش آنها پاسداری خواهد کرد و نه برای باور، برداشت و خواسته کسانی که ارزش اَشا(:راستی) را درک نکرده اند.  
13

با درود بیکران بر استاد نیکنام گرامی
اگر دانش امروزی یکی از اندیشه های دین زرتشتی را رد کند تکلیف چیست؟ 
مثلا به وجود آمدن نخستین انسان که کیومرث است. 

 


پرسش :

با درود بیکران بر استاد نیکنام گرامی
اگر دانش امروزی یکی از اندیشه های دین زرتشتی را رد کند تکلیف چیست؟ 
مثلا به وجود آمدن نخستین انسان که کیومرث است. 

 


پاسخ :
  درود برشما، زرتشت چیزی را درباره دانش آن روزگار بازگو نکرده است که اکنون دستور(:احکامی) برای زندگی مرتوگان(:مردم ها، بشر) باشد ودانش امروزی بخواهد آن را بپذیرد و یا آن را رد کند.   هرگاه دانِش به روزتر جهانی، نکته تازه ای را در هر مورد دریابد و پیشنهاد دهد، پیروان اندیشه مزدایی آن را می پذیرند چون بینش زرتشت بر پایه تازگی و نوگرایی بنیان شده و در راستای دانش وآگاهی جهانی به پیش خواهد رفت.    نخستین مرتو(:انسان) آفریده شده درنوشته های دوران ساسانی و پس از آن که «ادبیات پهلوی» نام گرفته اند به فلسفه آفرینش نیز پرداخته است.    نوشته های پهلوی مانند بندهش، نخستین مرتو را«گیَه مَرِته» نامیده است که در گویش پارسی «کیومرث» بیان شده است. آغاز آفرینش پس از کیومرث با رویش دو گیاه همانند ریواس بوده که نخستین زن و مرد به نام های «مشی» و «مشیانه» پدیدار شده اند و پس از آن به نسل مرتوگان کنونی رسیده است.    آشکار است که اشاره به این رویداد آفرینش در دوران ساسانی یکی از باورها و استوره های آن روزگار است که همانند آن در برخی از دین ها و استوره کشورهای دیگر نیز درباره آفرینش مرتوگان آمده است. همانند آفریده شدن آدم و حوا که در تورات و قرآن به ریختی دیگر بیان شده است.    زرتشت در سروده هایش(:گات ها) درباره آفرینش و چگونگی آن سخنی بیان نکرده است و آن را نیز همانند دیگر پدیده های هستی  که در آن روزگار ناشناخته بوده است، به دانش مرتوگان در آینده واگذار کرده است.    بنابراین هرگاه دانش و خرد همگانی در جهان با پیشرفت خود استوره آفرینش یا هر باور پیشین را رد کند و به نتیجه ای تازه برسد که دانش آن را ثابت کند، بیگمان پذیرفته خواهد شد.         ReplyForward
14

با درود خدمت استاد نیکنام، در گاتها به این نکته سفارش شده که اهورامزدا نیاز به واسطه ندارد پس آیا وجود آذر بان، موبد وهیربد درست است؟  یا اینکه هرکس باید خودش مسئول کارهای خود باشد.

 


پرسش :

با درود خدمت استاد نیکنام، در گاتها به این نکته سفارش شده که اهورامزدا نیاز به واسطه ندارد پس آیا وجود آذر بان، موبد وهیربد درست است؟  یا اینکه هرکس باید خودش مسئول کارهای خود باشد.

 


پاسخ :
  با نگرش به ژرف اندیشی شما، پروردگار، نیازی به واسطه و دلال ندارد. «آذربان»،(:نگهبان آتش) به گزارش شاهنامه فردوسی در روزگار «هوشنگ» که پیش از زرتشت می زیسته پا گرفته است، او کسی بوده که از آتش «آذر» پرستاری می کرده تا در هر روستا و شهر، پیوسته روشن بماند زیرا خانه ها از گرما و فروغ آن بهره داشته اند.   «موبدان» نیز به روزگار زرتشت خویشکاری داشته اند تا دانش دین را آموخته، آموزگار وسفارش دهنده راه راستی وخرد به خواستاران باشند.    به بینش زرتشت، برهر کسی شایسته است تا نخست بیاموزد، آنگاه آموخته های خویش را به دیگران نیز برساند؛ بیگمان افرادی که در هرگونه دانشی، آگاهی بیشتری از دیگران دارند. خویشکاری خواهند داشت تا راهنما وآموزگار کسانی باشند که آگاهی کمتری دارند.    ناگفته پیداست که موبدان وهیربدان تلاش دارند با سفارش های دینی و بینش زرتشت آشنا شوند، سپس پیروی از راه درست وکردارنیک را به باورمندان وخواستاران یادآوری کنند. زیرا نباید نادانی وبیسوادی فراگیر باشد.    با نگرش به بینش زرتشت آنان نباید هیچگاه خود را برتر از دیگران بدانند،  به ویژه اینکه شایسته نیست تا خود را پیوند دهنده(:رابط) بین دیگرمرتوها(:انسان) واهورامزدا(دانایی وإگاهی بیکران هستی مند) بدانند.
15

موبد نیکنام گرامی، آیا در دین زرتشت نیز توبه وجود دارد؟ پس از توبه کردن همه گناهان انسان پاک خواهد شد؟


پرسش :

موبد نیکنام گرامی، آیا در دین زرتشت نیز توبه وجود دارد؟ پس از توبه کردن همه گناهان انسان پاک خواهد شد؟


پاسخ :
 خیر، به ریختی(:شکلی) که در برخی دین ها «توبه» وجود دارد و پیشوای دینی آن آیین با گرفتن بازگویی(:اعتراف) از کسی که گناهکار است، سبب بخشودگی گناهان او از سوی خداوند می شود و یا اینکه با ریختن آب توبه بر سر کسی، گناهان مَرتو(:انسان) پاک خواهد شد، دربینش زرتشت وتراداد(:سنت) مزدیسنان وجود ندارد.    در بینش زرتشت، هر کار ناشایستی که از مرتوگان(:مردمان، بشر)روی دهد، بخشی از هویت او را آشکارخواهد کرد و همانند کفه ای از ترازو بار گناه او سنگین تر خواهد شد. این کس آنگاه که باور دارد گناه و کار ناشایستی از او سرزده است، به هرهنگامی در زندگی آینده اش توانایی دارد که با اراده و اختیار خویش، کارهای شایسته و نیک بیشتری از خود داشته باشد تا کفه دیگر ترازوی کردارش را با نیکوکاری سنگین تر کند.  بدین روی با افزون کردن نیکی های آینده خویش، گناهان گذشته اش،  ناپدید خواهد شد.   آشکار است باچنین بینشی، هرکس با اراده خویش توانایی دارد کارهای نیک وشایسته بسیاری از خود برجای گذارد که نه تنها گناهش را با اراده خویش پاک کرده و بخشوده است، بلکه همین گناهکار با نیکوکاری های بیش از پیش خود، از نیکان وخوبان روزگار گردد.   ناگفته پیداست در چنین شیوه یی، این امیدواری برای همگان وجود خواهد داشت که مردم به راستی و نیکی گرایش داشته باشد و نیازی به توبه برای بخشودگی گناهان به یاری میانجی(:دلال)، رابط وپیشوایی ویژه نخواهد بود.    گفتنی است در زمان ساسانی به سبب ورود اینگونه اندیشه ها از دین های دیگر به ایران، موبدان برای اینکه از گرایش زرتشتیان به کیشی غیر ایرانی پیش گیری کرده باشند. بخش کوتاهی را به اوستا افزودند که «پَتِت pateth»به چمار(:معنی) پشیمانی نام گرفته است. دراین سروده اوستایی به مواردی رفتاری اشاره شده که کارهای ناشایست آن روزگار بوده است و هرکس با سرودن آن بر خود پیمان می بسته که چنین کارهای ناشایستی را از آن پس انجام نخواهد داد وچنانچه پیش از این از او سر زده است پشیمان شده و پوزش خواسته است.
16

درود برفرزانه کورش نیکنام، زرتشت چندمین پیامبر در جهان است؟ چرا در مجالس و محافل مذهبی که از پیامبران و دينشان نام برده می شود از اين پیامبر و دينش یاد نمی کنند!


پرسش :

درود برفرزانه کورش نیکنام، زرتشت چندمین پیامبر در جهان است؟ چرا در مجالس و محافل مذهبی که از پیامبران و دينشان نام برده می شود از اين پیامبر و دينش یاد نمی کنند!


پاسخ :
 درود برشما، زرتشت نخستین پیام آوری بوده است که به خداوندی یگانه در هستی پی برده، درک ورسیدن به آن را به مرتوگان(:بشر) سفارش کرده است.   خدایی که زرتشت در سرودهایش(:گات ها) از او یاد کرده است، سرآغاز وسرانجام هستی بوده، هست و اهورامزدا نام گرفته است. مزدا به چم(:معنی) "دانایی وآگاهی بیکران" و اهورا به چم"هستی، هستی دار وهستی مند"، به همین روی زرتشت یادآوری کرده وآموزش داده که هستی برپایه دانش پویا وپایدار است. وآنکه بخواهد به خداوند نزدیک شود باید پیوسته بیاموزد.     پس از آنکه زرتشت ایرانی چنین خدایی را برای مرتوگان در جهان شناسایی کرد.  پیامبرانی نیز پس از وی خود را فرستاده(:رسول)، پیامبر وپیام رسان خداوندی یکتا بیان کردند که موجودی یگانه است با این دگراندیشی که آن را گام به گام آفریننده هستی، فرمانروا، تماشاگر وثبت کننده کارهای نیک وبد مرتوها(:مردم)، پاداش دهنده ومجازات کننده نیکان وبدان دانستند.    پیامبران گروه دوم که ازفرشتگان(:ملایک)، دستورها را از خداوند باور خویش دریافت کرده اند به نام پیامبران ابراهیمی یا سامی یاد می شود. در روایت هایی، یکسد وبیست وچهار هزار نفر بوده اند. از حضرت آدم آغاز گشته و به حضرت محمد(ص) رسیده و بدین روی این خداوند، پیام رسانی خویش را به پایان برده است.    گفتنی است نخستین بار پیام ِدانش پذیری ورستگاری را اشوزرتشت درایران شناخته وبیان کرده است. شوه(:سبب) نا آگاهی، از خود بیگانگی وبی مهری که درگردهم آیی ونشست ها(محافل و مجالس) از پیام آور ایرانی نامی برده نمی شود. شاید برای این است که زرتشت در گروه پیامبران ابراهیمی جای ندارد ولی بیگمان آن ضرب المثل آلمانی دراین باره گویاتر است که می گوید: «پیامبران در زادگاه خویش غریبند.» بدین روی برای زرتشت، آموزگار وپیام آور راستی که زادگاهش سرزمین ایران بوده است، بسیاری از ایرانیان با وی بیگانه اند و نمی دانند پیام آوری داشته اند که با سرشت وخوی آنان هم خوانی داشته است.   ستایشگر وسفارش دهنده راستی، مهربانی، برابری، شادی، تازگی، سازندگی، خردورزی، دهشمندی بدون جنگ وستیز است. پاسداشت زیستگاه و فراپذیری اندیشه نیک، گفتارنیک وکردار نیک را ارزش وهویت مرتوگانی دانسته است.
17

من گات ها را با چند برگردان گوناگون خواندم ولی هیچ جا نامی از پیامبر نوشته نشده بود، مورد دیگر نیز دیدم که زرتشت هیچ گاه ادعای پیامبری نداشته پس چرا همه میگویند پیامبر ایرانی؟ سپاس از پاسخ موبد نیکنام


پرسش :

من گات ها را با چند برگردان گوناگون خواندم ولی هیچ جا نامی از پیامبر نوشته نشده بود، مورد دیگر نیز دیدم که زرتشت هیچ گاه ادعای پیامبری نداشته پس چرا همه میگویند پیامبر ایرانی؟ سپاس از پاسخ موبد نیکنام


پاسخ :
  زرتشت در گات ها خود را گاهی آموزگار راستی«زئوتار»، در پاره ای از بندها«مانترن» به چمار (:معنی) کسی که اندیشه ها راروشن کرده و آگاهی می بخشد و گاهی«سوشیانت »، سودرسان ورجاوند (:مقدس) به چمار بیدارکننده ونجات دهنده مرتوگان (مردمان، بشر) از نادانی و پندارهای نادرست، یادکرده است.    این آموزگار هیچگاه خود را فرستاده(پیام آور، پیامبر) خدایی که در آسمان ها وجود داشته باشد، نمی داند. که فرشتگانی دستور و سفارشی را خداوند به زیر آورده باشد.    گفتنی است در هات ۲۹ از یسنا که دومین سرود از گات ها است، به برگزیده شدن اشوزرتشت، برای رساندن پیام اهورایی به مرتوها(:مردم) یادشده است به همین روی ایرانیان که پیام یکتاپرستی را برای نخستین بار از سخنان شیوای زرتشت شنیدند و راه درست زیستن و رستگار شدن را از او آموختند،  او را پیام آور آموزش دهنده راستی در جهان می دانند.
18

آقای نیکنام شما گفتید که دین زرتشت جهان شمول است، پس برای برخی از هموطنان نیز سدره پوشی انجام بدهید تا آنها هم زرتشتی بشوند. 


پرسش :

آقای نیکنام شما گفتید که دین زرتشت جهان شمول است، پس برای برخی از هموطنان نیز سدره پوشی انجام بدهید تا آنها هم زرتشتی بشوند. 


پاسخ :
  دوست گرامی بارها یادآوری کرده ایم که زرتشتی بودن، تنها در سدره پوش شدن نیست.    آنگاه که باورداریم دین زرتشت جهانشمول است به چمار(:معنای) این است: همه کسانی که در جهان پیرو راستی بوده، شادی و سازندگی را پیشه گرفته اند، به خردورزی روی آورده اند و کوشش می کنند تا خوشبختی خود را در خرسندی دیگران جستجو کنند و به اختیار و آزادی مرتوگان(:بشر) اندیشه دارند، به تازگی می اندیشند واز پندارهای نادرست وخرافی پرهیز می کنند، از جنگ وخونریزی بیزارند و آرمانشان مهربانی و آرامش وشادی جهانی است...    همه و همه از فرهنگ، دین و رفتار زرتشتی نیز بهره و توشه دارند و این شیوه از زندگی برای تیره(:قوم) ، نژاد و مردم ویژه ای در جهان پیش بینی نشده «جهان فراگیر» است.آرمان وآماجی برای مرتوگان در گیتی، به پرورش وگسترش نیکی ها چشم داشته باشیم.
19

 درود بر شما آقای نیکنام، چرا برخی دین زرتشتی را مزدیسنا می گویند؟

 


پرسش :

 درود بر شما آقای نیکنام، چرا برخی دین زرتشتی را مزدیسنا می گویند؟

 


پاسخ :
  درود، تا چندی پیش کسی به پیروان دین یکتایی زرتشت، همانند پیروان دیگر ادیان « زرتشتیان» نمی گفته اند، کیش آنان «مزدیسنا» به چمار(:معنی)  پرستنده "مزدا" و به همه پیروان این کیش «مزدیسنان» می گفتند.    «مزدا» (:دانای وآگاهی بیکران) خدای یکتایی که برای نخستین بار اشوزرتشت آن را شناخت و مرتوگان(:بشر) را به ستایش این فروزه(دانایی شکوهمند) فراخواند.   گفتنی است کسی به پیروان موسی، «موسویان»  نمی گوید و یا به پیروان محمد، «محمدیان» نمی گویند. پس از آن آگاهی نداریم که به چه انگیزه ای به "مزدیسنان" واژه تازه ای افزوده شده و آنان را "زرتشتی" نام گذاشتند.    در برگردان سرودی از اوستا به نام «مَزدَه یَسنو اهمی» می خوانیم:  مَزدَه یَسنًو اَهمی، مَزدَه یَسنًو زَرَتوشتریش؛... مزداپرستم، مزداپرستی که زرتشت سفارش کرده است.  اعراب به مزداپرستان «مجوس» گفته اند که از واژه «مگه» (:دانا) برگرفته شده است.   در ادبیات پس ازاسلام در ایران نیز برای توهین به پیروان مزدایی، گاهی به آنان «گبر»(آتش پرست) نیز نام نهاده اند. چون به سوی روشنایی آتش همانند دیگر روشنایی ها نیایش می کردند وبه پیروی از باور ارزشمند نیاکان خویش از چهار آخشیج(:عنصر) آب، خاک، هوا وآتش نگاه ویژه وسپند(:مقدس) داشته اند.
20

جناب نیکنام درود، چرا خورشید، آتش و روشنایی اساس دین زیبای زرتشت است؟


پرسش :

جناب نیکنام درود، چرا خورشید، آتش و روشنایی اساس دین زیبای زرتشت است؟


پاسخ :
  درود برشما، درفرهنگ کهن این سرزمین، روشنایی و فروغ را از ویژگی ها وفروزه های«اهورامزدا» می دانستند،  ودگرگون آن، تاریکی را پدید آورنده ناپاکی، بیداد وستم باورکرده بودند. به همین روی روشنایی از جلوه های نیک اهورامزدا در زندگی نیاکان ایرانی ما بوده است.    گفتنی است در قرآن نیز آمده: « اللهُ نورالسَماوات واَلاَرض » (خداوند نور زمین وآسمان است)؛ و موسی نیز در روشنایی وآتش جلوه داشته است. بدین روی روشنایی نزد بیشتر تیره ها(:اقوام) از ارزش بالایی برخوردار بوده است.   پیش از دین زرتشت ایرانیان به نیایش مهر(:نورخورشید) واناهیتا(:نمادآب پاک) بیش از جلوه های دیگر نیایش داشته اند. هم اکنون نیز سرودهایی در بیان جلوه های روشنایی خورشید وماه همچنان در اوستا به یادگار مانده است.    پیروان بینش زرتشت نیز  روشنایی را پرستش سو (:قبله) خود قرار  داده اند و به سوی هر گونه فروغی مانند نورآتش، فروغ شمع وچراغ، روشنایی خورشید وماه... خدای خویش «اهورامزدا» (:دانش وآگاهی بیکران هستی) را نیایش می کنند.    آنان رنگ هایی را نیزبرای پوشش بدن و کاربردهای دیگر در زندگی خویش به کار می برند که تیره نباشد بلکه روشنی بخش وشادی آفرین باشد. چون باوردارند که رنگ های تیره شادی کمتری را در روانشان پدیدار خواهد ساخت.
21

با درود استاد نیکنام، منظور ازگناه بودن قربانی کردن در دین زردشت چیست؟ اگر گناه است پس چگونه باید این گوسفند یا هر حیوان دیگر را قربانی کرد تا از آن خورده شود؟


پرسش :

با درود استاد نیکنام، منظور ازگناه بودن قربانی کردن در دین زردشت چیست؟ اگر گناه است پس چگونه باید این گوسفند یا هر حیوان دیگر را قربانی کرد تا از آن خورده شود؟


پاسخ :
  قربانی کردن که در سرودهای زرتشت به آن اشاره شده و از کارهای ناپسند شمرده شده است. مراسمی بوده که گروهی در آن روزگار برای رسیدن به هدفی غیر از خوردن گوشت گوسفند، گاو و حیوان دیگر آن را انجام داده و با شادمانی و فریاد، خشنودی خود را از قربانی کردن در راه خدایان پنداری بیان داشته و ارزش مرتو(:انسان) بودن خود را با کشتار بی رحمانه حیوانات ثابت می کرده است.   نیاکان اندیشمند ما از آن پس با سفارش زرتشت این کار را نکوهیده دانسته و در مراسم آیینی، میوه های فصل را با کارد وچاقو برش داده (قربانی می کردند) و این شیوه همچنان در آیین گاهنبار خوانی و برمزار درگذشتگان زرتشتی انجام می شود که میوه های بریده شده بین باشندگان پخش می گردد. این رسم، یادگار جایگزینی برش میوه ها به جای قربانی وکشتار حیوانات است.    زرتشتیان به شوه(:دلیل) پیروزی در زندگی، زایش فرزند، رفت وبرگشت از مسافرت، خرید ماشین وخانه، پذیرش در دانشگاه، خشنودی خداوند و مانند آنها حیوانی را قربانی نمی کنند. نیاکان ما پس از زایش هرفرزند، نهالی در خاک می کاشتند اکنون نیز در پیروزی های زندگی گردهم آمده باشربت وشیرینی، شادمانی می کنند.    آشکار است از روزگاری که مرتو(:انسان) گوشت خوردن را نیزآموخته است. گوشت نیز بخش کوچکی از خوراک آنان شده است. مزدیسنان چهار روز در هرماه نیز کشتار نمی کنند و از خوردن گوشت پرهیز می کنند.     
22

موبد نیکنام درود، جایگاه روح، جان و روان در کیش زرتشت چیست؟


پرسش :

موبد نیکنام درود، جایگاه روح، جان و روان در کیش زرتشت چیست؟


پاسخ :
 درود برشما، روح یک واژه عربی و جمع آن ارواح است. واژه  پارسی آن "روان" است که در اوستا به ریخت «اوروان»آمده است. یکی از بخش های چهارگانه هویت مرتو(:انسان) است که همیشه خواهد بود با کردار نیک درتن شادمان وخرسند خواهد شد و با گزینش کژاندیشی، بدگفتاری و کرداری ناشایست، "روان" رنجور وافسرده خواهد شد.     جان نیز نیرویی است که بدن را به کار و کوشش فرا می خواند. در باور ترادادی(:سنتی) زرتشتی،  هویت مَرتو(:انسان) از دوگزینه مادی و مینوی فراهم گشته است، گزینه مادی از«تن» و«جان» و گزینه مینوی از «روان» و«فروهر» است. جان پس از درگذشت مَرتو از بین خواهد رفت. روان در یکی از جایگاه های « وَهیشتم مَنو» (بهشت) که سرای نوروسرود برای نیکوکاران است جای می گیرد، روان بدکاران نیز در جایگاه « اَچیشتم مَنو» که سرای سکوت و تاریکی است جای خواهد داشت.   فرَوَهَر در اوستا به ریخت«فرَوَشی» و درزبان پهلوی «فرَوَرتی» است. فروزه اهورایی است که همراه با مَرتو از آغاز زاده شدن در نهاد وی بوده تا وی را پیوسته رایزنی وراهنمایی کرده تا همه گاه به "فروشی" ، (:نیروی پیش برنده اهورایی) پیوسته بوده به سوی پیشرفت گام بردارد.    پس از درگذشت هرمرتو، فروهر او به فروهران پیوسته خواهد شد، روانش در سرایی شایسته کردارش جای خواهد گرفت، جان و تن که بخش مادی است از آن پس بی ارزش خواهد بود و تنها برای آلوده نشدن زیستگاه بایستی تنِ بیجان را با یکی از پاک کننده ها(آب، خاک، هوا، اتش) به آرامش رساند.
23

دکتر نیکنام عزیز درود، آیا کردار ناپسند برگرفته از انگره مینو هماهنگ با خواست خداوند است؟


پرسش :

دکتر نیکنام عزیز درود، آیا کردار ناپسند برگرفته از انگره مینو هماهنگ با خواست خداوند است؟


پاسخ :
  درود برشما، زرتشت در بینش وپیام خویش«اهورامزدا»را سرچشمه خرد ودانایی، دانش برتر وهستی برپایه دانایی بیان کرده است، بنابراین هرگونه کردار ناشایست که سبب ویرانی و نابسامانی گردد در راستای دانایی و برپایه هنجار راستی در هستی(:اشا) نخواهد بود.    «انگره مینو» (:منش ویران کننده) که در گویش پارسی اهریمن نام گرفته است. کرداری است که از منش مرتویی نادان وبا آماج(:هدف) بیداد وستم پدیدار شده است.    فروزه انگره مینو گاهی آگاهانه است و مرتو با اراده خویش روی به ویرانی می آورد که بدین روی از اهورامزدا(:دانش وآگاهی) روی گردان شده است وگاهی نا آگاهانه از او سر می زند که در این گونه کردار، از دانش و اگاهی(:اهورامزدا) یاری نگرفته است.    آنچه با هنجار درست و راست هستی(:اشا) ناهمگون باشد؛ از سوی مرتوگان(:بشر)نادان و نا آگاه یا از سوی مرتوهایی با خوی اهریمنی و با آماج ویرانی آسیب پیش می آید که به هر روی با اراده و خواسته اهورامزدا هماهنگی ندارد.
24

استاد نیکنام درود. باور اشوزرتشت در مورد موسیقی چیست ؟


پرسش :

استاد نیکنام درود. باور اشوزرتشت در مورد موسیقی چیست ؟


پاسخ :
  درود برشما، گات ها، سرودهای زرتشت که از آن در جایگاه نخستین ادبیات چکامه(:شعر) گونه جهان یاد شده است. آهنگین است و از آغاز با آهنگ ویژه خود سروده می شده است.   شاد زیستن و فراهم آوردن شادی برای روان خویش و دیگران از سفارش های بینش زرتشت است. چنانکه در سنگ نگاره های دوران هخامنشی نیز به یادگار مانده، چنین آمده است:    «بزرگ است اهورامزدا که آسمان را آفرید، که زمین را آفرید، که مردم را آفرید و "شادی" را برای مردم آفرید».    بنابراین خنیاگری (:موسیقی) جدا از زندگی زرتشتیان و نیاکان ما نبوده است، وجود خنیاگران نامی در زمان ساسانی همچون باربُد و نکیسا گواهی بر ارزش خنیاگری و بهره مندی آن در ایران باستان بوده است.           
25

موبد نیکنام در دین زرتشت بهشت و جهنم چگونه است؟ در کتاب دینی زرتشتی ها در دوره ی دبیرستان بهشت روشنایی و جهنم تاریکی تعریف شده است.

 


پرسش :

موبد نیکنام در دین زرتشت بهشت و جهنم چگونه است؟ در کتاب دینی زرتشتی ها در دوره ی دبیرستان بهشت روشنایی و جهنم تاریکی تعریف شده است.

 


پاسخ :
 در برخی از نوشته های اوستایی از «سرای نور و سرود» به عنوان بهترین جایگاه مینوی برای روان در گذشتگان نیکوکار یاد شده که نام آن «گروتمان» است.    برای روان بدکاران از «سرای تاریکی و سکوت» یاد شده که «دروجو دمانه» (دروجو= دروغ+ دمانه+ خانه) به چمار سرای دروغ نام دارد.   بینش زرتشت «وَهیشتم مَنو» (:بهشت) را بهترین منش می داند، شیوه یی که برای روان مرتو(:انسان) خوش آیند بوده و سبب آرامش وشادی آن گردد.    شاید سرای فروغمند اهورایی همراه با نغمه ها و سرودهایی ویژه برای این جایگاه برداشتی مناسب باشد و دگرگون(:برعکس) این شیوه این باشد که روان مرتو از تاریکی وسکوت زمان دار بیزار بوده که آن را به «اچیشتم منو» دوزخ نسبت داده است. 
26

جناب نیکنام شما در پاسخ ها، بارها زرتشت را پیامبری دانسته اید که از سوی خداوند به پیامبری برگزیده شده است. لطفا تعریف دقیق خود را از واژه «پیامبر» بازگو کنید؛ زیرا می فرمایید که او کتاب آسمانی ندارد، معجزه ای نداشته است، وحی برای زرتشت در کار نبوده، در سرودهای زرتشت (گات ها) هیچگاه پرسش و پاسخی بین زرتشت و خداوند وجود ندارد که اهورامزدا پاسخ داده باشد [اینها را از متن پاسخ ها گردآوری نموده ام]؛ پس اگر هر شخصیتی که سخنانی بشردوستانه و مبتنی بر فلسفه اخلاق گفته را پیامبر بدانیم و از آن ها پیروی کنیم. در این صورت نیازی نیست که خود را درگیر شخصی به نام زرتشت که بسیار کهن بوده، بنماییم.

 


پرسش :

جناب نیکنام شما در پاسخ ها، بارها زرتشت را پیامبری دانسته اید که از سوی خداوند به پیامبری برگزیده شده است. لطفا تعریف دقیق خود را از واژه «پیامبر» بازگو کنید؛ زیرا می فرمایید که او کتاب آسمانی ندارد، معجزه ای نداشته است، وحی برای زرتشت در کار نبوده، در سرودهای زرتشت (گات ها) هیچگاه پرسش و پاسخی بین زرتشت و خداوند وجود ندارد که اهورامزدا پاسخ داده باشد [اینها را از متن پاسخ ها گردآوری نموده ام]؛ پس اگر هر شخصیتی که سخنانی بشردوستانه و مبتنی بر فلسفه اخلاق گفته را پیامبر بدانیم و از آن ها پیروی کنیم. در این صورت نیازی نیست که خود را درگیر شخصی به نام زرتشت که بسیار کهن بوده، بنماییم.

 


پاسخ :
جناب نیکنام شما در پاسخ ها، بارها زرتشت را پیامبری دانسته اید که از سوی خداوند به پیامبری برگزیده شده است. لطفا تعریف دقیق خود را از واژه «پیامبر» بازگو کنید؛ زیرا می فرمایید که او کتاب آسمانی ندارد، معجزه ای نداشته است، وحی برای زرتشت در کار نبوده، در سرودهای زرتشت (گات ها) هیچگاه پرسش و پاسخی بین زرتشت و خداوند وجود ندارد که اهورامزدا پاسخ داده باشد [اینها را از متن پاسخ ها گردآوری نموده ام]؛ پس اگر هر شخصیتی که سخنانی بشردوستانه و مبتنی بر فلسفه اخلاق گفته را پیامبر بدانیم و از آن ها پیروی کنیم. در این صورت نیازی نیست که خود را درگیر شخصی به نام زرتشت که بسیار کهن بوده، بنماییم.       پاسخ :   زرتشت در هات ۲۹ از یسنا که سرود دوم از گات ها می باشد. از سوی اهورامزدا(:خداوند جان و خرد)که نماد دانایی و خرد است به پیام رسانی و راهنمایی مردم برگزیده شده است.   او همانند برخی از پیامبران، از شیوه «وحی» برخوردار نشده وفرشته ای (:الهه) بین او وخداوند پیام رسانی نکرده است.     «اهورامزدا» خداوندِ بینش زرتشت، در آسمان ها زندگی نمی کند که سرودهایش از آن سو به زمین برسد. اهورامزدا نماد دانایی، آگاهی و توانایی بوده که در همه هستی جاری است.   فروزه اهورایی که همان "خرد ودانایی" است در نهاد همه مرتوگان(:بشر) نیز نهفته شده است. به همین روی زرتشت پس از کنکاشی در زندگی مرتوها(:مردم) آن روزگار، از «فروهر»(:فروزه اهورایی درون خویش) پرسش کرده وفلسفه آنچه را دریافت کرده است به دیگران نیز یادآوری و سفارش کرده است. نه اینکه دستوری داده باشد و پیام خدای جباری را به مرتوگان رسانده باشد که در عرش آسمان ها جای گرفته است.   اگر ملاک پیامبر شدن، داشتن وحی و معجزه های شگفت انگیز باشد، پس چه نیکوتر که زرتشت را آموزگاری بدانیم که با روشنایی وفروغی که در سرودهایش به یادگار مانده است. شاگردان خود را به سوی پله های پیشرفت و کسب دانش راهنمایی کرده تا از پندارهای نادرست و خرافات دوری گزینند. وگرنه او را پیام آوری بدانیم که پس از اندیشه کردن در باره چیستی های هنجار هستی،  به شناخت درونی دست یافته وبا گفتاری شیوا، بینش خویش را به مرتوگان درجهان پیشکش کرده است.  شاید این شیوه پیام رسانی، ویژه اهورامزدا، خداوند دانایی بوده است که بر سرزمین ایران سروری داشته وخواستار بوده تا اینگونه ایرانیان را به شادی، ارامش، سرفرازی و بهروزی رسانده باشد. 
27

موبد نیکنام گرامی، فرمودید، اشوزرتشت به خوردن، نوشیدن و پوشیدن افراد کاری نداشته است، چرا از نوشیدن شراب سُکرآور منع شده ایم ودر بندی از گاتها بدان اشاره شده است.


پرسش :

موبد نیکنام گرامی، فرمودید، اشوزرتشت به خوردن، نوشیدن و پوشیدن افراد کاری نداشته است، چرا از نوشیدن شراب سُکرآور منع شده ایم ودر بندی از گاتها بدان اشاره شده است.


پاسخ :
  ناگفته پیداست که بینش و پیام اشوزرتشت، به چگونگی خوردن، آشامیدن و کارهای روزانه مَرتو(:انسان)اشاره ای نکرده است. به همین روی دستور(:احکام) ویژه ای نیز برای برای زندگی مرتوگان(:مردمان، بشر) به سفارش"اشوزرتشت" از آن روزگار به یادگار نمانده است.   آشکار است گونه ای خوراکی را «شایسته» ندانسته و سفارش نکرده و خوردنی دیگر را نیز«ناشایست» (منع) نکرده بلکه گزینش آن را به خردِ رسا و دانش هر روزگاری واگذار کرده است.   زرتشت در هات ۳۲ بند ۱۴ و درهات ۴۸ بند ۱۰ از یسنا (سرود پنجم گاتها)، اشاره به آیینی ویژه و نادرست کرده است که برخی مرتوها در آن روزگار، به سفارش پیشوایان دروغین، برای خشنودی خدایان پنداری خویش برپا می داشتند.    در چنین آیینی که شاید در تراداد(:سنت) مهرپرستان بوده است. گاو را قربانی می کردند، اندکی از گوشت آن را برآتش گذاشته، خون قربانی را با نوشابه ای سُکرآور که از گیاهی ناشناخته فراهم می شده درآمیخته، می نوشیدند. آنگاه فریاد زده و شادی می کردند تا به باور کاهنان آن روزگار، خدایان خشمگین را خشنود سازند چون مایل بودند از آن پس؛ بیماری، آفت، زلزله، آتشفشان وبدی ها به سراغشان نیاید!    زرتشت، آموزگار و پیام گوی ایرانی، در گفتار خود این شیوه را نادرست و نکوهش کرده، کار آنان را گناهی بزرگ می شمارد.         ReplyForward
28

درود موبد نیکنام گرامی، آیا یک زرتشتی باید خود را بنده خدا بنامد؟


پرسش :

درود موبد نیکنام گرامی، آیا یک زرتشتی باید خود را بنده خدا بنامد؟


پاسخ :
   درود برشما، اگر تفسیر واژه « بنده»، به چمار(:معنی) نوکر، اسیر، غلام و سرسپرده خداوند باشد، خیر‌؛ دربینش زرتشت کسی بنده خدا نیست.   گفتنی است در بینش اشوزرتشت، مرتو(:انسان) به شوه(:دلیل) بهره گیری ازخرد وآزادی گزینش، شایستگی دارد تا خودش راه نیک و بد را در زندگی برگزیند.   چنانچه برای رسیدن به زندگی بهتر، شادتر، وسازنده تر که آرمان همگانی است. آرامش وآسایش را برای خود ودیگران فراهم سازد.  این مرتو بیگمان در راستای هنجار راستی(:اشا) گام برداشته وجایگاه باشکوه مرتوگانی خویش را به نیکی دریافته است.    بنابراین او یار، دوست، و همراه خداوند خواهد بود زیرا با آرمان وآماج اهورامزدا(:دانایی وآگاهی بیکران هستی مند) هماهنگی داشته است.   ناگفته پیداست چنانچه با کژاندیشی و بدگفتاری، رفتار وکردارش سبب آزار و آسیب به دیگران باشد، او دشمن دانایی و آگاهی بوده؛ با پیشرفت، تازگی وسازندگی زندگی همگان همسو نیست وبا چنین رفتاری، با فروزه وجایگاهِ دانایی اهورامزدا هم خوانی نخواهد داشت.         ReplyForward
29

مراحل عرفان در دین زرتشت چگونه است؟ موبد نیکنام گرامی


پرسش :

مراحل عرفان در دین زرتشت چگونه است؟ موبد نیکنام گرامی


پاسخ :
  شناخت خداوند، پرورش و پویایی ویژگی های نیک رفتاری و«نزدیك شدن به اهورامزدا»،(:دانایی وآگاهی بیکران هستی مند)برترین آماج(:هدفِ) سفارش شده اَشوزرتشت در زندگی مَرتو(:انسان) است. آموزگار وپیام آور ایرانی باور داردكه اگر مرتوگان(:بشر) رفتار خود را به شش فروزه یی كه ازخداوند سرچشمه گرفته هماهنگ سازد، گذری به هفتمین گام نیز خواهد داشت و به جایی خواهد رسید كه سعدی نیز به آن اشاره کرده است: « رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تاچه حد است، مقام آدمیت»    نخستین گام: «وَهومن» یا منش نیك است، این واژه در گویش پارسی به بهمن دگرگون(:تبدیل) شده است. نیك اندیشی یكی از فروزه های دانایی وآگاهی(خداوند) است كه مرتو نیز بایستی در نخستین گام آن رادر خود پرورش دهد. گام دوم: گزینش «اَشَه وَهیشْتَه» یا بهترین اشویی (:راستی ودرستی) است كه در گویش پارسی به اردیبهشت دگرگون شده است. اشویی هنجار یگانه(:مطلق) وتوانایی نظم بخشیدن است، این فروزه نیز درمرتو كوششی برای هماهنگی در رفتار بر پایه اشویی، به چِمار پیوستن به راستی در اندیشه، گفتار وکردار است. گام سوم:«خْشَترَه وَئیریَه» كه در گویش پارسی به شهریور تبدیل شده است توانایی مینوی و پادشاهی بر خود است، توانایی گذشت و مهربانی، توانایی وارسی(:كنترل)رفتار ناهنجار ،  توانایی پشتیبانی از راستی و کارزار(:مبارزه)با دروغ، توانایی: رسیدن به آزادی و آزاد منشی است گام چهارم: فروزة «مهرورزی» است كه در گات ها به گونه«سپنتَه آرَمئی تی» بیان شده و در پارسی به سپندارمذ یا اسپند تبدیل شده است. در بینش اشوزرتشت رابطه بین مرتو وخدا(:دانایی وآگاهی) در راستای دوستی و مهر است نه از روی ترس و بیداد، بنابراین شایسته است تا هرکس فروزه«مهرورزی» را در خود افزایش دهد، خویشتن داری، گذشت، فروتنی، مهربانی، بخشندگی و دهشمندی از پرتوهای این فروزه هستند. گام پنجم:به ریخت(:شکل)«هَه اوروَتات» آمده  آمده  ودر گویش پارسی به گونه خورداد بیان شده است، در این گام  رسایی وكمال در مرتو پدیدار خواهد شد و او را اندک اندک  به موتوی  آرمانی نزدیك خواهد كرد. درگام های رازوری(:عرفان) زرتشتی،  رسایی با  جاودانگی «امرداد» كه ششمین گام  است، به هم  پیوسته می باشند. آشکار است که  اگر مرتو  به رسایی برسد، «بی مرگی» مینوی نه مادی نیز فراخواهد رسید. «اَمِرَه تات»  كه در پارسی به ریخت  امرداد آمده، به چِمار جاودانگی است،   هر مرتو بر پایه هنجاری كه در سرشت او پیش بینی شده است به گونه یی دیگر و به گونه ای همچند(:طور نسبی) جاودانه خواهد شد. هفتمین گام: در راه  رازوری  و شناخت اهورا، «سرَئوشَه»  است این واژه در فارسی به گونه «سروش» بیان شده است، نور حقیقت و ندای اهورایی است كه چون مشعلی، نهادمرتو  و دیده دل رازور(:عارف) را روشن خواهد كرد، در این گام مرتو به جایگاه«سپنتامن»(:منش سپند وبرتر) دست خواهد یافت.    بنابراین در كنارِكار وكوشش،  وكوشش،  مرتو توانایی دارد تا گام های هفت گانه رازوری  را نیز  سپری کند، فروزه هایی چون پاكی و راستی، توانایی سازنده و مهرورزی پویا خواهد شد تا رسایی و پایندگی در نهاد او فزونی یابد.  
30

در باور زرتشتی اعتقاد به دو گوهر همزاد و متضاد كه هر یك بسته به موقعیت در اندیشه آدمی به شكل خوب یا بد بروز می كند وجود دارد جناب نیکنام پس هیچ عمل یا فکری مطلقا بد یا خوب نیست بنابراین چرا در آیین زرتشتی دروغ کلا ناپسند شمرده شده و مثلا دروغ مصلحت آمیز، جایز نمی باشد؟


پرسش :

در باور زرتشتی اعتقاد به دو گوهر همزاد و متضاد كه هر یك بسته به موقعیت در اندیشه آدمی به شكل خوب یا بد بروز می كند وجود دارد جناب نیکنام پس هیچ عمل یا فکری مطلقا بد یا خوب نیست بنابراین چرا در آیین زرتشتی دروغ کلا ناپسند شمرده شده و مثلا دروغ مصلحت آمیز، جایز نمی باشد؟


پاسخ :
  سرچشمه دروغ، برخورد دو گوهر همزاد است که در اندیشه مَرتو(:انسان) بی دانش ونادان به وجود می آید. که انگره مینو نام دارد و در گویش پارسی به اهریمن دگرگون شده است. اندیشه اهریمنی که زاده شده کژاندیشان است، خودبه خود در هستی پدیدار نشده است بلکه مرتوی نادان ونابخرد سبب پیدایش آن بوده و "بدی" نام دارد. این بدی پیش از این درساختار هستی نبوده بلکه مرتوی کژاندیش آن را پدید آورده است.   مرتوی دانا، آگاه ونیک اندیش، از آمیختگی دو گوهر همزاد دراندیشه خویش، نیکی وراستی را پویا می سازد که سپنته مینو(:منش سازنده) نام دارد. چون بینش اشوزرتشت تنها بر هنجاراستی(:اَشا) استواراست کسی که خود را پیرو چنین آیینی می داند، هیچگاه به دنبال دروغ که آزار دهنده و آسیب رسان است نخواهد رفت. در راستای هنجار راستی درهستی، زرتشتیان از دروغ مصلحت آمیز نیز پرهیز می کنند زیرا  شایستگی(:مصلحت) مَرتو (:انسان) در برقراری و گسترش راستی و همراه شدن با اَشا است وآن مصلحتی که پایه آن بر دروغ استوار باشد را نمی پسندند.
31

موبد نیکنام، قـانـون اَشـا را كـه زرتشت به آن اشاره كرده با چه چیزی در ادیان دیگر برابر می دانید؟


پرسش :

موبد نیکنام، قـانـون اَشـا را كـه زرتشت به آن اشاره كرده با چه چیزی در ادیان دیگر برابر می دانید؟


پاسخ :
  بیگمـان هـر دیـن و آیینی، جهـان بینی ویژه خود را دارد و برپایه آن پیروانی را از روزگار باستان گردهم آورده است. جهان بینی های دین ها وفرهنگ ها بدان شوه(:دلیل) گوناگون است كه با فرهنگ، باورها، استوره وتمدن های مرتوها(:مردم) در روزگار پیامبر وبا سرزمین هایی جداگانه فراهم شده وبا آن ویژه ها هماهنگ است.   دراین راستا هر یك از پیام آوران، عارفان(:رازوران) وحکیمان(:فلاسفه)، به هنجار(:نظم وقانون) در زندگی اشاره كرده اند. که برخی به ریخت(:شکل) دستور(:احکام) نیز به یادگار مانده است.    نگرش دین زرتشت به جهان هستی، پیروی و پیوستن به هنجاری درست وپایدار است که «اَشا» نام دارد. در بینش پیام آور وآموزگار ایرانی، خداوند جان و خرد، جهان را براساس هنجاری آفریده كه بر تمام هستی پایدار است.   هیچ پدیده یی از اتم تاكهكشان وجود ندارد كه بر پایه این هنجار هماهنگ استوار نباشد. در جهان بینی اشوزرتشت مرتوگان(:بشر) نیز بایستی خود را با هنجار هستی(:اشا)، همگام و همراه سازد. باور کند که در این هنجار جایگاه ویژه و ارزشمندی دارد که اگر آن را دریابد، هویت انسانی هنجارمند را خواهد داشت. راستی ودرستی، مهر و فروتنی، گذشت وفداکاری همراه با فروزه های نیك مرتوگانی را در خویش پرورش دهد. تا "اشو" به چم(:معنی) پیرو راستی گردد. به همه چنین مرتوهایی "اشوان" به چم راستکاران گفته می شود.   بیگمان این رویکرد فلسفی در دین های دیگر به ریختی(:شکلی) که آموزگار ایرانی به نام "اشا" به آن اشاره داشته، نیامده است.
32

جناب نیکنام، آیا دردین زرتشت، سخن و یا سفارشی برای پذیرفتن و یا گسترش این دین شده است؟  آیا گرویدن به این دین برای همه امکان پذیر است؟  از کسی که بخواهد به این دین در آید چه برخوردی خواهد شد؟


پرسش :

جناب نیکنام، آیا دردین زرتشت، سخن و یا سفارشی برای پذیرفتن و یا گسترش این دین شده است؟  آیا گرویدن به این دین برای همه امکان پذیر است؟  از کسی که بخواهد به این دین در آید چه برخوردی خواهد شد؟


پاسخ :
سراسِراندیشه و بینش زرتشت برای گسترش آیین راستی و خرد ومبارزه با اندیشه های پنداری ونادرست است. واین رویکرد یکی از سفارش های رستگاری بخشِ نخستین دینِ یکتانگری در جهان است.   زرتشت باور دارد که هرمَرتو(:انسان) که به دین راستی وخرد باورمند شده است، خویشکاری(:وظیفه) دارد تا در برانداختن کژاندیشی و فراخواندن(:دعوت) دیگران به آیین خردمندی کوشش کنند.   اشوزرتشت در یکی از بندهای گات ها می فرماید: «بهترین نیکی به دانشمندی برسد، که پیام راستین مرا، پیامی که از روی آیین راستی به رسایی و جاودانی، به کمال بی زوال می رساند، به مردم برساند وبفهماند، برای چنین کسی شهریاری خدای دانا در پرتوِ منشِ نیک گسترش پیدا خواهد کرد».   پذیرش این دین برای همه شدنی است، آشکار است که نه با زور(:اجبار) بلکه با گزینش از روی آزادی و با خواسته هرکس که در راستای خردمندی باشد. زیرا درهاتِ دیگری از«گات ها»زرتشت می فرماید:«بهترین گفته ها رابه گوش بشنوید، با اندیشهای ژرف به آن پیام بنگرید، سپس هرمرد و زن از شما، راه زندگی و دین خویش را با اختیاربرگزیند»   چگونه می توان باور به پیام زرتشت را درخود پرورش داد وچه برخوردی خواهد شد،؟ پیش از این در همین درگاه جستاری به نام "زرتشتی بودنی است، شدنی نیست" بیان شده است.
33

 

با سلام، آقای موبد نیکنام. اگر هدف زندگی همه ما مصداق این مصراع است: «مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه است»...پس چه نیازی به داشتن یک دین مشخص داریم، همین که بر اساس فطرت پاک عمل کنیم کافی نیست و خداوند از ما قبول نمی کند؟


پرسش :

 

با سلام، آقای موبد نیکنام. اگر هدف زندگی همه ما مصداق این مصراع است: «مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه است»...پس چه نیازی به داشتن یک دین مشخص داریم، همین که بر اساس فطرت پاک عمل کنیم کافی نیست و خداوند از ما قبول نمی کند؟


پاسخ :
  بیگمان همین است که شما نیز اشاره کرده اید ولی بسیاری ازمرتوها(:مردم) هنوز این برداشت نیک را درباره جایگاه خداوند ندارند. آنها در کعبه و بتخانه مقصودشان«تو» نیست وخواستارنزدیک شدن به پرورگار یکتا نیستند.   آنان از برخی باورها، اندیشه و نگرشِ روزگارانِ گذشته یاد می کنند که روزگاری به ریخت(:شکل) دین پایه ریزی شده و پیروان خود را به کارهایی شگفت انگیز وگاهی خرافی فراخوانده اند. پیروان دین های دیگر را نمی پذیرند. دستور مبارزه، برخورد نادرست وگاهی کشتار پیروان دین های دیگر را کرداری شایسته می دانند بنابراین آنها سبب پس ماندگی مرتوگان(:بشر) شده اند، پندارگرایی، برداشت نادرست از دین، و جنگ و ستیز بین مرتوگان را پیش آورده اند.   آنچنان که حافظ نیز به روزگار خود چنین شیوه ای را باور داشته و چنین گفته است: «جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه... چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند».
34

جناب نیکنام، آیا زرتشت ادعا می کند دین کاملی است؟ اگر این ادعا را دارد دلیلش چیست؟


پرسش :

جناب نیکنام، آیا زرتشت ادعا می کند دین کاملی است؟ اگر این ادعا را دارد دلیلش چیست؟


پاسخ :
  زرتشت در سروده هایش، هیچگونه  هماوردخواهی(:ادعایی)، در هیچ موردی نکرده است. او بامرتوها(:مردم) سخن می گوید و باور دارد که همه با آزادی واختیار، در هر زمان و هرجایگاهی که باشند، پروانه(:اجازه) دارند به ارزش های مرتوگانی(:انسانی) برسند. هرکس شایستگی دارد با داشتن رفتار وکردار نیک وسخنی شیوا و درست، که برگرفته از اندیشه نیک وخرد رسا است. زندگی خویش را سپری کند واین شیوه برای رسیدن به جایگاه باشکوه مرتوگانی بسنده است.   رسایی(:‌کامل بودن) یک دین به چَِمار(:معنی) چیست؟ بزرگمهرمی گوید: «همه چیز را همگان دانند و همگان تاکنون از مادر نزاده اند». اگر بپذیریم که جهان در روزگاری به دین و فلسفه ای رسا برای زندگی مرتوگان(:بشر) دست یافته است، ازآن پس به هیچ نسک(:کتاب)، آموزشگاه، دانشگاه، پژوهش و دانشمندی نیاز نخواهیم داشت تا برآن شوند تا راهکاری تازه وگویا برای زندگی مرتوگان پدید آورند و او را به سوی رسایی (:تکامل) وپیشرفت رهنمون باشند.   زرتشت با پدیدارساختن آموزه هایی که بنیان آن راستی، برابری، آزادی وخردمندی است، به خرد هر مَرتو(:انسان) پروانه می دهد که در هر مکان با یاری از دانش زمان، رسا بودن زندگی خویش ودیگران را اندک اندک آزمایش کند نه اینکه چشم بسته، با پندار به اینکه کدام دین وسخنانی بالاتر وکامل تر است! به آن روی آورد.
35

آقای کورش نیکنام درود، خالق انگره مینو - اهریمن - کیست؟ و انگره مینو درمقابل چه کسی قراردارد؟


پرسش :

آقای کورش نیکنام درود، خالق انگره مینو - اهریمن - کیست؟ و انگره مینو درمقابل چه کسی قراردارد؟


پاسخ :
  درود برشما، «اَنگره مینو» که در گویش پارسی به آن «اهریمن» گفته شده است به چِمار (:معنی)  منش ویران ساز و کژاندیشی است که درپی برخورد دو نیروی «همزاد و ناهمگون» در نهاد مَرتو(:انسان) پدیدار می شود. بنابراین پدیدآورنده(:خالق) اهریمن، خداوند نیست بلکه این پدیده ویران ساز، تراوش یافته ذهن موتوگانی است که از دانایی بهره ندارند و از احساس ناپاک و پندارهای نادرست بهره می گیرند.   آنکه از دانایی بهره گرفته باشد، به جای انگره مینو که اندیشه تباه کننده است. منش پاک و سازنده «سپنتا مینو» را درنهاد و باور خود پدیدار خواهد ساخت.   بنابراین آفریدگار(:خالق) نیک اندیشی و بد اندیشی، هردو مرتو(:انسان) است یکی نیک اندیش را ودیگری بد اندیشی را گزینش کرده است. فروزه اهریمنی در برابر سپنتامینو قرار گرفته است، اهریمن نه در برابر اهورامزدا جای دارد و نه روبروی  کسی دیگرایستاده است. «اهورامزدا» (:دانایی وآگاهی‌ بیکران هستی بخش) است. آفریدگار همه نیکی ها در هستی می باشد چون از فروزه "دانایی" به جز نیکی تراوش نخواهد شد،   از این سرچشمه«دوگوهر همزاد و ناهمگون» که هردو نیروی مورد نیاز فرآیند هستی می باشند پدیدار شده است، «مثبت و منفی»، »کشش و رانش»، »تز و آنتی تز»، «کنش و واکنش»، «گرمی و سردی»، «سیاهی و سپیدی»، نمونه هایی از این دو فروزه می باشند که هیچکدام بد آفریده نشده اند.
36

 

 با توجه به پاسخ هایتان، دکتر نیکنام چگونه می توان خداوند را خالق مطلق دانست؟ اگر به گفته شما خالق بداندیشی در انسان خداوند نیست بلکه «انگره مینو» بخش منفی و غیر سازنده اندیشه انسان است و خالق آن انسان بد اندیش است. در این صورت خالق مطلق بودن خداوند نقض نمی شود؟ شاید مفهوم  مطلق بودن خداوند در فلسفه دین زرتشتی با مفهوم آن در ادیان ابراهیمی تفاوت دارد، لطفا توضیح دهید.


پرسش :

 

 با توجه به پاسخ هایتان، دکتر نیکنام چگونه می توان خداوند را خالق مطلق دانست؟ اگر به گفته شما خالق بداندیشی در انسان خداوند نیست بلکه «انگره مینو» بخش منفی و غیر سازنده اندیشه انسان است و خالق آن انسان بد اندیش است. در این صورت خالق مطلق بودن خداوند نقض نمی شود؟ شاید مفهوم  مطلق بودن خداوند در فلسفه دین زرتشتی با مفهوم آن در ادیان ابراهیمی تفاوت دارد، لطفا توضیح دهید.


پاسخ :
دوست گرامی، مَرتو(:انسان) در گذر زمان با اندیشه و خردِ خویش که به گفته فردوسی:  «نخستین فطرت پسین شمار / تویی خویشتن را به بازی مدار». آماج(:هدف) آفرینش راپی گیری و دنبال کرده است.   در فلسفه زرتشت، مرتوگان(:بشر) پیوسته یار، هماهنگ وهمراه خداوند بوده است. بنابراین شیوه زندگی را از دَد منشی (:وحشی گری) وشکار جاندران آغاز کرده و آنچنان دنبال کرده واکنون به دانش و هنری دست یافته است که من و شما در اندک زمان کوتاهی بتوانیم در هرسوی جهان، به سادگی با یکدیگر گفتگو کرده ودیدار داشته باشیم انگار که در کنارهم زندگی می کنیم.  چنانچه همه اینها را خداوند آفریده است! پس چرا از ملیون ها سال پیش مرتوگان به اینترنت خدا آفریده دسترسی پیدا نکردند؟ زیرا مَرتوی نوآور(:مخترع)، پیدا کننده (:کاشف)، نوآفرین (:مبتکر)به یاری دانش وآگاهی(اهورامزدا) پدید آورنده و آفریننده بسیاری از پدیده ها، هنر ها، زیبایی ها و رویدادهای مورد نیاز خود بوده که با بهره گیری از خرد و دانش همگانی در زمان خود روی داده است.   آفریننده یکتا (:خالق مطلق) بودن در اندیشه ایرانی به چِمار(:معنی) پدیدار شدن هستی تنهابا اراده یک سرچشمه با فروزگی(:صفت) دانایی و خرد است که در بینش زرتشت «اهورامزدا» نام گرفته است. آشکار است در کنار چنین خدایی ( فروغ دانایی، آگاهی وخرد) که پروردگاریکتا نام دارد. خدایانی دیگر، بت ها، فرشتگان، حواریون، جن و پری جایگاهی نداشته اند. آری، مرتوگان با خرد خود می تواند کارهای خوب و بدی را انجام دهد که از اندیشه نیک یا بد او سرچشمه داشته و خداوند در پدیدار شدن آن کاره ای نبوده است. برخی از این اندیشه هاو کارهای نیک  مرتوگان، اهورایی است و پاره ای نیز از اندیشه اهریمنی می باشد که از پندار نادرست مرتو(:انسان) سرچشمه گرفته که ویران کننده است. مرتو درهرگام و هرگاهی دارای آزادی است که نیک اندیشی را برگزیند و آفریینده کارهای نیک باشد و یا به نیروهای اهریمنی نهاد و سرشت خود بها داده وآن را برتر شمارد، آنگاه است که با گفتار وکردار بد خود، به زندگی دیگران و جهان هستی آسیب خواهد رسانید.
37

درود آقای نیکنام، آیا گزاره «اندیشه نیک، گفتار نیک وکردار نیک» سخن خود زرتشت است، زیرا من آن را در گاتاها به همین صورت ندیدم؟


پرسش :

درود آقای نیکنام، آیا گزاره «اندیشه نیک، گفتار نیک وکردار نیک» سخن خود زرتشت است، زیرا من آن را در گاتاها به همین صورت ندیدم؟


پاسخ :
درود برشما، اندیشه نیک که در سرودهای زرتشت، گات ها به ریخت (شکل)، « وهومَنَنَگها»، «وَنگهِه اوش مَنَنگهو» «وهومَنَه» آمده در بسیاری از بندها یادآوری شده است. گفتار نیک به ریخت« اوخذاییش»، «وهو وَچَنگها»، «وَچَه هی چا»آمده وکردارنیک نیز به ریخت « شکیَه اوتنا» آمده که در جای جای پیام زرتشت اشاره شده است، در برخی ازبند ها: (بند۳ ازهات ۳۰) و (بند۳ از هات ۵۱) و (بند ۲۱ از هات ۵۱) هر سه واژه اندیشه، گفتار و کردار نیک باهم به کار گرفته وستایش شده است.
38

استادنیکنام من باور قوی به دین زرتشت آوردم و گات ها چندین بار خواندم و با شگفتی دانش اشو زرتشت را پذیرفتم ولی در گات ها نیز سخنان تبلیغ راستی و پیکار با دروغ زده شد که انگار با این دین نیزمانند دیگر دین ها باید برای درستی اندیشه ام با دیگران ستیز داشته باشم!  چنین است؟ 


پرسش :

استادنیکنام من باور قوی به دین زرتشت آوردم و گات ها چندین بار خواندم و با شگفتی دانش اشو زرتشت را پذیرفتم ولی در گات ها نیز سخنان تبلیغ راستی و پیکار با دروغ زده شد که انگار با این دین نیزمانند دیگر دین ها باید برای درستی اندیشه ام با دیگران ستیز داشته باشم!  چنین است؟ 


پاسخ :
خیر، زرتشت در سرودهایش سفارش می کند که شایسته است هرکس به دانایی روی آورد و آیین راستی را که برپایه خردمندی است خواستار شود چون با این شیوه زندگی خوب وبا آسایش همراه با روانی آرام خواهد داشت. اودر سرودهایی اشاره به کسانی دارد که در آن روزگار پای بند به پندارهای خرافی ونادرست بوده اند و تلاش او رهایی اینگونه مردم از کارهای ناشایست است که دروند (:پیرودروغ) نام گرفته اند. هیچگاه به راستکاران پروانه نداده است تا با شمشیر وجنگ افزار دروغکاران را نابود کنیم بلکه با اندیشه راستین و سخن خوش بایستی تلاش کرد تا کژاندیشان ونابکاران را به راه راستی فراخواند زیرا بهتر خواهد بود جهانی سرشار از مرتوگان (: انسان) فرهیخته، سازنده ونیکوکار داشته باشیم.
39

درود بر نیکنام گرامی،  چرا اهورامزدا نیکی و بدی را آفرید؟ چرا تنها نیکی را نیافرید؟ اگر راه یکی است و راستی چرا باید بدی هم باشد. تا دوستداران اشا گمراه شوند؟


پرسش :

درود بر نیکنام گرامی،  چرا اهورامزدا نیکی و بدی را آفرید؟ چرا تنها نیکی را نیافرید؟ اگر راه یکی است و راستی چرا باید بدی هم باشد. تا دوستداران اشا گمراه شوند؟


پاسخ :
درود، اهوامزدا با نیکی در سراسرهستی پایدار است و هیچگاه زاینده بدی ها نیست! به چم(: معنی) واژه اهورامزدا بنگریم:  « دانایی وآگاهی بیکران هستی مند» اشوزرتشت نخستین بار به این پدیده پی برده است که سرآغاز وسرانجام هستی است. دانشی بیکران که هیچگاه پایانی نخواهد داشت. هرگاه مرتوگان (: انسان) با دانایی به سراغ چنین خدایی (اهورامزدا) برود وازاو یاری بخواهد، چنانچه برپایه هنجار راستی (: اشا) ومنش نیک (: وهومن) باشد،  فرآورده آن نیکی، مهربانی، شادی، سازندگی، تازگی، خوشبختی، بهروزی وپیشرفت خواهد بود ولی هرگاه براندیشان با کارهای نادرست خویش که برگرفته از نادانی، حسادت، خودپسندی، کینه وخشم باشد از اهورامزدا (دانش بیکران) یاری بجویند. بدی هایی پدیدار خواهد شد که با جنگ وبیداد، یورش وکشتار، خرافه وپندار،  واستفاده جنگ افزار همراه خواهد بود.  بدین روی آفریننده بدی ها، انسان بداندیش وناآگاه است که اگربر روی زمین نباشد هیچگاه بدی پیش نخواهد آمد. برای اینکه دانشی درست پایدار گردد وبدی درهازمان (: جامعه) نباشد. دست به کارشویم تا دانایی راگسترش دهیم. از مزدا (: دانایی وآگاهی بیکران) یاری بجوییم.  
40

استاد نیکنام فرمودید که بهشت پیش از انسان وجود نداشته  است در حالی که در تورات دلیل بیرون راندن آدم از بهشت، حوا بوده است.

نظرتان چیست؟


پرسش :

استاد نیکنام فرمودید که بهشت پیش از انسان وجود نداشته  است در حالی که در تورات دلیل بیرون راندن آدم از بهشت، حوا بوده است.

نظرتان چیست؟


پاسخ :
 درود برشما، ازبینش زرتشت چنین برداشت می شود که بهشت از واژه « وَهیشتِم مَنو» اوستایی برگرفته شده است. همان که در بین عرب ها« جَنَت» نامیده می شود. « وَه» همانند بِه،  به چم (: معنی) نیک و خوب است. وَهتَر: بهتر- وَهیشتِم: بهترین است و « مَنو» به چم منش واندیشه می باشد. وهیشتم منو (: بهشت) بهترین فروزه ای خواهد بود که هر کس به آن اندیشه دارد و فراهم شدن آن را پیوسته برای روان خود آرزومی کند، چنین جایگاهی به ریخت (: شکل) مادی نیست بلکه مینوی است. بیگمان روان هرکس درزندگی این جهان نیاز به شادی وآرامش دارد که با کارهای نیک او پدیدار خواهد شد. بنابراین بهشت اندیشه ایرانی رامَرتوگان (: انسان) با اندیشه وکردار خویش فراهم می کند. نه اینکه چشم به راه رسیدن به چنین جایگاهی پس از درگذشتن باشد. به همین روی آزرده شدن روان بداندیش نیزبرگرفته ازکردارِ بداوخواهد بود که با اراده وخواسته خویش به آن خواهد رسید. آن ویژگی را اوستا « دروجو دِمانِه» نامیده  که به چم جایگاه دروغکاران است. 

صفحه‌ها

دوست عزيز اگر پاسخ پرسش خود را نيافتيد آن را برای ما ارسال كنيد

CAPTCHA
کد امنیت را وارد کنید
2 + 16 =
Solve this simple math problem and enter the result. E.g. for 1+3, enter 4.