پرسش و پاسخ
 دوست گرامی ، با درود فراوان و آرزوی شاد زیوی برای شما ، پیش از بیان هر پرسشی ، به پاسخ های داده شده قبلی که در 7 گروه بالا (چارچوب سمت چپ )جای گرفته و نزدیک به 300 پاسخ می باشد پس از گزینش هر گروه ، پاسخ هایی را که در زبر هر پرسش آمده به ژرفی بخوانید ( برای دیدن هر پاسخ ، روی پرسش مورد نظر کلیک کنید) سپس چنانچه پرسشی افزون بر تمامی پرسش های پیشین برای شما وجود دارد در همان گروه بنویسید تا باز هم پاسخگو باشم... بیگمان گله مند نخواهید شد تا به پرسش های تکراری و مشابه یا بی ربط با دین وفرهنگ ایران باستان ، پاسخ داده نمی شود ! چنانچه پرسش شما در گروه دیگری باشد به گروه موضوع آن انتقال داده خواهد شد .

درود بر شما که به ژرفی اندیشه خواهید کرد و پرسش های خود را پس از بررسی کامل پاسخ های قبلی خواهید پرسید.


 در كتابي از دكتر فرهنگ مهر خواندم اهريمن واقعيت دارد اما هستي ندارد.يعني چه؟

چه نیکو بود که دوستان ما نخست پاسخ به پرسش ها را به دقت نگاه می کردند و پس از آن پرسشی را می نوشتند ... چنانکه پیش از این نیز اشاره شده است اهریمن از واژه انگره مینو گرفته شده که در ذهن انسان بداندیش شکل می گیرد ، انسانی که از دانش بی بهره است یا نمی خواهد از دانایی بهره بر گیرد . در برابر آن سپنتامینو وجود دارد که منش سازنده است ودر ذهن انسان نیک اندیش و خردورز شکل می گیرد . اینها هردو واقعیت دارند یعنی هر لحظه ممکن است ذهن یکی با اندیشه بد ( اهریمن ) آمیخته گردد و این بدی در گفتارش تاثیر داشته باشد و یا به کردار ناشایست تبدیل شود ولی هستی ندارد یعنی آفریده نشده و انسان نا آگاه است که آن را در باور خود ثبت خواهد کرد .


 همازور یعنی چه؟

همازور نام بخشی از سرود اوستای کشتی در خرده اوستا و از نیایش های زرتشتی است . در این سرود متوجه می شویم که سراینده سرود از شنوندگان و باشندگان خواستار است و آرزو می کند تا نیکوکاری گسترش یابد و بداندیشی و کژروی نابود گردد بنابراین سرود همازوری را می توان همبستگی ، هم باوری ، هم پیمانی ، همراهی ، همدلی و هم اندیشی نیز نامید . به هنگام نیایش این سرود برای پیمانداری ، نیایش کننده هردودست خود را بر هم می گذارد و همازوری را می خواند . این سرود چنین است : همازوربیم ، همازور هما اشو بیم ، همازور ویش کرفه بیم ، هم کرفه کرفه کاران بیم ، دیر اژ وناه و وناه کاران بیم ، هم کرفه بسته کشتیان و نیکان هفت کشور زمین بیم ... در ترجمه روان این سرود اینگونه برداشت می شود که بیایید تا همه همبستگی داشته باشیم ، همراهی با اشوان ونیکان بکنیم ، ازکسانی باشیم که ثوابشان بیشتر است ، همراه با ثوابکاران گردیم ، از گناه وگناهکاران دور بمانیم، از نیکوکاران و بسته کشتیان هفت کشور زمین باشیم ...( در زمان سرودن اوستا سرزمین ها به هفت بخش ( قاره ) تقسیم شده بود که نام این هفت کشور زمین در اوستای همازور دهمان چنین آمده است : ارزه - سوه - فره ددفش - وی ددفش - واروبرشن - واروجرشن - هنیرس )


 كتاب معيار در دين زرتشتي گات ها است؟ با توجه به ويژگيهاي منحصر به فرد گات ها نسبت به ديگر بخشهاي اوستا ، ميتوان فقط به گات ايمان آورد و راهنمايي هاي آنرا به اجرا در آورد.

شایسته است تا رفتار وکردار انسان بر پایه بینش زرتشت که در گات ها آمده است استوار گردد . از سویی دیگر برپایی سنت ها وآیین های ملی ایرانی سب شکوفایی شادی وآرامش وهمازوری در جامعه خواهد بود


 آیا در کتاب مقدس زرتشتیان مانند سایر کتب مقدس محمد را آخرین پیامبر و اسلام را آخرین دین و کامل ترین دین معرفی کرده است؟

در گات ها که کتاب دینی زرتشتیان وسروده های زرتشت است ، سخنی از آخرین ویا کامل ترین نیامده است .


 آیازرتشتیان پیامبران پس از زرتشت را قبول دارند یا آئین زرتشت رابرتر می دانند و آنها راقبول ندارند؟

زرتشتیان با توجه به بینش پیامبرشان ، به تمام اندیشه ها و سخنان پیامبران ، فیلسوفان ، عارفان و اندیشمندانی که در جهت بهسازی زندگی بشر باشد و مردم را به آسایش و آرامش ، پیشرفت و بالندگی ، شادی و تازگی ، آزادی و مهربانی بیشتر برساند ، گوش خواهند داد سپس با اندیشه خود بهترین ها را گزینش خواهند کرد و یه همین شیوه بررسی و پژوهش ، تا کنون در فلسفه دین زرتشت هیچگونه نارسایی وکمبودی مشاهده نکرده اند که در نگرش خود تغییری ایجاد کنند.


 چرا زرتشت دستورات دین خود را کلی بیان کرده آیا اگر جزیی تر بیان می کرد بهتر نبود دلیل این کار چیست؟پ

یه نظر من زرتشت هیچگونه دستوراتی بیان نکرده است او به واقعیت هایی پی برده است که آنها را با سخنی ساده به مردم بازگو کرده و از آنان خواسته است تا از روی آزادی ، راه خویش را بر گزینند . از اینکه کلی گویی شده است ، زرتشت باور دارد که سخنانش " مانتره " ، یعنی کلام اندیشه بر انگیز است ، و به همین روی شاید خواستار شرکت همه مردم در کنکاش زندگی خودشان از روی خردمندی و بهره گیری از دانش زمان بوده است تا به رازهای جزیی تر در زندگی پی ببرند نه دستورات جزیی زندگی را بدون اندیشه و انتخاب ، به کار گیرند .


 آیا زرتشت ادعا می کند دین کاملی است ؟اگر این ادعا را دارد دلیلش چیست؟پ

زرتشت در سروده هایش ، هیچگونه ادعایی ، ودر هیچ موردی نکرده است . او بامردم سخن می گوید و باور دارد که همه با آزادی واختیار ، در هرزمان و مکانی حق دارند به ارزش های انسانی برسند و شایستگی داشتن رفتار نیک وسخنی شیوا هستند که برگرفته از اندیشه نیک وخرد رسا است . من منظور از کامل بودن را هنوز متوجه نشده ام . بزرگمهرمی گوید : همه چیز را همگان دانند و همگان تاکنون از مادر نزاده اند . اگر بیذیریم زمانی جهان به فلسفه ای کامل برای زندگی بشر یرسد پس دیگر نیازی به هیچ کتاب ، مدرسه ، دانشگاه ، پژوهش و دانشمندی نیست تا بخواهند با اختراع وکشف جدید خود زندگی بشر را به سوی تکامل وپیشرفت رهنمون باشند. زرتشت به خرد انسان ها باور دارد که در هر مکان با یاری از دانش زمان ، کامل بودن زندگی بشر را به آرامی تجربه خواهد کرد.


 سلام آیا شما در کتابتان فقط حسنات زرتشت را گفته اید یا نقاط ضعفی هم دارد و شما بیان نکردید؟ آیا در کتاب اوستا تحریف راه یافته؟

درود بر شما ، کتابی که من درباره فرهنگ و فلسفه ززرتشت نوشته ام ، وافعیت دین زرتشت است و دلیلی ندارد که تعریفی از این فلسفه داشته باشم و بخواهم تبلیغی برای آن کرده باشم ، چون اگر به گفته خود زرتشت توجه کنیم به آزادی و اختیار در بخش های گوناگون زندگی ، به ویژه گزینش دین اشاره می کند . البته این دلیل نمی شود که در رفتار اجتماعی پیروان دین زرتشت نارسایی وجود ندارد . پیروان هر دینی در برابر شرایط اجتماعی ، سیاسی ، جغرافیایی و گاهی جبر زمان خودشان را یا رویدادها سازگار می کنند .اگر اوستا را بیشتر بررسی کنیم ، گنجینه ای از ادبیات ودانش گوناگون تاریخ ایران باستان است که بخش کوچکی از آن در یسنا ، سخنان زرتشت است از بینش آن ودر باور پژوهشگران، تحریف نشده و به نام گات ها در اختیار همه است .


 با سلام شما در کتابتان از فروهر و دئنه سخن گفتید آیا منظور شما از فروهر تجلی صفات خدا در وجود انسان است و دئنه همان فطرت و سرشت ادمها است.پ

فروهر را در پرسش های دیگران پاسخ داده ام به آنان نگاهی داشته باشید که همان تجلی ذره ای از نور و ویژگی های اهورایی است که از آغاز زاده شدن در کالبد انسانی به امانت است تا پس از درگذشتن که به جای آغازین یعنی به سوی روشنایی پروردگار باز خواهد گشت و نیرویی است که روان انسان را به پیشرفت وبالندگی فرا می خواند . دئنه را نیز در کتاب آیین اختیار پاسخ داده ام که نیروی تشخیص خوب از بد است، از دریافت هایی که از احساس پنجگانه انسانی ، یعنی از طریق چشم ، گوش ، بینی ، لمس ، چشایی زبان به روان انسان می رسد . دین را به وجدان آگاه و بیدار نیز ترجمه کرده اند .


 آیا شما به کسی اعتقاد دارید که در روز رستاخیز ظهور کرده و زمین به مانند بهشت از بدیها پاک می کند ودر روز رستاخیز به حساب اعمال بندگان رسیدگی می شود.

ویژگی هایی در فلسفه زرتشت وجود دارد که با برخی از گفته های شما هماهنگی ندارد . بنابراین پاسخ منفی و ما به چنین شخصی اعتقاد نداریم . نخست اینکه شخص خاصی در باور ما ظهور نخواهد کرد ، زرتشتیان به کسانی با نام " سوشیانت" باور دارند که سود رسانان مقدس نامیده می شوند، و این افراد زیادی می توانند باشند که در هر زمان و در هر نقطه ای از دنیا و در هر مسلک و آئینی ممکن است زاده شوند و تا در زندگی بشر اثر گذار باشند و سودشان ، تحولی باشکوه و شگفت انگیز در رفتار همگان پدیدار کند . دوم اینکه بهشت در فرهنگ دینی ما جایگاه مادی ویژه ای نیست که تصور کنیم از بدی ها پاک است بلکه بهشت حالتی مینوی برای روان افراد نیکوکار است که خودشان با اراده خویش آن را فراهم می سازند و در این حالت خوش آیند و دلنشین به سر می برند ، چه در این جهان وچه در سرایی دیگر . سوم اینکه در فلسفه زرتشت در روزی به نام رستاخیز قرار نیست به حساب بندگان رسیدگی شود .در این دین کسی بنده خدا نیست بلکه همه همکار و دوست پروردگار هستند و حسابشان را چه نیک و چه بد ، در هر زمان خودشان می توانند رسیدگی و با اختیار و کارهای نیک ،گذشته خود را اگر تاریک شده باشد، روشن کنند . رستاخیز نیز روزی بیان شده که گناهکارانی که پس از درگذشتن ، میزان کارهای نیکشان کمتر بوده است از آن پس در رنج نخواهند بود و همگان در هنگام رستاخیز به فروغ اهورایی خواهند پیوست .


 با سلام اگر هدف زندگی همه ی ما مصداق این مصراع است: مقصود تویی کعبه و بت خانه بهانه است ...پس چه نیازی به داشتن یک دین مشخص داریم ، همین که بر اساس فطرت پاک عمل کنیم کافی نیست و خداوند از ما قبول نمی کند؟ پریوش

بیگمان همین است که شما اشاره کرده اید ولی بسیاری از مردم هنوز این برداشت نیک را ندارند . آنها در کعبه و بت خانه مقصودشان تو ( نزدیک شدن به پرورگار یکتا ) نیست ، آنان از برخی شرایط ، اندیشه و نگرش زمان شکل گیری ادیان در روزگار هر دین و فلسفه بهره می گیرند ، پیروان خود را به کارهایی شگفت انگیز وگاه خرافی فرا می خوانند به آنان دستور مبارزه و برخورد با پیروان دیگر ادیان واندیشه ها می دهند و سبب عقب افتادگی پیشرفت ملت ها ، پندار گرایی ، برداشت نادرست از دین ، و جنگ و ستیز بین پیروان ادیان می شوند . آنچنانکه حافظ نیز در زمان خود چنین حالتی را باور داشته و می گوید : جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه... چون ندیدند حقیقت ، ره افسانه زدند.


  گاه هاون ، آغاز نیایش روزانه ما است یا اشهن - چه دلیلی دارید .

در نوشته های قدیمی نخستین گاه را اشهن نامیده اند ، به عنوان مثال در کتاب "گلدسته چمن " که توسط یکی از دانشمندان زرتشتی به نام هیربد شهریار جی و در عهد قاجار در هندوستان به نگارش در آمده و مستر خدابخش رییس پارسی آن را به پارسی ترجمه کرده است ، در رویه 267 آن چنین آمده است : نام پنج گاه روز ، 1 - اشهن - از سپیده دم بامداد تا بر آمدن آفتاب ، 2- هاون - از طلوع تا ظهر ، 3- رپیتون - از ظهر الی بعد از ظهر ، 4 - ازیرن - از بعد از ظهر تا نمودار شدن ستارگان ، 5 - ایوی سروترم - از نمودار شدن ستارگان تا سپیده دم است.
اگر به زمانی برویم که نیایش کردن برای انسان به صورت سنت در آمد متوجه می شویم که به هنگام مهر پرستی در ایران ، نیاکان ما با روشن شدن هوا و آمدن مهر ( سپیده دم ) به نیایش می پرداختند و آن زمان هنوز چیزی به نام ساعت اختراع نشده بود که بتوان 12 نیمه شب را تشخیص داد و آن را آغاز گاه بعدی دانست و در یکتاپرستی ایرانیان نیز نیایش ها در همین زمان ادامه داشته است.
دلیل دیگر ، در باور سنتی ما هر گاه پیش از سپیده دم شخصی از جهان در گذرد ، زمان درگذشتن او را روز قبل می دانیم بنابر این سپیده دم را مبنای روز جدید می دانیم.
همچنین در نگه داشتن روزهای نبر ، رسم بر این است که نخوردن گوشت را از 12 شب اغاز نمی کنیم بلکه از سپیده دم شروع می کنیم که تا سپیده دم روز بعد گوشت نباید خورد
دلیل بعدی اینکه در نیایش روزانه ما بخش کوتاهی در اوستای سروش واژ خوانده می شود که به تر تیب از گاه اشهن شروع می شود و نخست به سرور و رییس خانه ( نمانیائیچه) دوم به سرور شهر و روستا ( ویس یائیچه ) سوم ، قبیله ( زنتومائیچه ) چهارم ، کشور ( دخیو مائیچه) ودر گاه شب به رهبر دین ( زره توشترومائیچه ) از کوچا به بزرگتر درود فرستاده می شود
زنده یاذ موبد رستم شهزادی که از دانشمندان دین در سده معاصر بود نیز آغاز گاه نیایش را اشهن می داند ، درست زمانی که سپیده بامدادی شروع می شود و روزی دیگر ، حال و هوایی تازه به همه موجودات می بخشد
من نیز از روشن شدن هوا در سپیده دم ، به یاری وخشنودی پروردگار هستی چشم دارم .


 با درود. آيا در دين زرتشت نماز خواندن اجبار است؟

در دین زرتشت اجبار در گزینش و انجام هیچ کاری وجود ندارد و هرفرد بایستی پیشنهاد ها وگفته های دیگران را بشنود و به ژرفی به آن بنگرد سپس راه خوب و بد را با خرد خویش بر گزیند . واژه نماز در اوستا به شکل "نمنگها" آمده که در پهلوی به صورت" نماژ" در آمده و امروزه آن را نماز می گوییم که در زبان عرب به صورت " صلات" ذکر شده است . سرود هایی است که بخش هایی از آن را در بخش نیایش ها از همین وب سایت بشنوید که زرتشتیان برای رسیدن به آرامش و هنجار راستی در زمان هایی آن ها را با اختیار می سرایند.


 آیا سدره پوشیدن و کشتی بستن برای مسلمان زاده ها امکان دارد؟

سدره ، پوششی است که در زیر پیراهن بر تن پوشیده می شود و نام آن در اوستا به شکل " وهو منه وستره " آمده که پوشش نیک اندیشی معنی می دهد و هرکس که باور دارد اندیشه اش نیک است حق دارد آن را بر تن داشته باشد و کشتی کمربندی بافته شده از پشم گوسفند است که 72 رشته دارد ودر اوستا " ائیویا انگهن " نام دارد یعنی کمر بند خدمت رسانی برای گسترش راستی و برانداختن کزاندیشی و باز هم کسی که کمر همت بسته است تا این کار شایسته را در خود ، خانواده و جامعه به سرانجام برساند، حق دارد تا کشتی را نیز بر کمر داشته باشد . از آنجا که پیروان زرتشت وظیفه دارند تا این دو کار ارزشمند اجتماعی را انجام دهند به شیوه سنتی سدره پوش می شوند و کمر بند کشتی بر آ ن گره می زنند.


 آیا در دین زرتشت و کتاب آن، سخن و یا سفارشی برای پذیرفتن و یا انتشار این دین گرام شده؟ و آیا گرویدن به این دین برای همه امکان پذیر است و از کسی که بخواهد به تازگی به این دین در آید چگونه برخوردی می شود؟

سراسر اندیشه و بینش زرتشت برای گسترش آیین راستی و خرد ( دین زرتشت ) و آموزه های انسان ساز نخستین دین یکتاپرستی در جهان است ، زرتشت باو ر دارد که هر انسان که به دین راستی باو ر مند شده است بایستی در برانداختن کژ اندیشی و دعوت دیگران به دین خردمندی کوشش کند . اشوزرتشت در یکی از بند های گات ها می فر ماید : بهترین نیکی به دانشمندی برسد که پیام راستین مرا پیامی که از روی آیین راستی به رسایی و جاودانی ، به کمال بی زوال می رساند به مردم برساند و بفهماند برای چنین کسی شهریاری خدای دانا در پرتو منش نیک گسترش پیدا خواهد کرد پذیرفتن این دین برای همه امکان پذیر است البته نه به اجبار بلکه از روی گزینش آزاد و با اختیار زیرا در هات دیگری زرتشت می فرماید : بهترین گفته ها را به گوش بشنوید با اندیشه ای ژرف به آن پیام بنگرید سپس هر مرد و زن از شما راه و دین خویش را با اختیار برگزیند به بخش پایانی پرسش که چگونه می توان باور به پیام زرتشت داشت را پیش از این در پرسش های قبلی پاسخ داده ام به آنها نگاه کنید.


 آیا در دین زرتشت از اختیار ما انسان ها برای انجام کارها بحث شده است؟

در دین زرتشت ، تنها از اختیار سخن رفته و چیزی به نام جبر وجود ندارد . پیام آور آریایی در سروده های خود ، گات ها می فرماید : بهترین گفته ها را به گوش بشنوید ، با اندیشه ای ژرف به آن بنگرید ، سپس هر مرد و زن از شما با اختیار بهترین راه را برای خویش برگزینید . این نشانه ای از آزادی گزینش در انسان است که در تمام کارها وانتخاب ها می تواند نقش داشته یاشد.


 با درود فراوان خدمت شما استاد ارجمند جناب آقای کوروش نیکنام من از دوستداران دین باستانی ایران و پیامبر پاکش اشو زرتشت می باشم. پرسش من از شما این است که برای آشنا کردن ایرانیان و به ویژه جوانان ایرانی که صد افسوس از گذشته پر افتخار ایران زمین چیزی نمی دانند چه کرده اید؟ و آیا برنامه هایی برای معرفی بیشتر زرتشت دارید؟

درود بر شما ، ایرانیان و به ویژه جوانان این سرزمین همه پژوهشگرند و همه همانند نیاکان خود ثابت کرده اند که به آینده خویش اندیشه دارند و با خرد ورزی راه بهتر زیستن را برا ی خود بر می گزینند . یک ضرب المثل ایرانی می گوید " هرکه تاووس خواهد ، جور هندوستان کشد " بیگمان جوینده ، یابنده است و هرکه بخواهد به اصالت فرهنگی خود پی ببر د بایستی تلاش بیشتری داشته باشد.


 آیا من می توانم به دین پیامبر زرتشت آیمان بیاورم

نمی دانم به چه چیزی ایمان دارید ، ولی باور دارم که ایمان یک خواسته و نیاز درونی انسان است که به عشق و علاقه و احساسات هر فرد بستگی دارد ، هر کسی می تواند به هر چه که دوست دارد ایمان بیاورد . شما بررسی کنیید چند ملیارد نفر انسان با زبان و رنگ پوست و فرهنگ گوناگونی در جهان زندگی می کنند و هریک به آنچه باور دارند ایمان آورده اند.


 ایا دین زرتشت درست است یا آیین زرتشت و چرا؟ با سپاس

دین زرتشت درست است ، زیرا زرتشت نخستین پیام آوری بوده است که از سوی خداوند برگزیده شد ویکتاپرستی را به جهانیان بیان کرده است . واژه دین که در گویش اوستایی به صورت (د ا نه - daena) آمده به معنای وجدان آگاه و بینش درونی است که نخستین بار در متن دینی ایران باستان آمده در حالیکه آیین یعنی پیروی کردن از باور ها و سنت های شکل گرفته در بین انسان ها که توسط هر ملتی بر گزار می شود.


 آیا زرتشتیان آتش پرست بوده اند؟ لطفا دلایل خود را به طور کامل بیان کنید.

ایکاش به خود زحمت می دادید و پاسخ پرسش های قبلی را به دقت می خواندید . زرتشتیان آتش پرست نیستند آنان نور و روشنایی را قبله خود می دانند و به سوی هر گونه روشنایی نماز و نیایش می کنند و خدای یکتا را که نخستین با توسط پیامبر آریایی ، زرتشت شناخته شد درود می فرستند. آتش در نزد ایرانیان بسیار گرامی بوده همچنان که آب و خاک و هوا نیز ارزشمند بوده است ، ایرانیان از زمانی که آتش را در اختیار در آوردند و شیوه روشن کردن آتش را آموختند ، این پدیده نیک رانیز گرامی داشتند. اگر شما سری به شاهنامه فردوسی بزنید تا در داستان هوشنگ چگونگی کشف آتش را در یابید و به پاسخ این ایرانی والاتبار در باره نگرش ایرانیان به آتش بنگرید که می گوید ... مپندار کآتش پرستان بدند/ پرستنده پاک یزدان بدند...جایگاه آتش را درمی یابید ، ایرانیان هنوز دین زرتشتی را نیاموخته بودند که با کشف آتش گامی ارزشمند در راه تمدن برداشتند و پس از آن چون کبریت یا وسیله ساده ای برای آتش افروزی در اختیار نداشتند آتشکده ها را بنا کردند و با فراهم کردن چوب به آتش خوراک دادند تا مبادا آتش خاموش گردد زیرا در این صورت گرمای اجاق خانه های روستا نیز به سردی می گرایید . ایرانیان آتشکده ها را در کنار رودخانه ها و جویبار ها می ساختند تا هر چهار عنصر زندگی ساز ، آب و آتش و خاک وهوا با هم گرامی داشته شود ... سده ها پس از آن ایرانیان زرتشتی شدند وهمچنان از نور آتش همچنان نور خورشید ودیگر روشنایی ها برای نیایش خدای یکتا بهره گرفتند. آنان تا امروز نیز میراث ارزشمند نیاکان را گرامی داشته ومانند برخی اقوام مهاجم به تخریب آثار فرهنگی گذشتگان نمی پردازند


 آيا دين زرتشت ازدواج محارم را جايز مي داند؟

خیر ، زرتشتیان زناشویی با نزدیکان را ندارند . یکی از تهمت های ناروای دشمنان فرهنگ ایران، ازدواج با محارم در سنت ایران باستان است که دروغی بیش نیست ، در مورد بینش زرتشت در این باره به هات 53 از گات ها بیندیشیم که پیام آور ایران به دخترش پورچیستا می گوید جاماسب ( که از نزدیکان نیست وبیگانه است ) به خواستگاری تو آمده است من اورا در دین داری تایید می کنم ولی تو با خردمندی و اختیار اگر مایلی او را به شوی خود بپذیر . و این نشان از باور به سنت زن و شویی در فرهنگ زرتشتیان است.و هیچگاه در تاریخ زندگی زرتشتیان ازدواج با نزدیکان مشاهده نشده است .


 تا چه حد از انديشه زرتشت در دين يهود نفوذ كرده است.بر عكس آن چطور

بیگمان اندیشه های سامی که از تورات شروع شده است در ادیان ابراهیمی تاثیر گذاشته است که می توان از ترجمه کتاب های مقدس این ادیان شباهت ها را جستجو کرد که تا حدودی به بینش آیین مهر ایرانی نیز مربوط می شود ولی اندیشه یکتاپرستی زرتشت تاثیر زیادی بر دین یهود نداشته است و آشکار است که دین یهود که قرن ها پس از گسترش فلسفه زرتشت در جهان بوده نمی تواند نفوذی بر دین قبلی مردم ایران و زرتشت داشته باشد .


 آیا زرتشت در اعتقاداتش به بازگشت دوباره روح به زمین اشاره کرده است؟برای تکامل نه تناسخ؟

در هات 49 بند 11 از گات ها، پیام اشو زرتشت چنین اشاره ای دارد: روان ِبد اندیش ِبد گفتار ِ بد کردار بر خواهد گشت که این نباید به برگشت روان انسان به کالبد حیوانی اشاره شده باشد، شاید روان بد کاران در انتظار بیشتری به سر خواهند برد تا پالوده شده و به روشنایی اهورایی برسند.


 سلام استاد.آیا زرتشت درباره ی سیر کمال یعنی به دنیا آمدن و برگشت به زمین سخنی به میان آورده است(تکامل)؟

بسیاری از بخش های پیام اشو زرتشت درباره رستگاری انسان است که پس از زاده شدن و آغاز خردمندی شروع خواهد شد و به شکوه رسیدن روشنایی اهورایی به سر انجام خواهد رسید.


 با درود،دیدگاه زرتشت را در رابطه با مرگ بیان فرمایید با تشکر

کیومرث از واژۀ اوستایی: گَیَه مَرِ تَه آمده یعنی زندگی و مرگ این اشاره به جهان مادی انسان دارد که همراه با زاده شدن به صورت کالبدی زندگی را آغاز می کند و پس از فرسودگی و فرتوتی جسم به نابودی خواهد رف ولی در زندگی مینوی مرگ وجود ندارد زیرا روان و فروهر انسان بی مرگ و جاودانه خواهد بود، مرگ در زندگی جسمی و پس از دوران زندگی مادی برای جسم انسان بیان می شود نه در فلسفۀ هستی ، زرتشتیان واژه درگذشت را به کار می برند نه وفات را زیرا باور دارند که انسان از جهان مادی به جهان مینوی گذران شده و تنها گذری چند ساله در این سرا داشته است پس نمرده است بلکه در جهانی دیگر به سر می برد .


 آیا زرتشتیان به پیدایش آادم و حوا اعتقاد دارند ياخیر؟

در ادبیات دینی و اوستا، آنچنان که در تورات ذکر شده است که خداوند با فراهم آوردن گِل توسط فرشتگان، آدم را آفرید و هزاران سال بعد حوا را خلق کرد و آنان را در جنت (بهشت) قرار داد و بعد ها با کار خلافی که آنان انجام داده و از میوۀ ممنوعه خوردند و از جنت به زمین کوچ داده شده و اکنون بشر فرزندان آنان می باشند یادی نشده است. تنها در بندهش که یکی از نوشته های پهلوی است آمده که کیومرث نخستین انسانی بوده که نطفۀ خود را بر زمین ریخته و از آن دو شاخه از گیاهی همانند ریواس روییده شده که آنان را مشی و مشیانه نام نهاده که بر هم پیچیده اند و آغاز آفرینش را در این جهان تشکیل داده اند.


 به نظر شما آیا خلقت و آفرینش انسان ودر کل زندگی و به مجازات رسیدن گنه کاران و پاداش گرفتن نیکان و... در کار خداوند قدرتمند ساده نیست ؟ یعنی تمام عظمت و تمام کار خدا صرف سنجش اعمال و بعد تلافی آن ها می شود؟

در بینش زرتشت خداوند هیچ گاه منتظر نیست که شخصی از جهان درگذرد تا او را تشویق کند و پاداش دهد و یا برعکس گنه کار را مجازات نماید. مزدا آرزو دارد تا انسان که از هوش و خرد بهره مند است کرداری نیک داشته باشد و از آرامش و شادی برخوردار شود و این پدیدۀ جبر نیست، کسی که این سفارش را نمی پذیرد با کار های ناشایست خود که از کژ اندیشی سرچشمه می گیرد از روانی نا آرام و آزرده برخوردار خواهد شد.


  بهشت و دوزخ در دین زرتشت چگونه است ؟

بهشت از واژۀ: وَهیشتِم مَنُو در اوستا آمده به چم (معنی) بهترین حالت- وه (به) وهیشتم (بهترین) منو(منش) که در پارسی به صورت ( به، بهتر، بهشت) در آمده است و واژه دوزخ از دروجو دِمانِه آمده یعنی جایگاه دروج (دروغ) و هر دو حالت های مینوی است و نه مادی و نه جایگاهی که خداوند ساخته و آماده کرده باشد تا روان شخص نیکوکار یا بد کردار را به بهشت یا دوزخ بفرستد پس بهشت حالتی است که روان شخص نیکوکار درآن به شادی، روشنایی و آرامش می رسد و دوزخ حالتی است که روان بد اندیش به سکوت و تاریکی می رسد و برای حالت دوم همیشگی نیست و روان پس از زمانی پالوده شدن به بهترین حالت مینوی خواهد رسید.


 به عقيده زرتشتيان روح و روان چيست آيا هردو يكي هستند يا روح جدا و روان جدا مي باشد؟

روان واژه پارسی است که در اوستا به گونۀ: اوروانِه ، آمده است و این واژه در عربی به صورت روح آمده است که هر دو یکی است و به پدیده ای اشاره می شود که در نهاد انسانی وجود دارد و پس از مرگ باقی خواهد ماند.


 با درود.می خواستم در مورد نقش اهريمن در آيين زرتشت مقداری آگاهی بدهيد و اينكه از زرتشتيان نقل مي كنند كه اهريمن مرده درست است يا نه؟

اهریمن از واژۀ انگره مینو آمده است که در ذهن انسان ِ بد اندیش شکل می گیرد، انسانی که از دانایی و خرد بهره می گیرد در اندیشه اش سپنتا مینو زاده می شود که گزینه مقابل انگره مینو است. بنابرین خداوند آفرینندۀ اهریمن نیست بلکه انگره مینو(بد اندیشی) از انسان کژاندیش سرچشمه می گیرد و پدیدۀ مادی نیست که در پی کشتن او بر آییم و یا مرده باشد.شکسته اهریمن باد واژه ای است که هر زرتشتی در نماز تکرار می کند تا بد اندیشی(اهریمن) در نهاد او پویا نشود و به جای آن نیک اندیشی شکوفا گردد.


 هدف نهایی مزدا از خلقت انسان و کاهنات چیست؟

به راستی نمی توان در اندیشۀ خداوند بررسی کرد و هدف نهایی مزدا را بیان کرد ولی از روی پیام گات ها می توان نتیجه گرفت که انسان برای درک شکوه و زیبایی آفرینش اهورایی، پذیرش خرد خدا داده، همراهی با هنجار راستی ، گرایش به دانایی تا نزدیک شدن به سر آغاز آفرینش گفتگو کرد.


 نتیجه اعمال خوب یا بد چگونه به انسان برمی گردد؟ آیا بعد از مرگ معادی وجود دارد؟

در فلسفه زرتشت کردار نیک انسان و عملکرد بد او نتیجه ای دارد که از همین جهان بر روان شخص اثر خواهد گذاشت. فرد بد اندیش از روان آزرده ای برخوردار خواهد شد و فرد نیکوکار روانی آرام و شاد خواهد داشت این روان پس از مرگ نیز همچنان جاودانه خواهد بود و از عملکردی که جسمش در جهان مادی داشته است شاد و خشنود خواهد بود و یا برعکس عذاب کشیده و آزرده خواهد شد تا اینکه پس از زمانی گذرا پالوده گشته و به روشنایی و شادی برسد.


 آیا در دین زرتشت صحبتی از روح و ارتباط آن با جسم مادی آدمی شده است؟

در باور زرتشتیان انسان از دو بخش مادی و مینوی تشکیل شده است که در بخش مادی تن و جان با دو بخش دیگر یعنی فروهر و روان(روح) هماهنگی لازم وجود دارد و رفتار و عملکرد تن و جان برگرفته از سفارش فروهر بوده و چگونگی آن نیز بر روان تاثیر خواهد گذاشت، شادمانی روان و آزرده شدن آن را در پی خواهد داشت.


 آتشکده برای زردشت به چه معنایی است ؟

آتشکده محل نگهداری آتش است . از زمانی که ایرانیان آتش را کشف کردند و داستان آن را می توانید در بخش پادشاهی هوشنگ از شاهنامه فردوسی بخوانید به دلیل اهمیت آتش در زندگی مردم آن زمان تا کنون که گرما ، انرژی و روشنایی آتش مورد نیاز همه بود و ایرانیان افتخار کردند که با کشف آتش و در اختبار در آوردن آن مرز بین توحش وتمدن را گشودند و به تمدن دست یافتند. بنابر این در کنار آب ، خاک وهوا که گرامی بود آتش نیز اضافه گردید و مکان هایی ساخته شد در کنار چشمه ها ، رودخانه و یا دریا که در آن آتش نگهداری و پرستاری شود وچهار عنصر آب ( نماینده ایزد بانو آناهیتا )آتش ( نماینده ایزد مهر ) خاک و هوا با هم گرامی داشته شود . اکنون نیز زرتشتیان آتش را به عنوان نماد روشنایی و گرمی همچنان پاس می دارند و به سوی فروغ آن خداوند را نیایش می کنند زیرا تجلی خداوند را در روشنایی می دانند


 دستهای بر افراشته که در گات ها آمده به چه معنی است؟

در چند سرود گاتها اشوزرتشت از نمنگها (نماز) سخن می گوید که از اوستا نَه زَستُو(دست های بر افراشته) یاد شده است.دست های به هنگام نیایش وقتی بالا قرار می گیرد به چند انگیزه پرداخته می شود نخست اینکه نیاز و خواسته را از اهورا بیان می کند، انسان به سوی بالا و پیشرفت توجه دارد و سوم با انگشتان خود می توان انرژی های مثبت درون خویش را پویا سازد و...


 بهشت ودوزخ در دین زرتشت چگونه است ؟

در بینش اشوزرتشت ، اهورامزدا جهان هستی را بر مبنای نظم وهنجاری درست و نیك آفریده كه اَشا نام دارد . در هنجار راستی ، اصل كنش و واكنش پیوسته وجود دارد . به عبارتی قانون عكس العمل بخشی از هنجار اَشا است كه در مورد نیك اندیشی و بد اندیشی انسان نیز نتیجه می دهد . رفتار انسان ، هماهنگ با اندیشه او می تواند خوب و سازنده و یا عكس آن ویران كننده و بد باشد . بر پایة قانون اشا ، رفتار انسان در همین جهان به خودش باز میگردد و بهشت و دوزخ را برای او بوجود می آورد . پس بهشت یا دوزخ ، بازتاب طبیعی كردار انسان است . بهشت بـرگرفته از واژه « وَهیشتـم منـو » در اوستـا اسـت ، یعنی «بهترین منش» و دوزخ از واژة اوستـایـی « دروجو دِمانِه » آمده یعنی جایگاه دروغ و مكان تیره گون كه در برخی سرودها نیز به صورت « اَچیشتم مَنُو » آمده یعنی « بدترین منش» بنابراین اهورامزدا بهشت و دوزخ را برای پاداش و یا آزار انسان در دنیای پس از مرگ نیافریده است بلكه واكنشی طبیعی برای رفتار انسان است كه بر وجدان و روان او اثر می گذارد از این دیدگاه انسان كه با اندیشه و رفتار خود توانایی ساختن دوزخ و بهشت را دارد توانایی كاهش دادن آنان را نیز خواهد داشت یعنی دوزخ برای انسان ، همیشگی نیست بلكه دیرپا و زمان داراست .


 قـانـون اَشـا را كـه زرتشت به آن اشاره كرده با چه چیزی در ادیان دیگر برابر می دانید ؟

بیگمـان هـر دیـن بـه نـوعی جهـان بینی اشـاره می كند كه با فرهنگ و تمدن مردم زمان پیامبر و با منطقه یی ویژه هماهنگی دارد و در این راه هر یك به نظم در زندگی اشاره كرده اند . به همین روی نگرش دین زرتشت به جهان هستی ، پیروی و پیوستن به قانون اَشا است در بینش او خداوند جان و خرد ، جهان را براساس هنجاری آفریده كه بر تمام هستی حاكم است و هیچ پدیده یی از اتم تا كهكشان وجود نداردكه بر پایة این هنجار هماهنگ ، استوار نباشد پس انسان نیز باید خود را با هنجار هستی ، همگام و همراه سازد ، راستی ودرستی ، مهر و فروتنی و فروزه های نیك انسانی را در خود پرورش دهد .


 اصول دین زرتشت برچه چیزهایی است ؟

بنیاد دین زرتشت بر هفت پایه استوار است : یكتایی اهورامزدا <.> پیامبری اشوزرتشت <.> پیروی از اَشا <.> داشتن اندیشه ، گفتار و کردارنیک <.> آزادی در گزینش راه <.>پاداش کار نیک و پاد افراه کار زشت <.>جاودانی روان <.>رستاخیز


 خداوند در دینِ زرتشت چگونه بیان شده است ؟

در بینش اشوزرتشت ،خداوند با نام اهورامزدا بیان شده است اهورا یعنی «هستی بخش» مز یعنی «بزرگ» و دا از «دانش و دانایی» آمده است بنابراین خداوند ، دانای بزرگ هستی بخش است كه انسان را برده و بنده خویش نمی داند بلكه با خردی كه به او هدیه كرده است جایگاه ارزشمند انسانی را به او پیشنهاد كرده است .


  مراحل عرفان در دین زرتشت چگونه است ؟

شناخت خداوند ، پرورش و پویایی ویژگی های نیک اخلاقی و نزدیك شدن به اهورامزدا، مهمترین هدف سفارش شده اَشوزرتشت در زندگی انسان است . پیام آور ایرانی باور داردكه اگر انسان رفتار خود را به شش فروزه یی كه از خداوند سرچشمه گرفته هماهنگ سازد ، گذری به هفتمین مرحله نیز خواهد داشت و به جایی خواهد رسید كه سعدی نیز به آن اشاره کرده است ، رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند. نخستین گام در راه نزدیك شدن به اهورا ، وَهومن یا منش نیك است ، این واژه در زبان فارسی به بهمن تبدیل شده است . نیك اندیشی یكی از فروزه های ذاتی خداوند است كه انسان نیز بایستی در نخستین گام آن را در خود پرورش دهد . گام دوم ، گزینش اَشَه وَهیشْتَه یا بهترین اشویی است كه در زبان فارسی به اردیبهشت تبدیل شده است . اشویی در ذات خداوند ، هنجار مطلق و توانایی نظم بخشیدن است ، این فروزه در انسان نیز كوششی برای هماهنگی در رفتار بر پایة اشویی ، یعنی پیوستن به راستی است . خْشَترَه وَئیریَه كه در زبان فارسی به شهریور تبدیل شده است توانایی مینوی و پادشاهی بر خود معنی می دهد توانایی گذشت و مهربانی ، توانایی كنترل رفتار ناهنجار اشا، توانایی دفاع از حق و مبارزه با دروغ ، توانایی رسیدن به آزادی و آزاد منشی و ..... كه گام سوم در راه شناخت است . گام چهارم ، فروزة «مهرورزی» است كه در گات ها به گونه سپنتَه آرَمئی تی بیان شده و در فارسی به سپندارمذ یا اسفند تبدیل شده است . در بینش اشوزرتشت رابطة بین انسان وخدا بر مبنای دوستی و محبت است نه از روی ترس و بیداد ، پس انسان باید فروزة «مهرورزی» را در خود افزایش دهد ، خویشتنداری ، گذشت ، فروتنی ، مهربانی ، بخشندگی و دهشمندی از پرتوهای این فروزه هستند . گام پنجم به صورت هَه اوروَتات ودر فارسی به گونه خورداد بیان شده در این مرحله رسایی وكمال در انسان پدیدار خواهد شد و او را به تدریج به انسان آرمانی نزدیك خواهد كرد. در بینش اشوزرتشت رسایی و جاودانگی كه ششمین مرحله است بهم پیوسته هستند . یعنی اگر انسان به رسایی برسد خود به خود به «بی مرگی» نیز خواهد رسید. اَمِرَه تات كه در فارسی به صورت امرداد آمده ، جاودانگی معنی می دهد ، بی گمان این فروزه از ویژگی ذاتی خداوند است ولی انسان نیز بر پایه نظامی كه در آفرینش او پیش بینی شده به گونه ای دیگر و به طور نسبی جاودانه خواهد شد . هفتمین گام ، در راه عرفان و شناخت اهورا ، سرَئوشَه است این واژه در فارسی به گونه «سروش» بیان شده ، نور حقیقت و ندای اهورایی است كه چون مشعلی ، نهاد انسان و دیده دل عارف را روشن خواهد كرد ، بنابراین در كنار كار و كوشش ، مراحل عرفان نیز در انسان سپری می شود ، فروزه هایی چون پاكی و راستی ، توانایی سازنده و مهرورزی پویا خواهد شد تا رسایی و پایندگی در نهاد او فزونی یابد .


 آیا دین زرتشت در باره تناسخ صحبتی می کند ؟

خیر ، تناسخ و برگشت روح به کالبدهای غیر انسانی مورد نظر پیامبر آریایی ، زرتشت نیست.


 درباره مبارزه نیکی و بدی آیا در مقابل بدیها و بدکاران می باید ساکت نشست یا باید مبارزه کرد ؟ این مبارزه می تواند قهر آمیز نیز باشد؟

اشوزرتشت در پیام خود به ویژه در هات 32 بند 16 از گات ها - مبارزه با بدی و دروغکار را به کمک ابزار دانایی یعنی سخن درست ، قاطع و دلایل منطقی می داند در هات 30 بند 9 و 10 وجود همازوری راستکاران و تازه کردن جهان را ابزاری برای مبارزه با زور دروغکاران می داند و در هات 31 بند 18- پیشنهاد می دهد که چنانچه بدکاران به راه راست نیامدند باید با قدرت در برابر آنها ایستادگی کرد .


 در گاتها از عدالت چگونه صحبت می شود ؟ اگر ممکن است چند مثال بیاورید.

اگر پرسش از عدالت خداوندی است ، در گاتها از آزادی واختیار کامل برای زن و مرد سخن به میان می آید و این آزادی مربوط به قوم ، نژاد و افراد ویژه ای نیست و برای همگان است . خداوند در گاتها سراسر نیکی و داد است که نقش یاوری وهمکاری با انسان را دارد . اهورامزدا هیچگاه بین انسانها تفاوتی نمی شناسند مگر در انتخاب راه راست و نادرست - شخص گمراه ، اگر در عذاب وجدان بسر می برد از روی آزادی خود ، راه خویش را برگزیده و مسئول کردار خویش است . بازتاب کردار نیک و بد هر فرد که برگرفته از خرد رسا و یا بی تفاوتی نسبت به اندیشه است به شخص باز خواهد گشت .


 آیا در آیین زرتشت ، کشتن انسان در شرایطی مانند "مجازات اعدام" یا شرایط دیگر آزاد است ؟

در دین زرتشت سفارش شده تا هرفرد با یاری خرد خویش به سوی یگانه هنجار هستی یعنی راستی ، درستی و ارزش های نیک انسانی روی آورد و آرمان پیامبر این است که ظلم ، بیداد ، ستم ، جنایت و هرگونه کرداری که از کژاندیشی سرچشمه گرفته باشد در بین مردم وجود نداشته باشد . بنابراین چنانچه فردی از هنجار اشا پیروی نکرد از فرهنگ زرتشتی جدا گشته است و مجازات او بر اساس قوانین موجود در زمان و مکان خواهد بود.


 آیا از نظر آیین زرتشت ، فرضیه داروین که اجداد بشر میمون بوده اند پذیرفتنی است ؟

یین زرتشت راهکارهایی برای درست زیستن انسانها است و اخلاق ویژه ای را به هر فرد سفارش می کند تا راه خوشبختی را دریابند و بکار گیرند و در باره آفرینش و اینگونه فرضیه ها به پیروی از دانش زمان اشاره دارد .


 آیا « چینود پل » می تواند دلیلی بر مادی بودن دنیای دیگر باشد ؟

این پل در گات ها به نام چینَوَت پِِرِتو آمده است که چین یعنی چگونه چینَوَت یعنی چگونه زیستی و پِرِتو یعنی گذرگاه است . چون روان در گذشته حالت مادی ندارد بنابراین این گذرگاه نمی تواند به صورت پلی که از چوب و سنگ و غیره ساخته شده تعبیر شود چینوت گذرگاهی است مینوی که روان نیکوکاران از آن به شادمانی عبور خواهند کرد .


 در باور زرتشتی اعتقاد به دو گوهر همزاد و متضاد كه هر یك بسته به موقعیت در اندیشه آدمی به شكل خوب یا بد بروز می كند وجود دارد پس هیچ عمل یا فکری مطلقا بد یا خوب نیست بنابراین چرا در آیین زرتشتی دروغ کلا ناپسند شمرده شده و مثلا دروغ مصلحت آمیز ، جایز نمی باشد ؟

سرچشمه دروغ ، برخورد دو گوهر همزاد است که در اندیشه انسانٍ بی دانش ونادان به وجود می آید . انسانٍ دانا دراندیشه و باور خود ، از دو گوهر همزاد نیکی وراستی را پویا می سازد زیرا در بینش اشوزرتشت هنجار هستی تنها بر راستی ( اَشا) استوار است و هیچگاه به دنبال دروغ که آزار دهنده و آسیب رسان است نخواهد رفت . از آنجا که هنجار هستی ، راستی است پس زرتشتیان از دروغ مصلحت آمیز نیز پرهیز می کنند زیرا مصلحت انسان در برقراری و گسترش راستی و همراه شدن با اَشا است .


 آیا مزدای زرتشت به عاشقانی چون من امکان آن را می دهد تا راه اشویی را برای خود و برای همیشه انتخاب کنم ؟

اگر منظور از راه اشویی که مزدا سفارش کرده است ، پیوستن به اندیشه ، گفتار و کردار نیک باشد بیگمان هر شخص خدا دوست و اندیشمندی آرزو دارد تا با انجام کار نیک که برگرفته از وجدان آگاه و خرد رسا می باشد ، انسان بودن خود را در هستی به نمایش بگذارد . در این بینش راه اَشا یعنی ویژگی های پسندیده ، آگاهانه و از روی دانایی که در رفتار انسان شکل می گیرد و این حق هر شخص آزاد اندیشی است تا برای هر لحظه و همیشه از آن بهره مند گردد.


 از دو ترجمه گات های دكتر على اكبر جعفرى و موبد فیروز آذرگشسب، كدامیك را شما درست تر میدانید ؟

هر دو ترجمه ها از پیام اشوزرتشت است ولی ترجمه موبد فیروز آذرگشسب به بررسی واژگان پرداخته و با آوردن متن دین دبیره به تفسیر هر بند هم پرداخته شده و کامل تر است .


 آیا درست است که تا قبل از ساسانیان در دین زرتشت دو خدای خیر و شر وجود داشت و در زمان ساسانیان تکامل یافت و خدا واحد شد؟

خیر ، از زمانی که اشوزرتشت پیام خود را به مردم زمان خود رساند یکتاپرستی را سفارش کرد و خدای اندیشه او اهورامزدا نام گرفت باور به دوخدایی در هیچ زمانی مربوط به دین زرتشت نبوده است .


 روز رستاخیز در گات ها در زمان ساسانیان در این دوره چگونه تعریف می شود؟

برداشتی كه از واژه رستاخیز در پیام زرتشت می شود زمانی است كه تمام روان ها كه زمانی در جهان مادی به سر برده اند از پس گذراندن زمانی متفاوت و شاید در شرایطی گوناگون به فروغ و روشنایی خواهند پیوست در زمان ساسانی برخی از باورها در بینش پیامبر دستخوش آمیخته شدن با فرهنگ های آن زمان قرار گرفت و به شكلی دیگر به ثبت رسید كه اندكی نیز با پیام اشوزرتشت هماهنگی ندارند هم اكنون نیز واژه رستاخیز به همان شكلی كه در پیام اشوزرتشت آمده بررسی می شود و در باور پیروان راستین اشوزرتشت جاری است .


 آیا از نظر آئین زرتشت ، دیو و جن و پرى وجود دارد ؟

اشوزرتشت در پیام خود اشاره یی به موجوداتی به نام جن ندارد . پری یك واژه پارسی و بر مبنای زیبا روی است كه زیبایی از خواسته های ایرانیان بوده و دیو نیز خدایان پنداری پیش از زرتشت بوده اند كه ایرانیان باستان به آن باور داشته اند و با شروع یكتاپرستی ایرانیان از زمان اشوزرتشت از باور مردم گرفته شده است .


 آیا یك نفر زرتشتى چون من كه نماز نمیخواند گناهكار حساب میشود و به دوزخ میرود ؟

فلسفه نماز و نیایش در بینش اشوزرتشت ، پیروی از هنجار اشا و برقراری آرامش در انسان است و یكی از شیوه هایی می باشد كه انسان برای داده های نیك اهورایی از آفریدگار سپاسگزاری می كند . گناهكار كسی است كه كردارش بر مبنای نیك اندیشی نباشد و به روان هستی و مردم آسیب وارد سازد. نماز نخواندن در واقع از دست دادن امتیازهای فردی است كه او را از ارزش های نیك انسانی همانند مهربانی ، فروتنی ، پارسایی و عشق دور می سازد .


 آيا ميتوان اهورامزدا را آفريننده بيماری ها و خشكسالی ها دانست ؟

بيماري ها و پديده های طبيعي مانند زلزله ، آتش فشان و خشكسالي از فرآيندهاي طبيعي در هستی بوده كه نبايد آن ها را جلوه بد آفرينش به حساب بياوريم .


 مگر در گاتها گاههای نماز 3 بار مشخص نشده است؟ پس چرا در 5 نوبت نماز است؟

درگاتها نيايش كردن با دستهای برافراشته، با تني پاك، رواني آرام، دلي شاد و براي خشنودي اهورامزدا به انگيزه همراهي با هنجارهستي اشا و با كردارنيك براي آباد ساختن جهان هستي پيشنهاد شده و چند بار هم در شبانه روز نيامده بلكه پيوسته است. خوشا آنان كه دايم درنمازند بهشت جاودان ماوايش بيد در زمان ساسانيان به ابتكار ماراسپند و با توجه به شرايط زندگي مردم آن زمان بخش هايي از خرده اوستا تنظيم شد و در شبانه روز 5 بار سفارش به نمازخواندن گرديده است.

 دوست عزيز اگر پاسخ پرسش خود را نيافتيد آن را برای ما ارسال كنيد.