121

درود آقای نیکنام ، نوشیدن شراب  در دین زتشت چه حکمی  دارد؟  آیا منع شده است


پرسش :

درود آقای نیکنام ، نوشیدن شراب  در دین زتشت چه حکمی  دارد؟  آیا منع شده است


پاسخ :
درود برشما، خوردن، نوشیدن، پوشیدن، خواب رفتن، تن شستن، راه رفتن و نیازهای فردی دیگردر زندگی؛ همه بستگی به خرد افراد دارد که بانگرش به چگونگی زندگی آنان و اینکه در چه آب و هوایی زندگی می کنند، در چه سن و سالی به سر می برند، توانایی جسمی هر یک تا چه اندازه است، چه پیشه یی دارند، تندرستی و بیماری آنان چگونه است. بنابراین با استفاده از هر خوراکی ونوشیدنی آشکاراست که شاید ریخت تن و روانشان همراه باکردارشان دگرگون شود.   در بینش زرتشت هرآنچه به تندرستی، آزرده شدن روان و رفتارمرتو(:انسان) آسیب و زیان وارد سازد، ناشایست بوده و به دور از خرد رسای مرتوگانی است.   پرهیز از اینگونه کارها، دستور دینی(:حکم) نداردکه از نوشته دینی برگرفته شود ویا پیشوای دینی پاسخگو باشد بلکه پیشنهاد خردمندانه و هماهنگ با دانش زمان و مکان را باخود به همراه دارد .
122

درود آقای نیکنام ، نوشیدن شراب  در دین زتشت چه حکمی  دارد؟  آیا منع شده است


پرسش :

درود آقای نیکنام ، نوشیدن شراب  در دین زتشت چه حکمی  دارد؟  آیا منع شده است


پاسخ :
درود برشما، خوردن، نوشیدن، پوشیدن، خواب رفتن، تن شستن، راه رفتن و نیازهای فردی دیگردر زندگی؛ همه بستگی به خرد افراد دارد که بانگرش به چگونگی زندگی آنان و اینکه در چه آب و هوایی زندگی می کنند، در چه سن و سالی به سر می برند، توانایی جسمی هر یک تا چه اندازه است، چه پیشه یی دارند، تندرستی و بیماری آنان چگونه است. بنابراین با استفاده از هر خوراکی ونوشیدنی آشکاراست که شاید ریخت تن و روانشان همراه باکردارشان دگرگون شود.   در بینش زرتشت هرآنچه به تندرستی، آزرده شدن روان و رفتارمرتو(:انسان) آسیب و زیان وارد سازد، ناشایست بوده و به دور از خرد رسای مرتوگانی است.   پرهیز از اینگونه کارها، دستور دینی(:حکم) نداردکه از نوشته دینی برگرفته شود ویا پیشوای دینی پاسخگو باشد بلکه پیشنهاد خردمندانه و هماهنگ با دانش زمان و مکان را باخود به همراه دارد .
123

درود موبد نیکنام، با توجه به اینکه بینش زرتشت تنهادر گاثاها آمده ودر آن احکامی وجود ندارد پرسش های احکامی چگونه پاسخ داده می شود؟


پرسش :

درود موبد نیکنام، با توجه به اینکه بینش زرتشت تنهادر گاثاها آمده ودر آن احکامی وجود ندارد پرسش های احکامی چگونه پاسخ داده می شود؟


پاسخ :
درود برشما، واژه"احکام" جمع حکم بوده که در گویش پارسی به گونه «دستور» و« داد» آمده است.    دستور و داد هایی که باید هر مرتویی(‌:انسانی) در زندگی داشته باشد بایستی برگرفته از قوانین مدنی باشد که نمایندگان درشورای مجلس هرکشور فراهم خواهند کرد و آشکار است که نسبت به هر رویکرد و خواسته تازه ای اندیشمندان به رایزنی پرداخته وبهترین شیوه را پیشنهاد خواهند داد. بیگمان مرتوگانی که قانون مدار و دادخواه باشند با هنجار ودستورهای همگانی دانش پایه پایدار خواهند بود.   ناگفته پیداست که پیشنهادهایی نیز هرزمان به یاری دانش برای بهداشت تن و روان، پاک نگهداشتن پیرامون زیستگاه، خوراک و پوشاک، خواب وبیداری، پاکی وپلیدی و ...داده می شود که همگی در رشته های گوناگون برپایه دانش وتجربه ثابت شده است و به هر هنگام و هرزمان، دانشمندان رشته های گوناگون، پیشنهاد های بهتر وساده تری خواهند داد که اگر از هر پیشنهاد و دستوری پیروی نشود،  بی هنجاری همگانی را در پی خواهد داشت.   به همین روی در بینش زرتشت نیازی نیست مرتو(:انسان) برای یافتن پرسش های زندگی خود به کتاب های دستوری(:احکام) روی آورد بلکه باید داد (:قانون) و داده های پیشنهادشده از دانش زمان را برای رسیدن به زندگی بهتر، سالم تر وشادتر بپذیرد.
124

درود موبد نیکنام، با توجه به اینکه بینش زرتشت تنهادر گاثاها آمده ودر آن احکامی وجود ندارد پرسش های احکامی چگونه پاسخ داده می شود؟


پرسش :

درود موبد نیکنام، با توجه به اینکه بینش زرتشت تنهادر گاثاها آمده ودر آن احکامی وجود ندارد پرسش های احکامی چگونه پاسخ داده می شود؟


پاسخ :
درود برشما، واژه"احکام" جمع حکم بوده که در گویش پارسی به گونه «دستور» و« داد» آمده است.    دستور و داد هایی که باید هر مرتویی(‌:انسانی) در زندگی داشته باشد بایستی برگرفته از قوانین مدنی باشد که نمایندگان درشورای مجلس هرکشور فراهم خواهند کرد و آشکار است که نسبت به هر رویکرد و خواسته تازه ای اندیشمندان به رایزنی پرداخته وبهترین شیوه را پیشنهاد خواهند داد. بیگمان مرتوگانی که قانون مدار و دادخواه باشند با هنجار ودستورهای همگانی دانش پایه پایدار خواهند بود.   ناگفته پیداست که پیشنهادهایی نیز هرزمان به یاری دانش برای بهداشت تن و روان، پاک نگهداشتن پیرامون زیستگاه، خوراک و پوشاک، خواب وبیداری، پاکی وپلیدی و ...داده می شود که همگی در رشته های گوناگون برپایه دانش وتجربه ثابت شده است و به هر هنگام و هرزمان، دانشمندان رشته های گوناگون، پیشنهاد های بهتر وساده تری خواهند داد که اگر از هر پیشنهاد و دستوری پیروی نشود،  بی هنجاری همگانی را در پی خواهد داشت.   به همین روی در بینش زرتشت نیازی نیست مرتو(:انسان) برای یافتن پرسش های زندگی خود به کتاب های دستوری(:احکام) روی آورد بلکه باید داد (:قانون) و داده های پیشنهادشده از دانش زمان را برای رسیدن به زندگی بهتر، سالم تر وشادتر بپذیرد.
125

 درود بر شما آقای نیکنام چرا برخی دین زرتشتی را مزدیسنا می گویند؟


پرسش :

 درود بر شما آقای نیکنام چرا برخی دین زرتشتی را مزدیسنا می گویند؟


پاسخ :
  به روزگار گذشته به پیروان دین یکتایی زرتشت، «زرتشتیان» نمی گفته اند. دین پیروان زرتشت، «مزدیسنا» نام دارد که به چم(:معنی) پرستنده "مزدا" می باشد بنابراین به پیروان این کیش «مزدیسنان» می گفتند.   «مزدا» (:دانایی واگاهی بیکران) خدایی یگانه که سراغاز وسرانجام هستی است وبرای نخستین بار اشوزرتشت آن را شناخت و مرتوها(:مردم) را به ستایش این فروزه (دانایی شکوهمند) فراخواند.   گفتنی است اکنون نیز کسی به پیروان موسی، «موسویان»  نمی گوید ویا به پیروان محمد، «محمدیان» نمی گویند. پژوهشی نداریم که به چه انگیزه واز چه روزگاری به "مزدیسنان" واژه دیگری افزوده شده و آنان را زرتشتی نام گذاشتند.   در برگردان سرودی از اوستا به نام «مَزدَه یَسنو اهمی» می خوانیم: مَزدَه یَسنًو اَهمی، مَزدَه یَسنًو زَرَتوشتریش؛ (مزداپرستم، مزداپرستی که زرتشت سفارش کرده است.)   اعراب به مزداپرستان «مجوس» گفته اند که از واژه «مگه» (دانا) برگرفته شده است. در ادبیات پس ازاسلام در ایران نیز برای توهین به پیروان مزدا، گاهی به آنان «گبر» وگاهی به ناروایی، آتش پرست نیز نامیده اند.
126

موبد نیکنام وضو گرفتن زرتشتیان برای نماز چگونه است؟


پرسش :

موبد نیکنام وضو گرفتن زرتشتیان برای نماز چگونه است؟


پاسخ :
واژه وضو پارسی نیست به جای آن نیاکان ما واژه"پادیاو" را داشته اند.   پادیاو به چم(:معنی) پاکیزگی تن وروان است. در‌ روزگاران گذشته هرگاه تن، پوشش ویازیستگاه نیاکانمان آلوده می گشته است. با کمک پاک کننده هایی که در پرتو دانش آن روز دریافته بودند به پادیاو کردن هریک می پرداخته اند.   آب، بیشترین استفاده در پادیاو را‌ داشته همچنین از خاک وشوینده های دیگر نیز بهره می گرفته اند.   چون بینش زرتشت برپایه تازه شدن وپیشرفت دانش استوار شده است. هرگونه شوینده وپاک کننده ای تازه که سفارش دانش روز بوده و در دسترس نهاده می شود. بیگمان بایستی جایگزین گردد. در ‌شیوه پادیاو نیز نگرش دینی نیامده است که نخست از کجای تن وبدن آغاز گردد و هرجا چند بار و چگونه شستشو داده شود.
127

آقای نیکنام چندی پیش عکسی از گهنبار که در شهریور برگزار می شود در دست خانمی تسبیح بود.

 

آیا زرتشتیان هم در دین خود تسبیح دارند؟


پرسش :

آقای نیکنام چندی پیش عکسی از گهنبار که در شهریور برگزار می شود در دست خانمی تسبیح بود.

 

آیا زرتشتیان هم در دین خود تسبیح دارند؟


پاسخ :
زمزمه کردن سرود هایی از اوستا با آهنگ وشمارگانی ویژه، از دیر باز برای ایرانیان گونه ای از نیایش بوده و باور داشتند آنان را به آرامش فرامی خواند. بنابراین به ابزاری برای یادداشت کردن شماره سرود ها نیاز داشته اند، بیگمان از همان زمان دانه هایی از سنگ های زیبا مانند عقیق، لعل و دیگر مهره های زینتی را برای شمارش گزینش کرده اند.  وشاید پس از این مهره ها را سوراخ کرده و با ریسمان به هم پیوست دادند تا در نیایش ها از آن بهره بگیرند.   سرودهای کوتاه اوستایی که پی درپی خوانده می شوند: «اشم وهو»، «یتااهو»، «ینگهه هاتام» و گزیده ای از یشت ها است. شماره های سپندینه (:مقدس) نیز در باور ترادادی(:سنتی) زرتشتیان ۱- ۳- ۷- ۱۳- ۲۱- ۳۳- ۷۲- و ۱۰۱ می باشند. شاید در آن زمان که تازیان به ایران تاختند و به غارت فرهنگ و دارایی ایرانیان پرداختند ابزار شمارش دانه دار را نیز به یادگار بردند ونام آن را تسبیح گذاشتند.   گفتنی است که تسبیح کنونی از «۳»  گروه با «۳۳» مهره پیوسته شده که با دومهره پیوند دهنده بین گروه ها باهم  «۱۰۱» دانه را تشکیل داده اند که همگی از شماره های سپند باور ایرانیان است
128

درود بر شما  آقای نیکنام آیا حافظ هم به دین زرتشت روی آورد؟


پرسش :

درود بر شما  آقای نیکنام آیا حافظ هم به دین زرتشت روی آورد؟


پاسخ :
حافظ به فلسفه چند دین و آیین اشاره می کند و از برخی از آنها به خوبی یاد می کند به ویژه آیین مهر را دوست دارد و به بینش زرتشت نیز اشغ می ورزد ولی هیچگاه بیان نمی کند که پیرو چه دینی شده است. او خود را یک رند پاکباخته و رهرو راه راستی می داند و بارها از فرهنگ خردورزی، سادگی، مهربانی وپارسایی در فرهنگ گذشته ایران یاد می کند.   در بسیاری از غزل های خویش از پیرمغان (مغ = مَگه = دانایی= موبد) یاد می کند و اندیشه دارد تا راه و شیوه او را دنبال کند، برخی از بیت های او چنین است: مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ که وعده تو کردی و او به جای آورد.   از آن به دیر مغانم عزیز می دارند که آتشی که نمیرد همیشه، دردل ماست.   حلقه پیر مغان از ازلم در گوش است ماهمان حلقه بگوشیم و همان خواهد بود    دولت پیر مغان باد که باقی سهل است دیگری کو برو و نام من از یاد ببر    مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش کوبه تایید نظر حل معما می کرد   بنده پیر مغانم که زجهلم برهاند پیر ما هرچه کند عین عنایت باشد   آن روز در دلم معنی گشوده شد کز ساکنان درگه پیر مغان شدم   در خرابات مغان نور خدا می بینم وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم   به باغ تازه کن آیین دین زرتشتی کنون که لاله برافروخت آتش نمرود
129

درود برشما موبد نیکنام نظر شما در مورد کتابهای اوستا برگردان استاد پور داوود چیست؟  می توان این مجموعه را کاملترین دانست؟


پرسش :

درود برشما موبد نیکنام نظر شما در مورد کتابهای اوستا برگردان استاد پور داوود چیست؟  می توان این مجموعه را کاملترین دانست؟


پاسخ :
درود، استاد پور داوود یکی از پژوهشگران نامدار وبرجسته در فرهنگ ایران باستان وگنجینه اوستایی است. نسک ونوشته های ایشان یکی از منابع با ارزش برای پژوهش در فرهنگ ومیراث باستانی ایران به شمار می آید. گفتنی است که پورداوود نخستین ایرانی پژوهنده در زبان اوستا و برگردان کننده بخش های گوناگون اوستا به زبان پارسی است.    برگردان های ایشان هرچند از جایگاه ویژه ای برخوردار است ولی نمی توان آنها را کامل ترین برگردان ها دانست زیرا پس از آن زنده یاد نیز برگردان و تفسیرهای گوناگون و ارزشمندی پیرامون گنجینه اوستا در ایران و خارج ازکشور پدید آمده است که هرکدام در شناسایی فرهنگ اوستا ودین زرتشت با نگرشی تازه به واژگان اوستایی ودستور زبان آن از ارزش بالایی برخوردار است.
130

درود برموبد نیکنام. مانتره به معنی  چیست؟


پرسش :

درود برموبد نیکنام. مانتره به معنی  چیست؟


پاسخ :
درود برشما، مانتره به چمار(:معنی) سخن اندیشه برانگیز وسپند است. این واژه نخستین بار برای ویژگی پیام اشوزرتشت در گات ها به کار رفته است. گفتار و سخنانی که سبب می شود هر شنونده ای را به اندیشه کردن فراخواند تا در باره رویدادهای زندگی و فلسفه هرپیش آمدی، نخست وپیش از هرکاری با خرد خویش رایزنی داشته باشد. زرتشت در سرودهایش گاهی خویش را''مانترن'' نامیده است به چم آموزگاری که با بیان گفته هایش اندیشه ها را دگرگون(:متحول) ساخته است تا از خرافات وپندارهای نادرست، پرهیز داشته باشند.
131

سرور نیکنام درود بر شما، نام کتابی که احکام کامل دین زرتشتی در آن آمده باشد بیان کنید.


پرسش :

سرور نیکنام درود بر شما، نام کتابی که احکام کامل دین زرتشتی در آن آمده باشد بیان کنید.


پاسخ :
درود،، مزدیسنان، دستور دینی(:احکام) ندارند و نباید داشته باشند،  زیرا آموزه های دینی آنان یک رفتار درست وخردمندانه برای مرتوگان(:بشر) است. بدین روی آنچه که درباره دانستنی های روزانه در زندگی می شود، مانند: بهداشت فردی و هازمانی(:اجتماعی)، شستن تن وجامه، خوردن و نوشیدن،  رفتار با کودکان وزنان، خویشکاری(:وظیفه) نسبت به خردسالان وسالخوردگان، برخورد با جانوران، چه خوراکی روا یا نارواست حلال وحرام) است، چه پوششی و با چه رنگی پوشیده شود وهمانند این دستورها را دانش همان رشته، به روزگار وجایی که زندگی می کنند، گزینش وسفارش خواهد کرد.   برای نمونه اگر روزی دانش بهداشت جهانی ثابت کند که برای شستشو به جای صابون، از پرتو(:اشعه) ویژه ای باید استفاده شود، زرتشتیان نخواهند گفت که در دستورهای دینی آنان نام چنین پرتوی نیامده، بنابراین نارواست(:حرام است). این شیوه برای گزینش های دیگر نیز پایدار است.   گفتنی است دستورهایی هماهنگ بادانش گذشتگان پیرامون بهداشت، درمان، ستاره شناسی(:نجوم)، شیوه مبارزه بابیماری ها، دور کردن مردار از زیستگاه، وگند زدایی ناپاکی ها در ایران باستان و پیش از پیامبری زرتشت وپس از آن وجود داشته که بخشی از آن اکنون در نسک اوستایی«وندیداد» به چشم می خورد. نوشته هایی نیز برخی موبدان در دوران ساسانی و پس از آمدن عرب ها به ایران نگاشته شده مانند'' شایست، ناشایست'' و ''روایت های پهلوی'' که دستورهایی برپایه دانش آن روزگار بوده، تراوش اندیشه نوآوری(:ابتکار) برخی از موبدان آن دوران است.   هرچند چنین دستورهایی برای همان روزگار کارآیی داشته است ولی نسبت به تازگی، خردمندی وآزادی گزینش که در پیام اشوزرتشت برای هر دورانی سفارش شده است، اکنون مناسب نیست.
132

با درود آقای نیکنام آیا رنگ برگزیده ولی سپند در دین زرتشت رنگ سبز است؟ آیا دلیل مشخص تاریخی دارد؟


پرسش :

با درود آقای نیکنام آیا رنگ برگزیده ولی سپند در دین زرتشت رنگ سبز است؟ آیا دلیل مشخص تاریخی دارد؟


پاسخ :
رنگ ویژه فرهنگ زرتشتی سپید است. پوشش نوزاد، پیراهن سدره، جامه اَروس، سفره های آیینی، کلاه و روسری نیایش و پارچه ای که برکالبد درگذشتگان می شود، همه به رنگ سپید است.     رنگ سبز نیز در باور نیاکان ما نماد بی مرگی و جاودانگی(:امرداد) بوده است که آخرین گام رازوری(:عرفان) در آیین مزدیسنان است.   نماد رنگ سبز در برخی از آیین ها مانند آیین گواه گیری(:عقد) ودر رنگ کلاه سبز داماد، روسری سبز اروس، سفره سبز، دستمال سبز ابریشمی، کله قند سبز و شاخه های سرو، استفاده می شود.   درخت سرو نیز در فرهنگ نیاکانمان سمبل«امرداد» و بی مرگی بوده است به همین روی در بسیاری از روستاهای زرتشتی نشین همچنان درخت سرو کهنسالی برپا ایستاده است .
133

با درود آقای نیکنام آیا رنگ برگزیده ولی سپند در دین زرتشت رنگ سبز است؟ آیا دلیل مشخص تاریخی دارد؟


پرسش :

با درود آقای نیکنام آیا رنگ برگزیده ولی سپند در دین زرتشت رنگ سبز است؟ آیا دلیل مشخص تاریخی دارد؟


پاسخ :
رنگ ویژه فرهنگ زرتشتی سپید است. پوشش نوزاد، پیراهن سدره، جامه اَروس، سفره های آیینی، کلاه و روسری نیایش و پارچه ای که برکالبد درگذشتگان می شود، همه به رنگ سپید است.     رنگ سبز نیز در باور نیاکان ما نماد بی مرگی و جاودانگی(:امرداد) بوده است که آخرین گام رازوری(:عرفان) در آیین مزدیسنان است.   نماد رنگ سبز در برخی از آیین ها مانند آیین گواه گیری(:عقد) ودر رنگ کلاه سبز داماد، روسری سبز اروس، سفره سبز، دستمال سبز ابریشمی، کله قند سبز و شاخه های سرو، استفاده می شود.   درخت سرو نیز در فرهنگ نیاکانمان سمبل«امرداد» و بی مرگی بوده است به همین روی در بسیاری از روستاهای زرتشتی نشین همچنان درخت سرو کهنسالی برپا ایستاده است .
134

درود بر استاد نیکنام. خواستم بدانم دين مزدكی همان دين زرتشتی است؟


پرسش :

درود بر استاد نیکنام. خواستم بدانم دين مزدكی همان دين زرتشتی است؟


پاسخ :
درود، مزدک پسر بامداد از موبدان و پیشوایان دینی زرتشتی در زمان ساسانی بوده است که با نابرابری های آن زمان با نگرش به پیام اشوزرتشت ایستادگی(:قیام)کرد و به مبارزه پرداخت.   مزدک یاران و همراهان فراوانی به دست آورد ولی پس از چندی بر آنان یورش آورده و بسیاری از این گروه  رامتلاشی کردند.   روزبه (سلمان پارسی) یکی از بزرگان و دانایان مزدکی بود که از این رویداد جان سالم به در برد او مامور شد تا به سوی سرزمین تازیان که در آن روزگار زیر فرمان پادشاهی ایران بودند برود، نخست مَرتوگان (:مردم) آن سامان را که بادیه نشین بودند به دین و تمدن فراخواند سپس به یاری نیروی جوان تازی، سپاهی آماده سازد تا در برابر حکومت ساسانی ایستادگی کنند. برابری و داد گستری را دوباره به مرتوگان ایران بازگردانند.    با این برنامه برگ های تاریخ به گونه ای دیگر ورق خورد؛ گفتنی است مزدک یک زرتشتی بود و از دانایان این کیش بود که با یارانی که به همراه داشت به دنبال برابری و اصلاح جامعه بود. کار او در ایران نتیجه ای نداشت و فرستاده باورهای او نیز در بیرون از ایران برای رهایی سرانجام دیگری داشت. 
135

درود موبد نیکنام، درباره جایگاه الهه ها در دین زرتشت توضیح بدهید و این که الهه  اناهیتا مربوط به دین زرتشت بوده یاقبل وبعد ازآن


پرسش :

درود موبد نیکنام، درباره جایگاه الهه ها در دین زرتشت توضیح بدهید و این که الهه  اناهیتا مربوط به دین زرتشت بوده یاقبل وبعد ازآن


پاسخ :
  در بینش زرتشت از پدیده ای به نام فرشته(:الهه) یاد نشده است. نیاکان ما برای هریک از پدیده های نیک و ارزشمند که در کنار زندگی آنان بوده است. نامی را برگزیده و «ایزد» می نامیدند (ایزد= یَزَت= یَسنَه= ستایش کردن) نمادهایی بوده اند که درباور نخستین بایستی آنها را درود فرستاد و نیایش کرد. برپایه همین باور، ایزدانی در استورهای کهن ایرانی وجود داشته اند که نام آنها در اوستای«برساد»(بخشی ازخرده اوستا) آمده است. ایزد« میترا»(مهر)،  ایزدبانوی «آناهیتا»(ناهید)، ایزدرشن، ایزداشتاد، ایزد«ورهرام»(بهرام) و... از ایزدان باستانی ایران بوده که هریک به دلیلی موردستایش بوده اند.    ایزد مهر برای ارزش پیمان و دوستی، ایزد آناهیتا نماد آب های پاک و بالنده، ایزد ورهرام برای پیروزشدن در زندگی و... که درپیام زرتشت جایگاهی ندارند ولی در استوره های ایرانی از آنها یاد شده است. هنگامی که زرتشت خدای یکتا«اهورامزدا»(خداوند جان و خرد) را سرآغاز و سرانجام هستی نامید. از اعتبار ستایش ایزدان کاسته شد، از آن پس ستایش نشدند. ولی نام آنها و«یشت ها» سرودهایی که برای آنها وجود داشت همچنان در بخش هایی از اوستا به یادگار مانده است. 
136

درود موبد نیکنام، درباره جایگاه الهه ها در دین زرتشت توضیح بدهید و این که الهه  اناهیتا مربوط به دین زرتشت بوده یاقبل وبعد ازآن


پرسش :

درود موبد نیکنام، درباره جایگاه الهه ها در دین زرتشت توضیح بدهید و این که الهه  اناهیتا مربوط به دین زرتشت بوده یاقبل وبعد ازآن


پاسخ :
  در بینش زرتشت از پدیده ای به نام فرشته(:الهه) یاد نشده است. نیاکان ما برای هریک از پدیده های نیک و ارزشمند که در کنار زندگی آنان بوده است. نامی را برگزیده و «ایزد» می نامیدند (ایزد= یَزَت= یَسنَه= ستایش کردن) نمادهایی بوده اند که درباور نخستین بایستی آنها را درود فرستاد و نیایش کرد. برپایه همین باور، ایزدانی در استورهای کهن ایرانی وجود داشته اند که نام آنها در اوستای«برساد»(بخشی ازخرده اوستا) آمده است. ایزد« میترا»(مهر)،  ایزدبانوی «آناهیتا»(ناهید)، ایزدرشن، ایزداشتاد، ایزد«ورهرام»(بهرام) و... از ایزدان باستانی ایران بوده که هریک به دلیلی موردستایش بوده اند.    ایزد مهر برای ارزش پیمان و دوستی، ایزد آناهیتا نماد آب های پاک و بالنده، ایزد ورهرام برای پیروزشدن در زندگی و... که درپیام زرتشت جایگاهی ندارند ولی در استوره های ایرانی از آنها یاد شده است. هنگامی که زرتشت خدای یکتا«اهورامزدا»(خداوند جان و خرد) را سرآغاز و سرانجام هستی نامید. از اعتبار ستایش ایزدان کاسته شد، از آن پس ستایش نشدند. ولی نام آنها و«یشت ها» سرودهایی که برای آنها وجود داشت همچنان در بخش هایی از اوستا به یادگار مانده است. 
137

موبد نیکنام ارجمند، نظر شما در مورد کتاب روایات آذر فرنبغ چیست؟


پرسش :

موبد نیکنام ارجمند، نظر شما در مورد کتاب روایات آذر فرنبغ چیست؟


پاسخ :
  آذر فرنبغ پسر فرخزاد، یکی ازپیشوایان دینی ودانشمندان زرتشتی در سده سوم هجری بوده با فراخوان(:دعوت)مامون خلیفه عباسی، با کسی گفتگو(:مناظره) داشته است. آنچه در آن نشست به گفته آمده در گزارشی پهلوی به نام(گجستک ابالیش) آمده است.   آذر فرنبغ نویسنده نسکی(:کتابی) در بنیاد(:اصول) دین زرتشتی به نام "آیین نامه" است. گزیده این نوشته پهلوی، به نام نسک چهارم دینکرد در دسترس است. در نوشته های پهلوی، اندرزهایی نیز به آذر فرنبغ نسبت داده اند.   همه اینها از ادبیات واندیشه های موبدان زرتشتی پس از سده ها حمله اعراب به ایران است که یادمان و سرگذشت مبارزه موبدان واندیشمندان با بیداد وستم آن روزگار است.    بیگمان بسیاری از جستار ها که اکنون به نام نوشته های پهلوی به یادگار مانده است، سده ها پس از دوران ساسانی بوده که برخی از آنها به ناچار و از روی ترس  سردمداران متعصب به نگارش آمده است. به هر روی نوشته و پیام هریک از نسک های پهلوی، چنانچه با بینش اشوزرتشت هماهنگ باشد، پذیرفته است. و هرگاه از استوره هایی مانند داستان آفرینش در نسک «بندهش»، بهشت و دوزخ ساختگی در نسک«اردای ویراف نامه»، سفارش به پیوند زناشویی با نزدیکان(ازدواج با محارم) در نسک«روایت امید اشه وهیشته» یاد شود، بیگمان باید یادآوری کرد که چنین باورها ونوشته هایی در فرهنگ زرتشتیان و بینش زرتشت در گات ها، پسندیده نبوده و جایگاهی ندارد.
138

جناب نیکنام. تفاوت مانی و مزدک در اندیشه با زرتشت چیست؟


پرسش :

جناب نیکنام. تفاوت مانی و مزدک در اندیشه با زرتشت چیست؟


پاسخ :
  زرتشت، پیام آور وآموزگار آیین راستی وخرد است که نزدیک به چهار هزار سال پیش برای نخستین بار درجهان به یکتایی پروردگار پی برد و اهورامزدا(خداوند جان وخرد، دانایی وآگاهی بیکران)را به جهانیان آشکارکرد. دین او برپایه خردمندی، راستی، شادی، برابری، آشتی، تازه شدن، سازندگی وپیشرفت استوار شده است.   مانی، بنیانگذار مکتب مانویت است به دوران جوانی دانش وحکمت را از دین های زرتشتی، عیسوی و بودایی آموخت سپس خود را پیغمبر دانست. اندکی در شهرها وکشورهای آسیایی، دین خود را گسترش داد.  به روزگار ساسانی، فیروز برادر شاپور او را پذیرا شد. مانی یکی ازکتاب هایش به نام شاپورگان را به او پیشکش کرد. مدتی بعد مورد بی مهری شاه قرار گرفت و چند گاهی تبیعد شد. مانی در زمان آوارگی در کشورهای چین، هند وتبت به تبلیغ دینش پرداخت. مکتب او ترکیبی از دین های زرتشتی، عیسوی وفرهنگ یونانی وبودایی بود. گفته های او با نقاشی همراه بود تا مرتوها(:مردم) بهتر دینش را درک کنند. بهرام اول، مانی را دستگیر کرد وبه قتل رسانید.   مزدک پسر بامداد از فارس برخاسته بود. آیین او تکمیل کننده دین مانی به ویژه دربخش روشنایی وتاریکی بود درکیش مزدک مانند مانی آنچه اشتیاق روان را به ماده افزایش می داد سرزنش می شد به همین دلیل خوردن گوشت، ناروا(:حرام) بود. قباد پادشاه ساسانی خواهان(:طرفدار) آیین مزدک شد ولی بااختلافی که با موبدان پیدا کرد، مزدک و مزدکیان کشته وپراکنده شدند. برخی پژوهشگران نگرش مزدک را با برابری حقوق انسان ها در بینش زرتشت هماهنگ دانسته و اورا ویراستار(:اصلاح کننده) ویژگی های پیام زرتشت در دوران ساسانی می دانند.
139

موبد نیکنام گرامی، آیا میترا نام یک دعوتگر در دوره باستان بوده؟ ویا یک الهه؟ یا هردو؟ وآیا در اوستا به این موضوع اشاره شده است؟


پرسش :

موبد نیکنام گرامی، آیا میترا نام یک دعوتگر در دوره باستان بوده؟ ویا یک الهه؟ یا هردو؟ وآیا در اوستا به این موضوع اشاره شده است؟


پاسخ :
  مهر در اوستا به نام "میتره" و در پهلوی  به شکل میترا آمده است. چمار(:معنی)میترا؛  مهربانی، دوستی، پیمان وپیمانداری است. یشت دهم از اوستا مهر یشت نام دارد، مهردر اوستا یکی از ایزدان پرارزش و ایزد نگهدارنده پیمان است به همین روی ایزد فروغ وروشنایی نیز نام گرفته تا گویای این باشد که همه چیز بر آن آشکار شده وپوشیده نخواهد ماند.   هفتمین ماه هرسال خورشیدی مهر نام دارد و شانزدهمین روز هرماه در گاه شماری ویژه زرتشتی نیز مهر نام گرفته است بنابراین جشن مهرگان شانزدهمین روز از ماه مهر در گاه شماری ترادادی(:سنتی) زرتشتی است که این جشن در تقویم خورشیدی به دهمین روز از ماه مهر رسیده است.   آیین ستایش مهر، در روزگار باستان از ایران به بابل وبخش هایی از آسیا رفته سپس در اندیشه وباور سربازان رومی به اروپا راه یافته انگاه در اروپا "مهر" به ریخت(:شکل) خدایی بزرگ ستایش شده است. بنابراین  مهرپرستی یا میترائیسم‌ پس از آن به ریخت می آید.   ازآنجا که مهر یکی از ایزدان برجسته درباور ترادادی زرتشتی بوده است، پس از مهر پرستی به برخی از آتشکده هانیز"درمهر"می گفتند به چمار جایگاه ودرگاه نور وروشنایی، در سروده های زرتشت(:گاتاها)، تنها یکبار از میتره یاد شده که پیمان وپیمانداری را یادآوری کرده وسفارش به گسترش وپایداری آن شده است.
140

با درود آقای نیکنام. می خواستم بپرسم که آیا خیام زرتشتی بوده است؟


پرسش :

با درود آقای نیکنام. می خواستم بپرسم که آیا خیام زرتشتی بوده است؟


پاسخ :
  درود برشما. پس از شکست ساسانیان در ایران، که با تک وپاتک های چندگانه همراه بود. بسیاری از ایرانیان اندک اندک و به شیوه های گوناگون مسلمان شدند. آنان در چندین سده ناچار بودند تا گویش پارسی، فرهنگ وآیین نیاکان خود را درنهان پاسداری کنند.‌   به همین روی همچنان از فرهنگ و فلسفه ارزشمند نیکان خود در چکامه(:شعر)و ادبیات خویش بهره می گرفتند، بنابراین نمی توان برای آنان دینی ویژه را یادآوری کرد. بلکه آنان بنیانگذار فلسفه ای آمیخته از بینش کهن ایرانی با نگرش های پس از آن در ایران بوده اند.   خیام، حافظ، سعدی، عطار، سهروردی، فردوسی و ...از رازوران(:عارفان) و رهروان(:سالکان) راه اندیشه های راستی وبینش باستانی ایرانی بوده اند.
141

درود موبد نیکنام. رنگ  سبزکه  نمادی ازآخرین گام عرفان در دین زرتشتی است بارنگ سبزی که نماد علویان بوده چه ارتباطی دارد؟


پرسش :

درود موبد نیکنام. رنگ  سبزکه  نمادی ازآخرین گام عرفان در دین زرتشتی است بارنگ سبزی که نماد علویان بوده چه ارتباطی دارد؟


پاسخ :
رنگ سبز در فرهنگ وباور زرتشتیان، نماد بی مرگی وجاودانگی است. نماد«امرداد» که واپسین گام رازوری«عرفان» در بینش زرتشت است. به همین روی دربسیاری ازجلوه های زندگی آنان دیده می شود.   درختان همیشه سبز مانند سرو، کاج، شمشاد و مورت از جایگاه ارزشمندی برخوردارند. پس از زایش هرفرزند درخانواده زرتشتی، همان سال نهال درخت همیشه سبزی نیز در نزدیکی خانه کاشته می شود. شاخه هایی کوچک از گیاهان همیشه سبز در آیین های ترادادی(:سنتی)، به هنگام جشن«سدره پوشی»  و «گواه گیری»(:عقد) برای پیشکشی استفاده می شود. به هنگام گواه گیری که آغاز پیوند زناشویی است؛ کلاه سبز داماد، روسری سبز اروس، دستمال سبز ابریشمی بردوش داماد، سفره سبز گواه گیری، کله قند با روپوشی سبز، برگهای خشک آویشن، شاخه سرو، سوزن بانخ سبز رنگ و بسیاری از اینگونه نماد ها که همگی سبز رنگند، یادآور سبزروزی، سرسبزی و جاودانگی است. رنگ سبز در پرچم ایران نیز از آغار نماد جاودانگی و بی مرگی(:امرداد) بوده است.   جایگاه رنگ سبز در فرهنگ های پس از دوران ساسانی نیز آنچنان که بسیاری از پژوهشگران باور دارند. همان ویژگی های سرسبزی، خرمی، شادابی وبی مرگی است که بیگمان باور واندیشه ایران باستان در پیدایش و بهره گیری از آن اثر ویژه وبه سزایی داشته است.
142

جناب نیکنام آیا در دین زرتشت یک فرزند باید پاسخگوی  اشتباه های پدر و مادر خویش باشد یا هر کس کردارش به خودش باز می گردد؟


پرسش :

جناب نیکنام آیا در دین زرتشت یک فرزند باید پاسخگوی  اشتباه های پدر و مادر خویش باشد یا هر کس کردارش به خودش باز می گردد؟


پاسخ :
خیر، در بینش زرتشت که با ساختار«اشا»(: هنجار راستی) و قانون پایدار در هستی هماهنگ است. هر کنشی، واکنش ویژه خود را درپی خواهد داشت. آشکار است که برپایه این هنجار، کردار نیک وبدی که از هرکس پدیدار شود، به نام وی به یادگار خواهد ماند.   بنابراین پاداشی که درپی کارهای نیک باشد و کیفر رنج آوری که از پس کرداری ناشایست پیش رو باشد. به بیانی ساده تر شادی وآرامش روان که پاداش نیکوکاران است و رنج وافسردگی وجدان که کیفر بدکاران خواهد بود؛ هریک به کسی باز خواهد گشت که چگونه کرداری در زندگی ازاو برخاسته باشد.   بدین روی هرمرتویی(:انسانی) پاسخگوی کردار خویش خواهد بود. کسی به جای دیگری پی از کرداربد، تنبیه نخواهد شد ویا دگرگون آن پاداش  خوبی ها را نخواهد گرفت.
143

با سلام آقای نیکنام،  چرا نوشیدن شراب در آیین زرتشت اشکالی ندارد؟ مگر شراب زایل کننده عقل نیست؟


پرسش :

با سلام آقای نیکنام،  چرا نوشیدن شراب در آیین زرتشت اشکالی ندارد؟ مگر شراب زایل کننده عقل نیست؟


پاسخ :
درود برشما؛ بینش زرتشت، پیام آور وآموزگار باستانی ایران مرتوگان(:مردم جهان، بشر) را به زندگی درست وشاد در راستای هنجار راستی، بهره مندی از دانش باکمک خرد، فراهم ساختن کرداری نیکو برپایه وهومن(:منش نیک) تا رسیدن به آرامش وآسایش تنی وروانی سفارش کرده است که همه در این هستی تا زیوند به کامه زیوند؛ گیتی شان به کامه باد، به کامه تن. مینوشان به کامه باد به کامه روان.   ناگفته پیداست که در چنین بینشی درباره خوراک و پوشاک مرتوگان وچگونگی زندگی روزانه آنان سفارش ثابت ویکسانی بیان نشده است. با نگرش خردمندانه ودانش پایه در بینش زرتشت، هنگامی هر گونه خوراکی و نوشیدنی پروانه بهره گیری و استفاده خواهد داشت که دانش روزگار(:زمان) آن را گواهی(:تایید) کرده باشد.   هرگاه دانشمندان گواهی دهند که هر گونه خوردنی و نوشیدنی وچگونگی استفاده از آن، برای تن و روان مَرتو(:انسان) مناسب نیست و چنانچه ازآن استفاده شود به خرد آسیب می رساند، بیگمان هرکس از دانایی بهره داشته باشد، از آن استفاده نخواهد کرد.    اندیشه پیام آور ایرانی برای خوردن، آشامیدن، پوشیدن، شستن تن وجامه وجایگاه و اینکه کدام خوراکی شایست وناشایست(:حلال و حرام) بوده و کدامیک پروانه(:مجوز) استفاده خواهد داشت، دستور(:احکام) ویژه ای سفارش نکرده است.   نوشته هایی پهلوی از دوران ساسانی وپس از آن  به یادگار مانده است که موبدان واندیشمندان با نگرش به دانش آن روزگار به شایست وناشایست هایی در زندگی مرتوها اشاره کرده اند ودر روزگار کنونی خویشکاری(:وظیفه) دانشمندان است تا با سفارش خویش از تن و روان مرتوگان پاسداری کنند.
144

آقای نیکنام علت ورود اندیشه های خرافی به دین زرتشتی درزمان ساسانی چه بود؟  چگونه دردوره های بعد از بین رفت؟ آیاخردمندان زرتشتی دریافتند، یا برخی مسلمانان ادعامی کنندتحت تاثیردین آنها بوده است؟


پرسش :

آقای نیکنام علت ورود اندیشه های خرافی به دین زرتشتی درزمان ساسانی چه بود؟  چگونه دردوره های بعد از بین رفت؟ آیاخردمندان زرتشتی دریافتند، یا برخی مسلمانان ادعامی کنندتحت تاثیردین آنها بوده است؟


پاسخ :
خرافات و پندارهای نادرست از آغاز در زندگی همه مرتوها(:مردم) جهان وهمچنین به روزگاری در رفتارایرانیان وجود داشته است. تیره های بادیه نشین وراهزن نیز که از تمدن و دانش کافی برخوردار نبوده اند با بت پرستی، قربانی کردن و مراسم گوناگون شگفت انگیز ازخرافات بیشتری بهره می گرفته اند. نیاکان ما خوشبختانه هیچگاه بت نساختند وبت پرستی نداشته اند، آنان به سبب زندگی در سرزمینی پهناور و با نژاد های وتیره (:قوم) های گوناگون، از فرهنگ و باورهای بسیاری آمیخته شده اند. آشکار است که برخی از چنین باورهایی در همان روزگار کاربرد داشته است ولی اکنون که دانش پیشرفت کرده ما آن را خرافات می دانیم.   موبدان ساسانی تلاش کردند تا بسیاری از سرودهای کهن اوستایی را کوتاه تر کرده تا مرتوها بتوانند در زمانی کمتر آنها را بسرایند. بنابراین نسکی اندک تر از اوستا به نام «خرده اوستا» به نگارش آمد. موبدان در برابر باورهای تازه وارد ملت های دیگر نیز سرودها و آیین هایی درنظر گرفتند تا ایرانیان در کیش نیاکان خود همچنان پایبند باشند، آنان متن اوستایی«پَتِت» به چم(:معنی) پشیمانی به خرده اوستا افزودند زیرا در آن روزگار توبه کردن و یادآوری گناهان را پیشوایان دینی مسیحی انجام می دادند. موبدان دوره ساسانی نیز به جای آن اوستای"پتت" را به خرده اوستا افزودند.   پیروان اندیشه زرتشت چون تازه شدن بر پایه دانایی را یکی از بنیادهای دینی خود می دانند، بایستی در هر دوره از  زندگی خویش، باورهای خرافی وکهنه را که از خرد و دانش زمان بی بهره است، از خود دور گردانند. هیچ تیره کوچنده وتازنده به ایران نیازی نبوده که تازه شدن  زندگی را به ایرانیان‌ بیاموزد چون یکی ازویژگی های فرهنگی و باورهای دینی ایرانیان،  واژه اوستایی «فَرشوکِرِتی» در بینش زرتشت است که به چم تازه شدن، هماهنگ با دانش است. 
145

 آقای نیکنام حقیقت دارد که اگر یک غیر زرتشتی این دین را بپذیرد از سوی دیگر زردشتیان پذیرفته نمی شود؟  پرسش دیگر اینکه آیا زرتشتیان به روز قیامت نیز باور دارند.


پرسش :

 آقای نیکنام حقیقت دارد که اگر یک غیر زرتشتی این دین را بپذیرد از سوی دیگر زردشتیان پذیرفته نمی شود؟  پرسش دیگر اینکه آیا زرتشتیان به روز قیامت نیز باور دارند.


پاسخ :
پذیرش آیین نیاکان ایرانی بسیار ساده است. هرکس به هر روزگار و هرجایی که زندگی می کند، به سادگی پروانه دارد تا از خرد رسا بهره بگیرد، اندیشه خود را نیک گرداند، برپایه آیین راستی هیچگاه دروغ نگوید، گفتارش آزاردهنده و بیهوده نباشد، کردارش نیک باشد تا سبب سازندگی، تازگی وخوشبختی برای زندگی خود و دیگران باشد، از خرافات پرهیز کند و دانش اندوزی پیشه سازد و آنچه برای رسیدن به هویت مرتوگانی(:انسانی)، ارزش نام دارد را در خویش پرورش دهد؛ او پیرو بینش زرتشت بوده و نیازی نیست که دیگر زرتشتیان او را پذیرا باشند یا نپذیرند.   زرتشتی زادگان نیز هرگاه از راه اشویی وراستی بیرون آیند؛ کژاندیش، بدگفتار وبدکردار گردند، دراندیشه آسایش وخرسندی دیگران نباشند.  آنگاه از پیروان اندیشه زرتشت نخواهند بود وتنها به پیروی از آیین راستی وخرد، خودنمایی می کنند.   چگونگی رستاخیز(:قیامت)، آنچنان که در باور ادیان دیگر از آن یاد شده است. بدان شیوه که به روز ویژه رستاخیز، همه مردگان دوباره زنده شده، به کردارشان رسیدگی شود... وپس ازآن پایانی برای عمرجهان پیش بینی شده باشد؛ در فرهنگ ایرانی و بینش زرتشت وجود ندارد.   به باور ترادادی(:سنتی) مزدیسنان، رستاخیز پایان رنجی خواهد بود که پس از روزگاری دیرپا، روان گناهکاران سپری کرده وسرانجام به آرامشی پایدار خواهند رسید
146

درود آقای نیکنام، آیا در دین زردشت "تقیه" نیز وجود دارد؟


پرسش :

درود آقای نیکنام، آیا در دین زردشت "تقیه" نیز وجود دارد؟


پاسخ :
خیر، در فرهنگ زرتشتی و بینش زرتشت واژه «تَقیه» که به چم(:معنی) دروغ مصلحت آمیز است، جایگاهی ندارد.   زرتشت در بندی از سرودهای خویش "گات ها" می فرماید: «اَاِو  پَنتاو یًو اَشَه هِه». چَم(:معنی) این گفتار چنین است:«راه در جهان یکی است وآن راستی است».   به همین روی و در چنین بینشی، هیچگونه کمبودی در پیروی از راه راستی وجود ندارد که انسان دست به دامن دروغ، به گونه مصلحت آمیز شود.
147

درود برآقای نیکنام. معنی مجوس به زبان عربی چیست؟


پرسش :

درود برآقای نیکنام. معنی مجوس به زبان عربی چیست؟


پاسخ :
واژه "مجوس" معرب (:عربی شده) واژه «مگوس» است که جمع واژه «مگه»  به چم(:معنی) دانا در اوستا می باشد.   واژه موبدان نیز از واژه «مگوپتان» گرفته شده است. از آنجا که واک (:حرف) « گ » در گویش عربی وجود نداشته است این واک در وژگان پارسی به ریخت (:شکل)« ج » درآمده است. مانند واژگان نرگس و گرگان در گویش پارسی که به نرجس و جرجان تبدیل شده است.   بنابراین واژه "مگوش" نیز به "مجوس" تبدیل شده و در سوره ای از قرآن نیز به این واژه در جایگاه یک دین وپیروان آن اشاره شده که دران روزگار پیروان دین زرتشت را از کافران جدا دانسته است. 
148

درود آقای نیکنام، دین کورش کبیر چه بوده است؟


پرسش :

درود آقای نیکنام، دین کورش کبیر چه بوده است؟


پاسخ :
درود برشما، در این مورد پژوهش ها همچنان ادامه دارد، بسیاری باور دارند که کورش بزرگ، فرهنگ و آیین زرتشتی داشته است.   از آنچه دربخش هایی ازاوستا، نوشته های پهلوی وشاهنامه فردوسی آمده است، زرتشت به روزگار پادشاهی گشتاسب کیانی، بینش خود را آشکار کرد که برپایه راستی و خرد استوار شده بود از آن زمان گسترش فرهنگ مزدیسنا به آرامی در سرزمین پهناور ایران، پویاگردید. بنابراین در دوران هخامنشی بسیاری از ایرانیان دین زرتشت را پذیرفته بودند.   در سنگ نوشته های به یادگار مانده از پادشاهان این دوره به ویژه کورش، داریوش و خشایار نیز بارها از "اهودامزدا"( خدایی که زرتشت در سرودهایش از او یاد کرده است) در جایگاه خداوند هستی سپاسگزاری شده است. به همین روی بیگمان کورش و برخی از پادشاهان دوره هخامنشی نیز پیرو فرهنگ مزدایی شده بودند.   گفتنی است بسیاری از سفارش هایی که در منشور حقوق بشر کورش نیز به یادگار مانده است، برپایه بینش زرتشت وجهان نگری این آموزگار و پیام آور استواراست که در سرودهایش، گات ها بیان شده است.
149

آقای نیکنام، تعدادی وبلاگ و تارنما در اینترنت وجود دارد که  به دین زرتشت توهین شده و دروغ های خنده داری همچون آتش پرستی به پیروان این آیین نسبت داده اند. گاهی وجود اشو زرتشت نیز انکار کرده اند!

 بزرگان زرتشتی، واکنشی نسبت به اینگونه مسایل ندارند؟ یا اینکه پیگیری کرده ولی دولت به سخن آنان توجه نکرده است؟


پرسش :

آقای نیکنام، تعدادی وبلاگ و تارنما در اینترنت وجود دارد که  به دین زرتشت توهین شده و دروغ های خنده داری همچون آتش پرستی به پیروان این آیین نسبت داده اند. گاهی وجود اشو زرتشت نیز انکار کرده اند!

 بزرگان زرتشتی، واکنشی نسبت به اینگونه مسایل ندارند؟ یا اینکه پیگیری کرده ولی دولت به سخن آنان توجه نکرده است؟


پاسخ :
باور ما این است که شنونده باید دانا باشد، گفته ها را باید شنید و سپس درستی یا نادرستی آن را بررسی و پژوهش کرد.  مگر تنها به باورها و اندیشه پیروان زرتشت توهین می شود؟ از هنگامی که مرتو(:انسان) در هر جایی که بوده اندیشه ای تازه را بیان کرده است. گروهی در برابر آن ایستادگی کرده اند، کسانی که نابخرد بوده و شاید دست نشانده زورمداران شده اند، دست به اینگونه رفتارها ی ناشایست زده اند که گاهی به جنگ و خونریزی نیز کشیده شده است.   بیشترین آمار کشتارهای تاریخی برای برتری جویی دینی و شمشیر برخی پیروان پی ورز(:متعصب) هر دینی بوده که دیگران را بی دین وکافر دانسته اند. آشکار است که در روزگار کنونی نیز برای بسیاری از اندیشه ها در جهان چنین برخوردهایی روی دهد. نوشته های سپند(:مقدس) را می سوزانند، کاریکاتورهای زننده از خانواده پیامبران چاپ می کنند، پرستشگاه دیگران را ویران می کنند، با خویش کشی(:انتحاری) بهشت را برای خود خریداری می کنند. با همین شیوه و گماشتگی(:ماموریت)؛ برای رهپویان بینش زرتشت، دارنده اندیشه راستی و خرد نیزکه هزاران سال است پیروانی نیک، پرتلاش، سازنده و نام آور در جهان داشته است، بدگویی کرده و ناسزا می گویند!   سال هاست که نابخردان و غرض ورزان با انگ زدن(:تهمت) آتش پرستی، دوگانه پرستی، زناشویی با نزدیکان(:ازدواج بامحارم)، ستم به زنان و نکوهش برخی آیین های خرافی که با اندیشه زرتشت  هم خوانی ندارد؛ تلاش دارند تا چهره تابناک بینش زرتشت را پوشیده نگاه دارند. از این رو در هر دوران، با هوشمندی و شکیبایی راستی پویان روبرو شده اند. با این پیآمد که باور داریم "پاسخ نابخردان خاموشی است!"   با چنین انگیزه و دیدگاهی باورداریم که فلسفه خردمندی، راستی،  آزادی، شادی، برابری انسان ها، پرهیز از خرافات، سازندگی و پاسداری از زیستگاه(:محیط زیست )که برگرفته از بینش اشوزرتشت است،  در هر جا وبه هرروزگاری، ارزش و شایستگی ویژه خود را خواهد داشت و جوانه های  اندیشه زرتشت که برگرفته از شاخه های درخت تنومند و ریشه دار فرهنگ راستی و خرد است،  پیوسته شکوفاتر خواهد شد.
150

 زرتشتیان به منجی آخر زمان  باور دارند، اگر بپذيريم كه شهربانو نیز يكی از بزرگان زرتشتی است. پس فرزندان او نيز از بزرگان زرتشتی بوده اند، اين فرزندان از امامان شيعيان هستند، جناب نیکنام آيا می توان برخی از آنان را سوشيانت دانست؟


پرسش :

 زرتشتیان به منجی آخر زمان  باور دارند، اگر بپذيريم كه شهربانو نیز يكی از بزرگان زرتشتی است. پس فرزندان او نيز از بزرگان زرتشتی بوده اند، اين فرزندان از امامان شيعيان هستند، جناب نیکنام آيا می توان برخی از آنان را سوشيانت دانست؟


پاسخ :
برخی از تاریخ نگاران به روایت هایی اشاره می کنند که یزدگرد سوم ساسانی (آخرین پادشاه این دوره)  دخترانی داشته است،  یکی از آنان«شهر بانو» بوده که اعراب او را به اسیری برده اند و کنیزِ یکی از امامان شده است. دختران دیگر او نیز پس از حمله اعراب فرار کرده اند(شاید از تیسفون) و تا سرانجام (پس از پیمودن مسافت نزدیک به دوهزار کیلومتر) به کویر پیرامون شهر یزد وارد شده اند، آنان هریک در دامنه کوهی از استان یزد ناپدید شده و اکنون پیرانگاه(:زیارتگاه) هایی همانند پیر بی بی شهربانو در شهر ری تهران، از آنها نیز در یزد به یادگار مانده است؛   این روایت ها بیشتر به استوره شباهت دارد و بیگمان در زمانی ویژه، به دلیل سیاسی و رهایی از بیداد دشمنان بیان شده است زیرا یزدگرد سوم به هنگام شکست حکومت ساسانی، تنها بیست وچهار سال داشته و نمی تواند چند دختر بزرگسال از خود داشته باشد که هریک جداگانه به سرگذشت بالا دچار شده باشند. در نوشته ارزشمند(:معتبر) تاریخی نیز چنین گزارشی مشاهده نشده است.   در بینش زرتشت(سرودهای گات ها) «سوشیانت» به چمار(:معنی) سود رسان سپندینه (:مقدس) است و به تمام کسانی گفته می شود که در گذر تاریخ زندگی مرتوگان(:بشر)، سود رسان نامدار بوده اند و سرگذشت زندگی مرتوگان را در هر زمان، به ویژه در باورها و پرهیز از اندیشه های خرافی، به سوی خردورزی، پیشرفت، نوسازی و آبادی تغییر داده اند.   در این بینش که برای سوشیانت ها وجود دارد از نخستین و آخرین آنها یادی نشده است. موبدان زمان ساسانی که بسیاری از باورهای نیک زرتشت را برای درک بیشتر بازنگری(:تفسیر) کرده اند، درازنا(:عمر) جهان را به دوازده هزار سال بخش کرده بودند که در هر سه هزار سال، یکی از سوشیانت ها به جهان خواهند آمد و آخرین آن را «شابهرام ورجاوند» گفته اند که در پیرامون کوه دماوند پدیدار خواهد شد. که این نیز یک باور استوره مانند درباور آن روزگار بوده است  که بینش زرتشت آن را اینگونه بیان نکرده و نمی پذیرد. 
151

 زرتشتیان به منجی آخر زمان  باور دارند، اگر بپذيريم كه شهربانو نیز يكی از بزرگان زرتشتی است. پس فرزندان او نيز از بزرگان زرتشتی بوده اند، اين فرزندان از امامان شيعيان هستند، جناب نیکنام آيا می توان برخی از آنان را سوشيانت دانست؟


پرسش :

 زرتشتیان به منجی آخر زمان  باور دارند، اگر بپذيريم كه شهربانو نیز يكی از بزرگان زرتشتی است. پس فرزندان او نيز از بزرگان زرتشتی بوده اند، اين فرزندان از امامان شيعيان هستند، جناب نیکنام آيا می توان برخی از آنان را سوشيانت دانست؟


پاسخ :
برخی از تاریخ نگاران به روایت هایی اشاره می کنند که یزدگرد سوم ساسانی (آخرین پادشاه این دوره)  دخترانی داشته است،  یکی از آنان«شهر بانو» بوده که اعراب او را به اسیری برده اند و کنیزِ یکی از امامان شده است. دختران دیگر او نیز پس از حمله اعراب فرار کرده اند(شاید از تیسفون) و تا سرانجام (پس از پیمودن مسافت نزدیک به دوهزار کیلومتر) به کویر پیرامون شهر یزد وارد شده اند، آنان هریک در دامنه کوهی از استان یزد ناپدید شده و اکنون پیرانگاه(:زیارتگاه) هایی همانند پیر بی بی شهربانو در شهر ری تهران، از آنها نیز در یزد به یادگار مانده است؛   این روایت ها بیشتر به استوره شباهت دارد و بیگمان در زمانی ویژه، به دلیل سیاسی و رهایی از بیداد دشمنان بیان شده است زیرا یزدگرد سوم به هنگام شکست حکومت ساسانی، تنها بیست وچهار سال داشته و نمی تواند چند دختر بزرگسال از خود داشته باشد که هریک جداگانه به سرگذشت بالا دچار شده باشند. در نوشته ارزشمند(:معتبر) تاریخی نیز چنین گزارشی مشاهده نشده است.   در بینش زرتشت(سرودهای گات ها) «سوشیانت» به چمار(:معنی) سود رسان سپندینه (:مقدس) است و به تمام کسانی گفته می شود که در گذر تاریخ زندگی مرتوگان(:بشر)، سود رسان نامدار بوده اند و سرگذشت زندگی مرتوگان را در هر زمان، به ویژه در باورها و پرهیز از اندیشه های خرافی، به سوی خردورزی، پیشرفت، نوسازی و آبادی تغییر داده اند.   در این بینش که برای سوشیانت ها وجود دارد از نخستین و آخرین آنها یادی نشده است. موبدان زمان ساسانی که بسیاری از باورهای نیک زرتشت را برای درک بیشتر بازنگری(:تفسیر) کرده اند، درازنا(:عمر) جهان را به دوازده هزار سال بخش کرده بودند که در هر سه هزار سال، یکی از سوشیانت ها به جهان خواهند آمد و آخرین آن را «شابهرام ورجاوند» گفته اند که در پیرامون کوه دماوند پدیدار خواهد شد. که این نیز یک باور استوره مانند درباور آن روزگار بوده است  که بینش زرتشت آن را اینگونه بیان نکرده و نمی پذیرد. 
152

درود استاد نیکنام، شما در پاسخ به پرسشی که چگونه می توانیم زرتشتی بشویم، فرمودید که زرتشتی شدنی نیست بلکه بودنی است. امابا نگرش به سخنان ارزشمند شما، نگرانی من این است که پس از مرگ چه روی خواهد داد؟ بهتر نیست تاآیین خاکسپاری برای فردی که به دین دلخواه خود روی آورده، به سنت همان دین به خاک سپرده شود؟


پرسش :

درود استاد نیکنام، شما در پاسخ به پرسشی که چگونه می توانیم زرتشتی بشویم، فرمودید که زرتشتی شدنی نیست بلکه بودنی است. امابا نگرش به سخنان ارزشمند شما، نگرانی من این است که پس از مرگ چه روی خواهد داد؟ بهتر نیست تاآیین خاکسپاری برای فردی که به دین دلخواه خود روی آورده، به سنت همان دین به خاک سپرده شود؟


پاسخ :
درود برشما. برپایه بینش زرتشت وباور ترادادی(:سنتی) پیروان این کیش، زندگی در این دنیا برای تن وروان هرکس از ارزش بیشتری برخوردار است تا جهانی که پس ازدرگذشتن برای او پیش بینی شده است.   به باور ترادادی مزدیسنان، هویت هر مَرتًو(:انسان) را دوگزینه مادی و مینوی، به بیانی ساده تر، تنی و روانی به ریخت(:شکل) آمده است. "تن" و "جان" به بخش مادی جهان هستی وابسته است.  "روان" و "فروهر"، نیز هویت مینوی مرتوگان(:بشر) خواهد بود که پس از درگذشتن هرکس وانگاه که تنی بی جان خواهد شد، به جهان مینوی پیوند خواهد داشت.   به همین روی آنچه تنِ مَرتو به هنگام بودن در گیتی برخود روا داشته است، همان شادی و خرسندی روان، پاداش نیکوکاران - ناخشنودی و رنج روان نیز کیفر کژاندیشان خواهد بود. این شادی وآرامش روانی یا وارونه آن رنج دیرپا برای روان، که درپی کردار نیک وبد هرکس فراهم خواهد شد، به جهان مینوی نیز خواهد رسید.   ناگفته پیداست که نیازی نیست تا در اندیشه خاکسپاری باشیم زیرا به باور ترادادی زرتشتیان، جسد درگذشتگان، ارزش چندانی ندارد که چگونه ودر چه جایگاهی به خاک سپرده شود، سوزانده شود، یا به هر شیوه ای که دانش زمان درهرکشور سفارش کرده است، ناپدید گردد تا زیستگاه آنان که همچنان زندگی خواهند داشت، آلوده نگردد.   گفتنی است تن هر مرتو و جانور دیگری، پس از درگذشتن به باور ترادادی ایرانیان باستان «نِسا» به چم(:معنی) پلیدی وناپاکی بوده است. بنابراین آن را به شیوه های گوناگون از زیستگاه خویش بیرون برده تا آسیبی به خودشان نرسد. اکنون نیز پاسداری از زیستگاه ونبودن هرگونه آلودگی درآب وخاک وهوا،  رفتاری شایسته برای ایرانیان خواهد بود.
153

با درود آقای نیکنام، آیا در دین زرتشتی تلاق وجود دارد؟ آیا زرتشتی می تواند چند زن داشته باشد؟


پرسش :

با درود آقای نیکنام، آیا در دین زرتشتی تلاق وجود دارد؟ آیا زرتشتی می تواند چند زن داشته باشد؟


پاسخ :
درود برشما. خیر، جدایی در فرهنگ وباور زرتشتیان نبوده وکمتر روی خواهد داد مگردر برخی از نارسایی هایی که پس از پیوند زناشویی پیش خواهد آمد. چگونگی اینگونه جدایی های ویژه وقانونی که شاید زندگی زناشویی را به جدایی برساند، در نسک (:کتاب) آیین نامه احوال شخصیه زرتشتیان آمده است.   چند همسری نیز در فرهنگ زرتشتیان نکوهیده و ناشایست است. زیرا ارزش جایگاه زن و مرد در بینش زرتشت یکسان است.  به همین روی آنچه برای هر مرد زرتشتی؛ نیکو، خوش آیند، بایسته وشایسته باشد،  بیگمان همان گونه خوشی وبایستگی برای زنان نیز باید فراهم گردد.   آشکار است که بینش زرتشت، آزادی گزینش برپایه خردمندی ودر راستای هنجار استی(:اشا) را سفارش کرده است. بدین روی گزینش همسر در زندگی نیز همانند گزینش جای زندگی، پیشه و کار، در چارچوب خردمندی وآزادی است و ناگفته پیداست که چنانچه از دانایی، آگاهی وخردمندی در پیوند زناشویی بهره گرفته شود. چند همسری و جدایی پس از آن جایگاهی نخواهد داشت.
154

درودآقای نیکنام. با توجه به احترام زیاد برای آب در دین زرتشت پرسش من این است که زرتشتیان برای رفع آلودگی ها وشستشو آیا از آب استفاده می کنند یا نه؟


پرسش :

درودآقای نیکنام. با توجه به احترام زیاد برای آب در دین زرتشت پرسش من این است که زرتشتیان برای رفع آلودگی ها وشستشو آیا از آب استفاده می کنند یا نه؟


پاسخ :
در باور ایرانیان باستان، چهار آخشیج(:عنصر) بیش از همه گرامی بودند. زیرا آنها را پدیدآورنده زندگی می دانستند. بدین روی بایستی پاک نگهداری شده تا زیستگاه مناسبی برای همگان پدیدار شود.   این چهار آخشیج؛ آب، خاک، هوا و آتش بودند که از یکسو آنها را پاک کننده می دانستندواز سوی دیگر نبایستی بی شوه(:دلیل) آلوده گردند.    هنگامی که مَرتًو (:انسان) در زندگی نیاز به پاک کننده ای داشته باشد از آب، خاک، هوا وآتش بهره می گیرد تا آلودگی ها را از بین ببرد ولی تلاش دارد تا آب روان چشمه وجویبارها، آب دریاهاو هرگونه آبی که همه از آن بهره می گیرند را آلوده نسازد وبیهوده از آب ها استفاده نکند.   خاک را برای خاکسپاری جسد جانداران و هرگونه پلیدی به کار می گرفتند ولی آبادسازی خاک را خویشکاری خود می دانستند.   هوا را آلوده نکرده و نمی کنند بلکه آن را خوشبو می کردند. آتش را نیز پاک نگه می دارند، از آن پرستاری کرده وخوراک می دهند تا خاموش نگردد ولی چنانچه نیاز باشد از آتش نیز برای پاک کردن پلیدی ها استفاده می کنند. بنابراین بهره گیری درست از این‌چهار آخشیج، سفارش شده فرهنگ ایران باستان است.
155

درود موبد نیکنام گرامی. هنگامی که کسی درخارج سدره پوش می شود وبه ایران برمی گردد، انجمن به آنها می گوید ما آن سدره پوشی را تایید نمی کنیم ولی باور دارند مشکلی نیست که خواستاران به دین بهی دعوت شوند این دوگانگی سخنان انجمن های زرتشتی برای چیست؟ چرا بیشتر همراهی نمی کنند.


پرسش :

درود موبد نیکنام گرامی. هنگامی که کسی درخارج سدره پوش می شود وبه ایران برمی گردد، انجمن به آنها می گوید ما آن سدره پوشی را تایید نمی کنیم ولی باور دارند مشکلی نیست که خواستاران به دین بهی دعوت شوند این دوگانگی سخنان انجمن های زرتشتی برای چیست؟ چرا بیشتر همراهی نمی کنند.


پاسخ :
درود برشما؛ نخست یادآوری می شود، پذیرفتن دین زرتشت و پیروی از فرهنگ باستانی ایران، تنها با سدره پوش شدن روی نخواهد داد.  سدره پوشی یک تراداد(:سنت) کهن ایرانی است. هرچند اکنون جشنی برای پذیرش دین زرتشتی است و برخی آن را برگزار می کنند. ولی زرتشتی بودن، پذیرش بسیاری از ویژگی های خردمندانه و داشتن رفتار وکرداری نیکو برپایه ارزش های انسانی است که در پیام زرتشت نیزبه آن اشاره شده است. هرگاه کسی اینگونه ویژگی را درزندگی برگزیند، خواسته یا ناخواسته در فرهنگ راستی گستر وخردپرور زرتشت نیز به سر می برد بدین روی او با خردخویش ودر راستای آزادی، کیش خویش راگزینش کرده است. به تازگی می اندیشد، ازخرافات وپندارهای نادرست پرهیز دارد. به شادبودن باور دارد وازسوگواری بیزاراست. خوشبختی خود را درخرسند کردن دیگران احساس می کند. راست می گوید و با دروغ مبارزه می کند. اندیشه، گفتار و کردارش نیک است و...    چنانچه انجمن های زرتشتی در ایران بخواهند کارت زرتشتی به کسانی بدهند که چنین باور ورفتاری را پیشه کرده اند، پذیرفتنی نیست زیرا پروانه کار وبرنامه های نهادهای زرتشتیان در ایران، وخدمت آنها تنها برای زرتشتی زادگان است.  برای چنین نهادهایی با دستوری که به آنها داده شده است. کسانی زرتشتی زاده می باشند که پیوند زناشویی(:ازدواج) پدر و مادر آنان در یکی از دفترهای وابسته به انجمن های زرتشتی ایران به ثبت رسیده باشد. با چنین نگرشی که در چارچوب بخشنامه های اداری به نهادها رسیده است. باید پذیرفت که به آنان که در خارج از کشور سدره پوش می شوند، نهادهای زرتشتی در ایران، پروانه ندارند تا کارت شناسایی ویژه زرتشتی به آنان بدهند یا آنان را پذیرا گردند.    ناگفته پیداست که اینگونه ناهماهنگی ها، دوگانگی در کار نهاد های ایران با خارج از کشور نیست بلکه هر کشوری از داد(:قانون)وخود پیروی خواهد کرد. 
156

درود موبد نیکنام گرامی. هنگامی که کسی درخارج سدره پوش می شود وبه ایران برمی گردد، انجمن به آنها می گوید ما آن سدره پوشی را تایید نمی کنیم ولی باور دارند مشکلی نیست که خواستاران به دین بهی دعوت شوند این دوگانگی سخنان انجمن های زرتشتی برای چیست؟ چرا بیشتر همراهی نمی کنند.


پرسش :

درود موبد نیکنام گرامی. هنگامی که کسی درخارج سدره پوش می شود وبه ایران برمی گردد، انجمن به آنها می گوید ما آن سدره پوشی را تایید نمی کنیم ولی باور دارند مشکلی نیست که خواستاران به دین بهی دعوت شوند این دوگانگی سخنان انجمن های زرتشتی برای چیست؟ چرا بیشتر همراهی نمی کنند.


پاسخ :
درود برشما؛ نخست یادآوری می شود، پذیرفتن دین زرتشت و پیروی از فرهنگ باستانی ایران، تنها با سدره پوش شدن روی نخواهد داد.  سدره پوشی یک تراداد(:سنت) کهن ایرانی است. هرچند اکنون جشنی برای پذیرش دین زرتشتی است و برخی آن را برگزار می کنند. ولی زرتشتی بودن، پذیرش بسیاری از ویژگی های خردمندانه و داشتن رفتار وکرداری نیکو برپایه ارزش های انسانی است که در پیام زرتشت نیزبه آن اشاره شده است. هرگاه کسی اینگونه ویژگی را درزندگی برگزیند، خواسته یا ناخواسته در فرهنگ راستی گستر وخردپرور زرتشت نیز به سر می برد بدین روی او با خردخویش ودر راستای آزادی، کیش خویش راگزینش کرده است. به تازگی می اندیشد، ازخرافات وپندارهای نادرست پرهیز دارد. به شادبودن باور دارد وازسوگواری بیزاراست. خوشبختی خود را درخرسند کردن دیگران احساس می کند. راست می گوید و با دروغ مبارزه می کند. اندیشه، گفتار و کردارش نیک است و...    چنانچه انجمن های زرتشتی در ایران بخواهند کارت زرتشتی به کسانی بدهند که چنین باور ورفتاری را پیشه کرده اند، پذیرفتنی نیست زیرا پروانه کار وبرنامه های نهادهای زرتشتیان در ایران، وخدمت آنها تنها برای زرتشتی زادگان است.  برای چنین نهادهایی با دستوری که به آنها داده شده است. کسانی زرتشتی زاده می باشند که پیوند زناشویی(:ازدواج) پدر و مادر آنان در یکی از دفترهای وابسته به انجمن های زرتشتی ایران به ثبت رسیده باشد. با چنین نگرشی که در چارچوب بخشنامه های اداری به نهادها رسیده است. باید پذیرفت که به آنان که در خارج از کشور سدره پوش می شوند، نهادهای زرتشتی در ایران، پروانه ندارند تا کارت شناسایی ویژه زرتشتی به آنان بدهند یا آنان را پذیرا گردند.    ناگفته پیداست که اینگونه ناهماهنگی ها، دوگانگی در کار نهاد های ایران با خارج از کشور نیست بلکه هر کشوری از داد(:قانون)وخود پیروی خواهد کرد. 
157

داستانی می نویسم که در آن می خواهم به امشاسپندان شخصیت انسانی و بالدار شبیه به فرشته بدهم و این فرشته گاهی دربرابر شخصیت های داستان نمود پیدا کنند، آقای نیکنام، از دیدگاه زرتشتی چگونه است؟ توهین و بی احترامی محسوب می شود یا خیر؟


پرسش :

داستانی می نویسم که در آن می خواهم به امشاسپندان شخصیت انسانی و بالدار شبیه به فرشته بدهم و این فرشته گاهی دربرابر شخصیت های داستان نمود پیدا کنند، آقای نیکنام، از دیدگاه زرتشتی چگونه است؟ توهین و بی احترامی محسوب می شود یا خیر؟


پاسخ :
امشاسپندان که به چمار(:معنی) بی مرگان و جاودانان سپندینه می باشند. از ویژگی های شش‌گانه ونیک است که در رازوری(:عرفان) بینش زرتشت برداشت می شود. در گذر از این گام های رازوری که وهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خورداد وامرداد با ویژگی های جداگانه است، مرتو(:انسان)به هفتمین گام که نوای سروش وگام سپنتامن است، خواهد رسید.   این گام های رازوری، فروزه و ویژگی بوده و هیچگونه تصویری از خود ندارند. از آنجا که هرگونه فرشته نیز در بینش زرتشت، جایگاهی ندارد، شایسته است تا گام های رازوری یاد شده را با نگاره های فرشته گون به نمایش نیاوریم.
158

موبد نیکنام با سلام. در باور زرتشتیان آیا پس از مرگ، روح خویشاوندان همدیگر رو می شناسند؟


پرسش :

موبد نیکنام با سلام. در باور زرتشتیان آیا پس از مرگ، روح خویشاوندان همدیگر رو می شناسند؟


پاسخ :
درود برشما، در سرودهای زرتشت بیشتر سخن از شادی وآرامش روان شده که برای درستکاران (اَشَوان = راستکاران) پیش خواهد آمد ورنج دیرپا برای پیروان دروغ (درگوَنت = دًروَند) ولی اشاره ای نشده که روان مرتو(:انسان)پس از درگذشت، به جایگاهی خواهد رفت با ویژگی های رنج آور برای گنه کاران ویاخوش آیند برای فرمانبرداران دین.   درادبیات اوستایی جوان تر، به روزگار ساسانیان، نسک(:کتاب) "اردای ویراف نامه" به دبیره(:خط) پهلوی به نگارش آمده که بازتاب اندیشه یکی از موبدان آن دوران است. او دریک سفر رویایی چند روزی به جهان پس ازمرگ سر زده وهنگامی که به هوش آمده، دیدنی های خویش را در این نوشته بیان کرده است.   برداشت هرکس دیگری نیزمی تواند در هر دوران به نگرشی تازه برای جهان پس ازمرگ اشاره داشته باشد. به باورسالکان ایرانی:   کَس نامداز آن جهان که تا پًرسم ازاوی، احوال مسافران عالم چون شد؟ اینکه آیا روان ها بایکدیگر خواهند بود، پراکنده و یاگروهی به سرمی برند، توان دیدن و شنیدن رادارند یاخیر وهرپرسش دیگری درباره روان درگذشتگان، ازپندارهای گوناگون گذشتگان است.به بینش زرتشت، دانش مرتوگانی(:بشری) باید پیوسته پیشرفت کند وبه جایی برسد تاروزگاری بتواند برای اینگونه پرسش ها نیز  پاسخ درستی داشته باشد.    دربیتی کوتاه ازاوستا، پس از درگذشتن مَرتو (:انسان) چنین خوانده می شود: «ایریس تَنام. اوروانًو. یَزَمَییده. یا.اَشَه اًونام. فرَوَشَه یًو.» به چَمار(معنی) به روان وفروهر آزاد شده اَشَوان درود می فرستیم. این نشان می دهد که روان از تن رهایی خواهد یافت، همچنین روان اشوان(:درستکاران) از ارزش بالایی برخوردار خواهد بود زیرا همگان پس از درگذشت به آن درود می فرستند.
159

با درود. دکتر نیکنام من چند سالی است که به دین زرتشت کنجکاو شده وآگاهی زیادی کسب کرده ام، اکنون که گرایش به آیین زرتشت دارم وبه من آرامش می دهد. فکرمی کنم علاقه مندان وچه بسا پیروان فراوانی پیدا خواهد کرد. پرسش من این است چرا اطلاع رسانی وتبلیغ در رابطه با این آیین بسیار کم انجام می شود؟


پرسش :

با درود. دکتر نیکنام من چند سالی است که به دین زرتشت کنجکاو شده وآگاهی زیادی کسب کرده ام، اکنون که گرایش به آیین زرتشت دارم وبه من آرامش می دهد. فکرمی کنم علاقه مندان وچه بسا پیروان فراوانی پیدا خواهد کرد. پرسش من این است چرا اطلاع رسانی وتبلیغ در رابطه با این آیین بسیار کم انجام می شود؟


پاسخ :
درود، با نگرش به بینش زرتشت، دین پذیری با خواسته قلبی واراده هرکس، برپایه آزادی روی خواهدداد وکسی پروانه ندارد  به زور دین را بدون پژوهش وآموزش، به دیگری برساند.    به همین روی هرنوجوانی که پدر ومادرش نیز زرتشتی باشند، اجباری در پذیرش دین نیاکان خود نداشته بلکه با سفارش خانواده به پژوهش وبررسی بینش دینی، آداب ورسوم زرتشتی می پردازد وچنانچه باخردمندی خواستار دین گردد. درجشنی به نام سدره پوشی"، دین نیاکان خود را با آزادی گزینش خواهد کرد.   آشکاراست که آموزش پیام زرتشت، آشنا کردن دوستان و خواستاران به آیین نیاکان و آگاه کردن انان ازسفارش های ویژه «زرتشت»، آموزگار ایرانی است. ولی تبلیغ کردن وبا زور کسی را وادار به پذیرش وپیروی از دین زرتشت، دراین فرهنگ جایگاهی ندارد.   ناگفته پیداست هرچیزی که با زحمت و تلاش بیشتری به دست آید، همچون گوهری باارزش خواهد بود تا گوهری که هرچند قیمتی باشد ولی به سادگی وآسانی به کسی پیشکش گردد.    بدین روی شایسته است تا خواستاران آیین راستی وخرد، هریک درپی جستجو وپژوهش برآمده، پس از بررسی واموزش با نگاهی ژرف، آنگاه با دل آگاهی و ایمان راستین پیرو اندیشه وراه زرتشت شوند.  به ویژه اینکه با ابزارهای پیشرفته کنونی، آموزه های دینی و فلسفه ها با نسک ها، تارنماها ودر دنیای اینترنت به خوبی و سادگی در دسترس همگان است.  
160

 درود برشما استاد نیکنام گرامی؛ پرسشم این است: با اینکه می دانیم در دین زرتشتی تک همسری داشتیم، چگونه درخاندان ساسانی برخی شاهان چندین همسر داشته اند؟


پرسش :

 درود برشما استاد نیکنام گرامی؛ پرسشم این است: با اینکه می دانیم در دین زرتشتی تک همسری داشتیم، چگونه درخاندان ساسانی برخی شاهان چندین همسر داشته اند؟


پاسخ :
درود، بیگمان در هردورانی مرتو(:انسان) های نیک وپارسا به آموزه های درست مرتوگانی(:بشری) که آموزگاران راستین وپیام آوران نیک بیان کرده اند؛ چشم دوخته اند، زندگی خویش را برپایه بینشی درست استوار کرده اند، واز نیکوکاران روزگار خویشند.   آشکار است که در کنار مرتوهای نیک کردار، همیشه زورمداران ناآگاه و نابخرد نیز زندگی داشته اند که به دور از سازه های بنیادی برگرفته از هنجار راستی(اشا) هرچه را خواسته اند با زر وزور برای خویش فراهم ساخته اند.   چنانچه پادشاهان و رهبرانی درهرزمان از داد وآیین درست دین خود پیروی نکرده وسبب کژروی از آیین راستی گردند؛ آیافرهنگ، دین ومنش آموزگار و پیام آور آنان را بایستی خرده گرفت؟   به روزگار اشوزرتشت نیز چنین زورمدارانی سبب پندارگرایی وآسیب تنی وروانی به نیاکان ماشده بودند که آموزگار ایرانی از آنان ناخشنود بوده ودر سرودهایش(:گات ها) به بدی از اینگونه گمراهان یاد می کند.

صفحه‌ها